وظیفه ورسالت زنان در عصر غیبت امام (عج)
کانون خانواده در سال های اخیر شاهد بحرانهای جدی بوده، به طوری که در غرب، تمام شئون خانواده دچار آسیب جدی شده است و میتوان علائم زوال حیات خانواده را مشاهده نمود. درکشورهای غربی شرایط به گونه ای است که حتی به خانوادههای تکوالدی نیز به صورت قانونی عنوان «خانواده» اطلاق میشود. تمایل به ازدواج به شدت کاهش یافته است و بیشتر جوانان
، زندگی مجردی را ترجیح می دهند.
آنچه موجب جنگ علیه خانواده در کشورهای غربی شده، عبارتند از:
- افکارفمینیستی همچون اصرار بر برابری میان زن و مرد در همه زمینهها،
- حضور گسترده زنان در مشاغل تماموقت،
- تعارض تعهدات بیرون از خانواده با مسئولیت های درون خانواده،
- معاهدات و قوانین بینالمللی نیز تحت تأثیر مبانی فکری فمینیستی در نبرد با خانواده نقش ایفا نمودهاند
بهعنوان نمونه، ویلیام گاردنر،از نویسندگان و متفکرین کانادایی در تشریح ابعاد بحران خانواده بهویژه در آمریکا و کانادا، در کتاب خود «جنگ علیه خانواده» مینویسد: معاهدات بینالمللی تصویبشده در مورد زنان اصرار بر این مسئله دارد که زنان جهان باید خانوادههای خود را ترک کنند و به طور تماموقت وارد میدان کار شوند. این گونه معاهدات، مروج مهدکودکهای همگانی دولتی است و سقط جنین رایگان را حق افراد قلمداد میکند و نهایتاً نتیجهای جز تضعیف خانواده در پی ندارد. اینها از خانواده تنفر دارند. (۱)
در ایران نیز خانواده از این آسیبها در امان نبوده و نیستند. تحولاتی همچون افزایش سن ازدواج، افزایش تمایل به زندگی به صورت مجرد، افزایش دعواهای خانوادگی، افزایش آمار طلاق، کم شدن روحیه گذشت و سازش میان زوجین و کاهش نقش و تأثیرگذاری خانواده بر فرزندان و... معضلاتی برای خانواده ها به وجود آورده است که در صورت ادامه این روند، خانواده ایرانی در سالیان آتی کارآمدی خود را از دست داده و جامعه با مشکلاتی بسیار جدی روبروخواهد شد.
آنچه دراین میان اهمیت اساسی دارد، شناخت جایگاه و منزلت زن مسلمان در خانواده و ضروری دانستن حفظ و استحکام آن است تا از ادامه و تشدید آسیب هایی که خانواده را تهدید میکند، جلوگیری شود.
در این نوشتار ابتدا به بررسی جایگاه و نقش زن در خانواده و سپس نقش مادران در تربیت نسل ولایی منتظر امام مهدی (علیه السلام) می پردازیم.
نقش و جایگاه زن در خانواده و تربیت فرزندان:
از مهمترین ارزشهای یک فرد شیعه، که خانواده متولی انتقال آن است، محبت به خدا و اولیای الهی است.
در راستای رسالتی که در جهانی هستی، خالق انسانها برای آنان قرار داده و معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) نیز به خوبی آن را تبیین نمودند: همان طور که قرآن انسانسازاست، زن نیز انسانساز است؛ زنان عهدهدار مسئولیتی خطیر هستند. اگر پایه اصلی تربیت و رشد صحیح فرد برای اجتماع را در خانواده جستوجو کنیم، زن بهعنوان مربی خانواده وعامل اصلی انتقال ارزشها، اصلیترین نقش را بر عهده دارد.
ر اهمیت این مسئله همین بس که بزرگ بانوی اسلام، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میفرمایند:«آن گاه که زن در منزل به امور خانه و تربیت فرزند میپردازد به خدا نزدیکتر است.»
در طول تاریخ تشیع، یکی از نقشهای بیبدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است. بهویژه در عصر غیبت، زنان فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقشآفرینی نمودهاند و در بین تمامی نقشهای خود، در حفظ فرهنگ مهدویت و تربیت نسل ولایی و انتقال این ارزش به نسل آینده و حفظ اندیشه مهدوی از طریق پویاسازی خانواده، نقشی بسیارمؤثر داشتهاند.
زنان شیعه با بهرهگیری از آموزههای دینی با پرداختن به اساسیترین نقش زنان، که همان مادری است، بلندترین گامها را برای حفظ ولایت برداشتهاند. آنان، ارزش ولایت و محبت به اهل بیت (علیهم السلام) را به فرزندان خود منتقل کردند و بالاخص در عصر غیبت، این مادران بودند که با فضاسازی مناسب در خانه، پایبندی به امام زمان خود، با علاقهای که به ایشان نشان میدادند و رابطه قلبی و معرفتی که با حضرت داشتند، این علاقه و عاطفه را به فرزندان منتقل کردند و از این طریق، در حفظ و احیای این مهم کوشیدند.
در عصر حاضر نیز، تربیت انسان های متدین و مؤمن، پویا، کارآمد و متعهد، عاشق ولایت و ائمه معصومین از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که شاهد هجوم جریان شوم تهاجم و ناتوی فرهنگی هستیم که بنا دارد از جوانان ما یک نسل بیهویت و بیریشه بسازد.
مقام معظم رهبری در این باره فرموده اند: «باندهای بینالمللی زر و زور، که برای تسلط بر منافع ملتها، سازمانهای نظامی ناتو را تشکیل داده بودند، اکنون در پی تشکیل ناتوی فرهنگی هستند و با استفاده از امکانات زنجیرهای متنوع و بسیار گسترده رسانهای، در پی تخریب هویت ملی جوامع بشری هستند و بنا دارند که با استحاله فرهنگی و انقطاع تاریخی بین گذشته و آینده، از جامعه ما ملتی بیهویت بسازند.» (۲)
اینجاست که نقش مادران در دفاع از هویت ملی و دینی و انتقال ارزشها بسیار پررنگ میشود؛ چرا که تمامی ارزشهای دینی، اخلاقی، ملی و... در درون خانواده شکل میگیرد، نهادینه میگردد و به جامعه منتقل میشود. و دشمن نوک تیز پیکان حمله خود را به سوی این ارزش های والا نشانه رفته است.
مادران،باید بدانند یکی از مسئولیتهایی که از طرف شارع مقدس بر عهده آنان گذاشته شده، تلاش برای تربیت نسل ولایی است؛ چرا که در روایات متعدد آمده است که ولایت و مودت اهل بیت(علیهم السلام) از فرایض الهی است و ملاک قبول اعمال و عبادات به حساب میآید.
در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: « بموالاتکم تقبل الطاعه المفترضه و لکم الموده الواجبه؛به سبب ولایت شما طاعت واجب پذیرفته میشود و «موده واجبه» برای شماست»
همچنین پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله) به سلمان فرمودند: « انالموده اهل بیتی مفروضه واجبه علی کل مؤمن و مؤمنه؛ مودت اهل بیت من بر هر مرد و زن باایمان فرض و واجب است.» (۳)
بنابراین زن منتظر، منتظرپرور است و امیدواریم همان طور که زنان در طول تاریخ تشیع افتخارآفرینیهای زیادی در حفظ مکتب شیعه داشتهاند، در این عصر هم بتوانند با تربیت انسان های مومن، دِین خود را به جامعه اسلامی ادا نمایند.
ضروری برشمردن نهاد خانواده و اصالت آن:
با توجه به نقش زن در خانواده، یکی از رسالتهای مهم «زن منتظر» اهمیت به کانون خانواده و سعی در حفظ آن است. در عصر کنونی، مهاجمان فرهنگی جنگ نرم علیه این نهاد تأثیرگذار را آغاز نموده و بنا دارند با تخریب کانون خانواده، بهعنوان اصلیترین مرکز انتقال ارزشها، مانع انتقال ارزشهای دینی و ملی به نسل های آینده شوند.
زن منتظر بر این نکته تأکید دارد که فعالیتهای اجتماعی زنان در صورتی ارزشمند است که آسیبی به رسالتهای اساسی و مهم آنان در قبال خانواده و تربیت نرساند.
بر اساس روایت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) که میفرمایند:«کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه والمراه راعیه علی بیت بعلها و ولده مسئوله عنهم» (۴) زن در خانه همسرش دارای مسئولیت بوده و در قبال اعضای منزل مسئول است.
زن مسلمان خود را مسئول میداند، چرا که پیامبر، زن را به طور خاص در مقابل حفظ نهاد خانواده مسئول نموده است. پس او سعی میکند تا منافع شخصی، رفاه، لذتخواهی و تنوعطلبی خود را تعدیل و کنترل نماید و آنها را در خدمت خانواده قرار دهد و پرداختن به امور خانواده و تربیت فرزندان را مؤثرترین نقش اجتماعی خود بداند.
او گرچه در خانه است، اما خود را بهعنوان یک عضو فعال و تأثیرگذار جامعه می داند و البته در مواقع ضروری و اقتضائات خاص، به شرط آسیب ندیدن خانواده، به برنامههای اجتماعی بیرون از خانواده نیز میپردازد و زمانی خود را در صراط مستقیم و در مسیر عبودیت، احساس میکند که اصالت را به مادری و همسری دهد و در صورت تعارض و عدم امکان جمع بین آنها و مسائل دیگر، گزینه خانواده را انتخاب و اولویت می دهد و از این انتخاب خود بسیار مسرور و خوشحال باشد.
زمانی که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) در تقسیم کار میان اعضای خانواده حضرت علی(علیه السلام)، کار منزل را به زهرا و کار بیرون را به علی سپردند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) با خوشحالی تمام فرمودند:«والله اعلم ما ادخلنی السرور؛ فقط خدا میداند که من از اینکه رسول خدا کار مردانه را از دوش من برداشتند چقدر خوشحالم» (۵)
حضرت زهرا(سلام الله علیه)، ضمن انجام وظیفه همسری و مادری، فراهم نمودن زمینه مناسب برای رشد و تعالی همسر و فرزندان، اقناع میل عاطفی آنان و تبدیل خانه به کانونی مملو ازعشق و عطوفت، در مواقع مقتضی نیز در فعالیتهای اجتماعی، حضور فعال و مؤثری داشته که تاریخ حکایتگر آن است.
اما ایشان، اصل را خانه و خانواده میدانست و همین اهتمام بود که موجب شد وقتی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال کردند که علی جان، همسر خود فاطمه را چگونه یافتی؟ فرمودند: «نعم العون علی طاعه الله؛ فاطمه بهترین یاور من در اطاعت الهی است»
یعنی فاطمه بهعنوان یک همسر به گونهای ایفای نقش میکند که یاریکننده همسر خود، امیرالمؤمنین در اطاعت خدا میشود و این گونه مسیر اطاعت را برای شوهر هموار میسازد و خود نیز به واسطه عمل به این رسالت، رستگار میگردد. آن حضرت توانست در خانه محقر و کوچک خود، فرزندانی چون حسن، حسین، زینب و امکلثوم را تربیت نماید که هر کدام در عرصه حیات
انسان ها، تاریخساز و تحولآفرین بودند.
این بانوی نمونه اسلام توانست فضایی شاد و باصفا را برای همسر خود فراهم نماید که حضرت علی در خصوص تأثیر این فضا میفرمودند: «هر وقت به منزل میآمدم و چشمم به فاطمه میافتاد، غم عالم را فراموش میکردم.» (۶)
سازوکارهای تربیت نسل مهدوی:
تربیت نسل مهدوی از جمله دغدغههای والدین ولایتمدار، از جمله زن منتظر، بهعنوان متولی اصلی تربیت است. در سده اخیر، کاهش کارآمدی خانواده و هجوم فرهنگ غربی، والدین را برای تربیت صحیح دینی فرزندان با چالشهایی مواجه کرده است. از سوی دیگر، پیچیدگی امر تربیت دینی در عصر حاضر، به جهت شرایط خاص زمانی به صعوبت خاصی دچار شده است. همه این عوامل ضرورت اجتنابناپذیر اهتمام همراه با بینش و بصیرت برای تقویت بنیانهای اعتقادی منتظران واقعی را میطلبد.
البته به رغم همه چالشها، پایگاه فطری تربیت ولایی و همچنین برخورداری از نظام تربیتی که از مبانی غنی و ناب اسلام سرچشمه میگیرد، میتواند بهترین سرمایه برای متولیان امر تربیت دینی، بالاخص مادران باشد. مادران باید با بهکارگیری اصول و شیوههای صحیح تربیت ولایی و شکوفایی فطرت، درصدد تقویت عواطف و احساسات فرزندان خود نسبت به امام زمانشان باشند؛ چرا که آنها در درون خود از گرایش به سوی انسان کامل برخوردار هستند.
برخی از ساز و کارهای تربیت مهدوی عبارتند از:
اول: انتخاب شایسته
قدم اول در ایجاد مجموعهای کارآمد و سالم، انتخاب افراد توانمند و شایسته است. در خانواده نیز که از لحاظ مدت دوام مجموعه و اهمیت آن، مجموعهای حساس محسوب میشود، انتخاب همسر شایسته اهمیت ویژهای دارد. به خاطر همین مسئله است که پیامبر اکرم میفرمایند: بهترین متاع دنیا همسر پارساست و در جای دیگر چنین میفرمایند: برای نطفههای خویش فردی مناسب
اختیار کنید، به همشأن خود دختر دهید و از آنان دختر بگیرید. (۷)
زنانِ طالبِ تربیت نسل مهدوی میبایست در هنگام انتخاب همسر، دقیقاً به این مسئولیت تربیتی توجه داشته باشند و هنگام همسرگزینی، فردی را برگزینند که ولایتمدار و از خانوادهای اصیل باشد و عشق و محبت به امام زمان داشته باشد، زیرا پدری که خود برخوردار از عشق و محبت نسبت به امام زمانش نباشد، نمیتواند در ایفای رسالت تربیت نسل مهدوی توفیقی داشته باشد.
از سوی دیگر، تقید پدر در عمل به واجبات و اهمیت به حلال و حرام الهی، بالاخص تقید او به آوردن لقمه حلال بر سر سفره خانواده، در دیندار کردن فرزندان و تربیت نسل ولایی فوقالعاده مؤثراست.
بدین جهت،اولین گام برای تربیت نسل ولایی، انتخاب همسری ولایتمدار است که در آینده بتواند پدری موفق در تربیت نسل دوستدار ولایت باشد. حال آنکه متأسفانه غالباً در زمان انتخاب همسر، از آن غفلت میورزیم و بر اساس معیارهای شخصی عمل میکنیم و بعد حسرت می خوریم که چرا چنین شد.
دوم: توجه به آموزههای دینی هنگام انعقاد نطفه
بر اساس تعالیم دینی، یکی از مراحلی که در تکوین شخصیت دینی و ولایی فرزندان ما میتواند مؤثرباشد، مرحله انعقاد نطفه است. از این رو، دستورات زیادی از سوی شارع مقدس برای این مرحله صادر گردیده است که بیتردید توجه به این دستورات میتواند گامی مؤثر برای تربیت نسل ولایی باشد.
سوم: رعایت الزامات دوران بارداری
یکی دیگراز مقاطع و مراحل تأثیرگذار در تربیت نسل مهدوی، دوران بارداری مادر است که در شکلگیری شاکله دینی فرزندان فوقالعاده مؤثر است. تمامی حالات، رفتار و حتی خطورات فکری و ذهنی مادر در فرزند تأثیرگذار است. صرفاً مادری که خود علقه عاطفی و فکری با مولای خود امام زمان داشته و این علقه نمود عملی در زندگی او دارد، میتواند منتقلکننده آن به فرزند خود باشد.
خواندن دعاهایی که تقویتکننده ارتباط با ائمه اطهار (علیهم السلام) است میتواند در تربیت نسل مهدوی مؤثر باشد. اگر در آموزههای دینی در مورد دوران بارداری، سفارش به خواندن دعاهایی چون زیارت جامعه کبیره، زیارت عاشورا، دعای عهد و دعای فرج گردیده، بدین جهت است که ارتباط مداوم مادر با این مضامین دعایی، مستقیماً در جنین تأثیرگذار است و نسلی عاشق ولایت را میپروراند.
علاوه بر این، ارتزاق مادر از لقمه حلال در طول بارداری، از جمله مسائلی است که در تربیت نسل دیندار و ولایی نقش دارد.
چهارم: توجه به آموزههای مهم در بدو تولد
آنچه از مضامین روایی فهمیده میشود این است که برخی از مسائل کوچک، اثرات بزرگی در سرنوشت دینی انسان دارد. از جمله آنها که در دین مورد تأکید قرار گرفته است مسئله تحنیک یا باز کردن کام نوزاد هنگام تولد است. اینکه با چه چیز کام نوزاد باز شود میتواند در علایق و گرایشهای او در بزرگی تأثیرگذار باشد.
در روایات متعددی آدابی جهت باز کردن کام فرزند به ما رسیده است. به دلیل اهمیت مسئله، به برخی از آنها اشاره میشود: «حنکوا اولادکم بماءالفرات؛ کام نوزادان خود را با آب فرات بردارید.»
امام صادق (علیه السلام) می فرمود:«ما اظن احد یحنک بماءالفرات الا احبنا اهل بیت؛ گمان نمیکنم کسی با آب فرات کام نوزاد را بردارد، مگر آنکه ما خاندان را دوست بدارد.»
از دیگر دستورات دینی مربوط به بدو تولد، گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ نوزاد است.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در همین زمینه میفرمایند: «هر کس صاحب فرزندی شد، در گوش راستش اذان بگوید و در گوش چپش اقامه بخواند، به درستی که این عمل باعث دوری شیطان خواهد شد.»
نامگذاری مناسب فرزند، عقیقه، تغذیه بچه با شیر مادر و... از دیگر آموزههای مربوط به این دوران است.
پنجم: دوران شیردهی
- ارتزاق فرزند با شیر مادر که محصول لقمه حلال است
- دادن شیر با وضو به فرزند
- ذکر و یاد خدا در هنگام شیردهی
توفیق تربیت نسل مهدیباور و مهدییاور را بیشتر خواهد کرد.
تأثیر شیر مادر در پرورش شخصیت معنوی فرزندان امری مسلم و انکارناپذیر است.
مادری که شیر او آمیخته با ذکر و یاد حضرت مهدی است و در طول شیردهی، خود ذکر و یاد امام را بر لب و قلب دارد، قطعاً این عشق و علاقه به فرزند او منتقل میشود؛ چرا که تحقیقات روانشناسی حاکی از این مسئله است که عواطف، علایق و دلبستگیهای مادر، هنگام شیر دادن، به فرزند منتقل میگردد.
ششم: القای محبت به ائمه معصومین در دوران کودکی
در نظام تربیتی اسلام هر گونه آموزش رسمی و سختگیرانه در دوران کودکی مردود است و اصل بر آزاد و رها گذاردن کودک است، ولی این نکته مورد تأکید دین قرار گرفته که دوران کودکی دوران شکلگیری شخصیت دینی، عاطفی، عقلی و... کودک است. روح احادیث در این زمینه دلالت دارند که در دوران کودکی (هفت سال اول) عنایت خاصی بر مؤانست کودک با مقولههای مذهبی و اخلاقی شود.
به دلیل محدودیت قدرت درک و فهم کودک از ارزشهای اخلاقی، بیشترین تلاش مربیان در این مرحله باید متوقف بر ایجاد رغبت، علاقه و انس در کودک نسبت به ارزشها و مفاهیم اخلاقی باشد.
اهمیت نقش مادر از آن جهت است که در این دوره بیشترین ارتباط را با فرزند دارد و در شکلگیری شخصیت فرزند مؤثر است و به تعبیر متخصصان تعلیم وتربیت، کودک بسان یک دوربین فیلمبرداری بسیار دقیق، مشغول فیلمبرداری هوشمندانه از رفتار مادر است و مادر بدون اینکه درصدد آموزش مفاهیم به فرزند خود باشد، با رفتار و کردار خود در حال آموزش غیررسمی به فرزند خود است. کودک، مهارتها و دانستنیها را بدون واسطه از خانواده خود دریافت میکند.
اولین مطالبی که کودک فرا میگیرد تأثیر بسزایی دارد و به تعبیر امیرالمؤمنین: «العلم فیالصغر علیالحجر؛ دانشی که در کودکی فراگرفته میشود، مانند نوشته بر سنگ است.» لذا ماندگاری این آموزش ها مسئولیت سنگینی را برای مادر رقم میزند.
در نظام تربیتی اسلام، تأکید بر تلفیق جنبههای نظری (گفتاری) و عملی (کرداری) در عرصه تربیت شده است. حتی وزن عمل، بیشتر از گفتار و سخن است. لذا تأکید بر وحدت قول و عمل در همین راستاست. اینکه پیامبر گرامی اسلام در بسیاری موارد ابتدا عمل میکرد و از مردم نیز قبل از درک معنی واقعی یک عمل، تقاضای انجام آن عمل را مینمود، دلیل پُراهمیت بودن عمل است.
از این رو مادر باید فرصت طلایی شکلگیری شخصیت فرزند را غنیمت شمرده و پایهها و بنیانهای اعتقادی فرزندش را با ارائه رفتارهای برگرفته از مبانی دینی و اخلاقی تقویت نماید.
وقتی فرزند عشق سرشار مادر به امام زمان را مشاهده میکند، وقتی مادر فضای خانه را معطر به عطر یاد و ذکر حضرت میکند، این فضای آکنده از عشق و محبت، در ساختن شخصیتی محب و عاشق نسبت به امام زمان مؤثر خواهد بود.
تأکید میگردد که دوران کودکی، دوران استفاده از ابزار استدلال و منطق نیست و آنچه در این دوران اثرگذار است جنبههای احساسی و عاطفی، آن هم به صورت عملی است.
مادر باید خود نسبت به اصول و مبانی تعلیم وتربیت و پرورش یک نسل ولایی، علاوه بر شناخت، التزام داشته باشد. لذا مادر منتظر میبایست به اعتقادات خود ایمان بیاورد، زیرا ایمان تلفیقی از اعتقاد قلبی و التزام عملی است. اگر مادر منتظر از انجام رفتارهای مخالف با میل ولی خدا خودداری کرد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم نشان داد که به خاطر حضور و ناظر بودن حضرت مهدی از انجام این کار خودداری کرده است، باور به حضور واقعی ولی خدا در فرزند نیز به صورت جدی تقویت میشود.
مادر بهعنوان مدیر داخلی خانواده میتواند فضای خانه را به گونهای مدیریت نماید که این فضا سرشار از یاد و محبت و عشق نسبت به امام زمان باشد. همچنین باید به این نکته توجه کند که اگر خانواده رسالت خود را به درستی انجام ندهد، افراد و نهادهای دیگری هستند که ممکن است با آموزشهای ناروا، فرزند را به وادی دیگری بکشانند.
هفتم: تعمیق محبت در دوران نوجوانی
در نظام تربیتی اسلام، دوره نوجوانی، دوران اطاعت است. در این دوره باید تعالیم دینی به صورت آمیزهای از احساس و عقل ارائه گردد؛ زیرا در این دوره کودکان نه دارای احساس وعواطف محض هستند و نه برخوردار از قدرت عقلانی. از این رو باید هنرمندانه، با آمیختن عقل و احساس و گره زدن اندیشه و محبت، در پی عمقبخشی به عشق نوجوانان نسبت به امام زمانشان باشیم. اگر پدران و مادران توفیق یابند که در این دوره عشق همراه با معرفت را در فرزندان خود ایجاد نمایند، تا حدود زیادی توانستهاند به رسالت خود در تربیت نسل ولایی عمل کنند.
از جمله مهارتهای تربیتی تأثیرگذار در این دوران، تأکید به تقسیمبندی امور و رفتارها به خوب، خوبتر و خوبترین و همین طور بد، بدتر، بدترین است. اگر این تقسیمبندی در کودک نهادینه شود، در رفتار خود، محتاطتر خواهد بود و دست به انتخاب میزند. همچنین شناخت آثار مترتب بر رفتار عاقلانه و کاراییهای عقل و نیز نحوه استفاده از آن، از جمله مهارتهایی است که مادر منتظر به فرزند خود میآموزد.
نکتهای که در این دوره، متولیان تربیتی برای تربیت نسل منتظر میبایست متوجه آن باشند این است که در آموزههای دینی، ضمن اینکه حب اهل بیت را اساس دین و نظام دین دانستهاند، نویدهای زیادی نیز برای محبین اهل بیت دادهاند. نویدهایی مانند:
«الا و من مات علی حب آل محمد مات شهیداً، الا و من مات علی حب آل محمد مات مغفور له، الا و من مات علی حب آل محمد مات بشره ملک الموت بالجنه، الا و من مات علی حب آل محمد مات فتح له بابان الی الجنه، الا و من مات علی حب آل محمد مات جعل ا... فی قبره مزار ملائکه الرحمه؛ هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید مرده است، آمرزیده میشود، با توبه میمیرد، با ایمان میمیرد، فرشته مرگ او را به بهشت مژده میدهد، در قبرش دو در به روی بهشت گشوده میشود، قبر او زیارتگاه فرشتگان رحمت الهی میشود و...»
در روایات نیز آثار زیادی برای حب اهل بیت (علیهم السلام) مطرح شده است، از جمله اینکه کمال دین است، نور در قیامت است، ایمنی در قیامت است، موجب ثبات در صراط است، انسان را بهشتی میسازد، موجب محشور شدن با اهل بیت است و نهایتاً موجب خیر دنیا و آخرت و نجات از عذاب قبر است.
بیان این آثار برای تقویت گرایش به ولی زمان در نوجوانان بسیار تأثیرگذار است.
امام صادق فرمودند: «معرفت محبت میآورد و محبت از روی معرفت است که تبعیت و پیروی میآورد. لذا
حب اهل بیت زمانی عمق پیدا میکند که همراه با معرفت باشد.»
هشتم: ترویج محبت در دوران جوانی
در نگاه اسلام، دوره جوانی، دوره وزارت و همراهی است. اگر پدر و مادر توفیق یافته باشند تمامی گامهای مذکور را با موفقیت طی نمایند، جوان آنها در این دوره به بالاترین مرحله تکامل اخلاقی، که مرحله اخلاق مستقل و خود پیرو است میرسد که در آن، قوانین حاکم بر رفتار اخلاقی از درون فرد سرچشمه میگیرد.
این در حالی است که در مراحل کودکی و نوجوانی، بیشتر متربی از بیرون دستور میگیرد. در مرحله اخلاق مستقل یعنی جوانی، عامل جهتدهنده، وجدان و درون فرد است.
جوانی که تحت تربیت اصول صحیح قرار گرفته است به مرحلهای میرسد که با الهام درونی، به دنبال ولی خدا حرکت میکند؛ زیرا وجود صفات پسندیده در حضرت جاذبه و کششی درونی به سوی انسان کامل در او ایجاد میکند. وجود او به صورت خودجوش به سمت انسان کامل حرکت میکند و نه تنها خود جذب وجود امام زمان میگردد، بلکه میتواند ترویجدهنده فرهنگ مهدویت در بین همسالان خود باشد.
امام صادق (علیه السلام) خطاب به همه مسئولان و مربیان فرمودهاند: «علیکم بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر؛ جوانان را دریابید که آنان به سوی هر خیری شتابانترند. »
این جمله از زمینههای مساعد دوران جوانی برای کاشتن بذر محبت به امام زمان خبر میدهد.
اگر زیباییهای حکومت مهدوی ترسیم شود، هیچ چیزی به اندازه وجود مبارک امام زمان و برپایی حکومت عدل جهانی حضرت مهدی برای جوان جاذبه ندارد؛ زیرا جوانان تحقق تمامی آرمانها و آرزوهای بلند خود را در پناه برپایی حکومت جهانی حضرت میبینند. از این رو، اگر صحیح تربیت شده باشند و سرمایههای آنها به خوبی هدایت شوند، به یک جریان قدرتمند برای زمینهسازی حکومت حضرت تبدیل میگردند.
با استفاده و بهرهگیری و جهتدهی مناسب سرمایههای ارزشمند جوانان، میتوان از آن در راستای حکومت جهانی حضرت و اشاعه این فرهنگ به خوبی بهره جست، البته نکته مهم این است که جهتدهی این سرمایهها،کاری بسیار حساس و مشکل است و باید با آگاهی، شناخت، ایمان، اعتقاد، همفکری و همگامی با جوانان و با ادبیاتی جوانپسند و با حوصله و صبر و نیز با حفظ جنبه الگویی خود، به رسالت خطیر خویش عمل نمود.
سخن گوهربار رسول خدا را توجه کنیم که فرمودند: به همه شما توصیه میکنم نسبت به جوانان با نیکی و نیکوکاری رفتار کنید و شخصیت آنان را محترم بدارید و آنان را چون وزیر و مشاوری برای خود برگزینید و در امور و حوادث، آنها را همراه خویش قرار دهید.»
این آموزهها را باید نصبالعین خود قرار دهیم و به این نکته توجه داشته باشیم که کوچکترین اشتباه و بیتوجهی آنها میتواند سبب خارج شدن نوجوانان و جوانان از مسیر امام زمان گردد.
در مجموع میتوان چنین نتیجه گرفت که پیچیدگی تربیت در عصر حاضر و همچنین تلاش بیوقفه مهاجمان فرهنگی برای تخریب فرهنگ مهدوی و جلوگیری از اشاعه این فرهنگ، اهتمام جدی مادران و آشنایی آنان با سازوکار تربیت نسل مهدوی را میطلبد. لذا بدون بهرهگیری از آداب و دستورات دین، نمیتوان در تربیت نسلی ولایی، که یکی از مهمترین رسالتهای یک مادر منتظر است، موفق بود.
پینوشتها:
۱)ویلیام گاردنر،جنگ علیه خانواده، ص ۳۵۶
۲) سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع اساتید و دانشجویان استان سمنان، ۱۲ اردیبهشت ۸۴
۳) هادی نجفی، موسوعه احادث اهل بیت، ج ۱، ص ۲۳۴
۴) جلالالدین سیوطی، جامعالصغیر، ص ۹۵
۵) بحارالانوار،ج ۴۳، ص ۸۱
۶) اربلی،کشفالغمه فی معرفهالائمه، ج ۱، ص ۳۶۳
۷) بحارالانوار،ج ۱۰۰، ص ۲۲۲، ح ۳۷