فضيلت‌هاي ماه شعبان

فضيلت‌هاي ماه شعبان

 

ماه شعبان نيز در شمار شريف‌ترين ايّام سال قرار دارد كه نه تنها خود شريف است، بلكه بستر ولادت وليّ مطلق الهي، حضرت بقيةالله(ع) نيز هست. از اين روست كه در سخنان پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت(ع) نيز به وفور به اهميّت اين ماه اشاره شده است.

بنابر آنچه در شماري از متون روايي وارد شده، پيامبر اكرم(ص) در يكي از سال‌ها، به هنگام آغاز اين ماه خطبه‌اي خواندند و مردم را نسبت به شرافت اين ماه آگاه فرمودند. قسمت‌هايي از اين خطبه چنين است:

شعبان ماه شريفي است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ مي‌شمارند و حقّ آن را مي‌شناسند. آن ماهي است كه در آن همچون ماه رمضان، روزي بندگان زياد مي‌گردد و در آن بهشت آذين بسته مي‌شود. و اين ماه را شعبان ناميده‌اند زيرا در آن ارزاق مؤمنان تقسيم مي‌شود و آن ماهي است كه عمل در آن چند برابر مي‌شود و كار نيكو هفتاد برابر ثمره مي‌دهد. 1

  

بنابر آنچه در اين خطبه وارد شده است:

 

1. شعبان ماه پيامبر اكرم(ص) است؛

  

2. فرشتگان احترام اين ماه را كاملاٌ رعايت مي‌كنند؛

  

3. ارزاق مردمان، به ويژه روزيِ معنويِ آنان در اين ماه تقسيم مي‌شود؛

  

4. در اين ماه، فرشتگان بهشت را زينت مي‌دهند، تا مؤمنان به آن وارد شوند؛

  

5. خداوند به فضل خود، حسنات مردم را در اين ماه هفتاد برابر پاداش مي‌دهد، و از گناهان آنان درمي‌گذرد.

  

بنابر آنچه در حديثي ديگر آمده، اين ماه ماهي است كه:

 در هر پنجشنبة ماه شعبان، آسمان‌ها زينت بسته مي‌شود، پس فرشتگان به دعا مي‌پردازند كه پروردگارا! آن‌كس را كه در اين روز روزه بدارد، ببخشاي، و دعايش را اجابت فرماي. پس هر كس كه در اين روز دو ركعت نماز گذارد و در هر ركعت آن يك‌مرتبه سورة حمد و يكصد مرتبه سورة توحيد را بخواند و بعد از نماز نيز يكصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامي حاجت‌هاي ديني و دنيايي او را اجابت مي‌فرمايد. 2

  

اهميّت شب نيمة شعبان 

اكنون كه اندكي به اهميّت اين ماه واقف شديم، مي‌افزاييم كه در ميان تمامي روزها و شب‌هاي اين ماه، شب نيمة ماه كه شب ولادت حضرت حجّت بن‌الحسن(ع) است؛ از شرافتي ويژه برخوردار است.

 پيامبر اكرم(ص)، اين چنين از اهميّت اين شب خبر ميدهند:

 من شب نيمه شعبان، خوابيده بودم كه جبرائيل به نزدم آمد و گفت: اي محمّد! آيا در اين شب مي‌خوابي؟

 گفتم: اي جبرائيل! مگر اين شب چه شبي است؟

 جبرائيل گفت: اين شب، شب نيمة شعبان است. اي محمّد برخيز!. پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقيع برد و گفت: سرت را بلند كن و به آسمان بنگر. اين شبي است كه در آن درب‌هاي آسمان و در رحمت الهي و رضايت او گشوده مي‌گردد... اي محمد! هر كس اين شب را تا صبح به تكبير، تسبيح، تهليل، دعا، نماز، قرائت قرآن، انجام مستحبّات و استغفار بگذراند، بهشت منزل و آرامش‌گاه او خواهد بود. 3

 در حديثي ديگر، چنين آمده است كه پيامبر اكرم(ص) به هنگام حلول اين ماه فرمودند:

 شعبان ماه من است، خداوند رحمت فرمايد آنكس را كه مرا در ماهم ياري رساند. 4

 هر چند اطاعت از دستورهاي پيامبر اكرم(ص)، مصداق كامل كمك به ايشان در اين ماه است، امّا مي‌توان صلوات بر ايشان و اهل‌بيت مكرّم(ع) را نيز از مصاديق اعانت ايشان دانست. ازين روست كه بسياري از بزرگان به كثرت صلوات در اين ماه سفارش مي‌نموده‌اند.

 

بنابر آنچه در حديثي ديگر آمده است:

 خداوند به ذات مقدّس خود سوگند خورده است كه هر كس را در اين ماه به او پناه برده و از او درخواست كند، از رحمت خود محروم ننمايد. 5 بنابر روايت كميل يار با وفا و با معرفت اميرالمؤمنين(ع)، در جلسه‌اي يكي از ياران حضرت از ايشان دربارة آية شريفة «فيها يفرق كلّ أمرٍ حكيم»6 سؤال كرد، ايشان نيز در تفسير شب قدر كه امور آدميان در آن مقدّر مي‌شود به بيان اهميّت شب نيمة شعبان پرداختند و به خصوص برخواندن دعاي حضرت خضر(ع) در اين شب تأكيد كردند.

 پس از اتمام جلسه و آنگاه كه كميل به منزل خود بازگشت، باز به نزد حضرت مراجعه كرد تا دعاي خضر را از ايشان فرا گيرد. حضرت نيز نخست او را امر به نوشتن كردند و آنگاه دعاي معروف كميل را براي او خواندند، و سرانجام او را به خواندن اين دعا در شب نيمة شعبان سفارش فرمودند. 7 دعاي كميل اگر چه بنا به سنّت معمول در شب‌هاي جمعه قرائت مي‌شود، امّا ويژه اين شب نيز است، هر چند خواندن آن در شب‌هاي ديگر نيز بسيار با فضيلت است.

 از همين روست كه شب نيمة شعبان، شب قدر است و يا دست كم، در فضيلت همچون شب‌هاي قدر معروف است. روايات متعدّدي از حضرت صادق(ع) و حضرت باقر(ع) نيز به اين مطالب گواهي مي‌دهد. از اين روست كه فضائل و نيز اعمال ويژة اين شب بسيار بيشتر از فضائل و اعمال ديگر شب‌هاي مبارك سال، همچون شب ولادت پيامبر اكرم(ص)، شب ولادت حضرت اميرالمؤمنين(ع)، و نيز شب ولادت حضرت فاطمة زهرا(س) مي‌باشد. 8

  

پي‌نوشت‌‌ها:

 1. بحارالانوار، ج 94، ص 68، الاقبال، ص 684.

 2. وسائل الشيعه، ج 8، ص 104، حديث 10177، الإقبال، ص 688.

 3. بحارالانوار، ج 95، ص 412؛ الإقبال، ص 699.

 4. الإقبال، ص 683؛ وسائل الشيعه، ج 10، ص 492، حديث 13934.

 5. وسايل‌الشيعه، ج 8، ص 106، حديث 10183؛ بحارالأنوار، ج 94، ص 85؛ مصباح المتهجّد، ص 831.

 6. سورة دخان (44)، آية 4.

 7. الإقبال، ص 706.

 8. ر. ك: اعمال شب نيمه شعبان، مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي.

 

تحقق حماسه سياسي را به ملت بزرگ ايران اسلامي و رئيس جمهور منتخب تبريك گفت

رئيس سازمان تبليغات اسلامي:

تحقق حماسه سياسي را به ملت بزرگ ايران اسلامي و رئيس جمهور منتخب تبريك گفت

در پي اعلام نتيجه نهايي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و تأيين رئيس جمهور منتخب ملت، حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر سيد مهدي خاموشي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي، ضمن تقدير از ملت فهيم ايران اسلامي به‌خاطر رقم‌زدن حماسه سياسي مورد نظر رهبر معظم انقلاب اسلامي، انتخاب دكتر حسن روحاني را به‌عنوان رئيس جمهور منتخب، به وي تبريك گفت.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، در پيام دكتر خاموشي آمده است:

 

ملت فهيم و هميشه پيروز انقلاب اسلامي، يك بار ديگر در صفوف فشرده اي كه چشم جهانيان را به خود خيره كرد، با حضور در پاي صندوق هاي راي در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ،برگ زرين ديگري را بر دفتر پر افتخار حماسه هاي خود افزودند و يكي از بيادماندني ترين صحنه هاي انسجام . همبستگي ديني و ملي خود را به نمايش گذاشتند.

مردم بزرگوار و آزاده ايران اسلامي، در شرايطي به نداي رهبر فرزانه انقلاب براي تحقق حماسه سياسي لبيك گفتند كه بدخواهان اسلام و انقلاب در تبليغات بي اساس خود، انتخاباتي سرد و كم رونق را پيش بيني كرده بودند.

اما ملت مؤمن و هميشه در صحنه ايران اسلامي عزيز مانند ديگر برهه هاي حضور در عرصه دفاع از آرمان هاي انقلاب اسلامي، منافع ملي و ارزشهاي ديني خود، اين بار نيز سرافراز و سربلند از بوته امتحان بيرون آمد و به دنيا اعلام كرد كه در مسير اعتلاي نام بلند سرزمين خود بر قله هاي عزت و افتخار، به پيروزي از رهبر حكيم و فرزانه انقلاب راسخ و استوار پيش مي رود.

اينجانب ضمن عرض تبريك به جناب حجت الاسلام والمسلمين آقاي دكتر حسن روحاني، به خاطر كسب اعتماد ملت ايران براي تصدي مقام رياست جمهوري در دوره يازدهم، اين پيروزي بزرگ و شيرين را به محضر مقام معظم رهبري و مردم شريف و حماسه ساز ايران اسلامي تهنيت عرض نموده و توفيقات روز افزون براي رئيس جمهور منتخب و محترم در هدايت دستگاه اجرايي كشور با استعانت از خداوند متعال و در سايه رهنمودهاي مقام عظماي ولايت آرزو مي كنم. 

سيد مهدي خاموشي

ولادتی از جنس اشك

امام حسین

با به دنیا آمدن نوزاد در هر خانواده ای موجی از شادی و شعف تمامی اعضای را فرا می گیرد و همین هم انتظار می رود. اما در خانواده پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله با ولادت فرزند دوم حضرت فاطمه علیهاالسلام همراه شوق، غمی نیز وجود داشت. کسی که بعدها با قیامش عالمی را مبهوت کرد؛ او کسی نیست جز حسین بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام.

سۆالی که  در ذهن بسیاری از شیعیان و عاشقان این امام بزرگوار وجود دارد این است که در سالروز ولادت امام حسین علیه السلام وظیفه چیست؟ آیا همانند مراسم مولودی دیگر امامان تنها به شادی پرداخته شود؟ یا اینکه شادی نکنند و تنها به ذکر مصائب حضرت ابا عبدالله علیه السلام بپردازند؟ و یا اینکه با توجه به آنچه در روایات در خصوص حضرت سیدالشهداء علیه السلام آمده علاوه بر برگزاری مراسم مولودی و جشن ولادت از مصائب ایشان نیز یادی کنند و چشمانی گریان نیز داشته باشند؟

 

سیره بزرگان دین

 برای اینکه نظر و سیره علمای بزرگ شیعه در این زمینه روشن شود به ذکر حکایتی که نگارنده شخصا از ناقل حکایت، شنیده اشاره می شود:

یکی از اساتید نقل می کرد: در سالروز ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام محضر آیت الله العظمی تبریزی رحمة الله علیه - یکی از مراجع تقلید- رفتیم؛ بعد از مدّاحی، یکی از دوستان از ما خواست ذکر مصیبتی مختصر از مصائب آقا امام حسین علیه السلام توسط اینجانب صورت گیرد. من نیز چند دقیقه ای از مصیبت های روز عاشورا خواندم و مجلس با صفایی شد. حضرت آیت الله میرزا جواد تبریزی نیز گریستند. و این رفتار ایشان مهر تاییدی بر عمل خود دانستم. که می شود در ایام شادی اهل بیت علیهم السلام ذکر مصیبت هم کرد. در نیمه شعبان همان سال (ظاهرا) دوباره خدمت ایشان رسیدیم این بار بعد از مدّاحی، بنده بدون مقدمه شروع کردم به ذکر مصیبت. بعد از مراسم این عالم بزرگ ما را خواستند و فرمودند: در مجالس جشن اهل بیت علیهم السلام روضه نباید خواند. عرضه داشتم: آخر شما در روز ولادت امام حسین علیه السلام وقتی روضه خواندم اعتراضی نکردید! ایشان در جواب فرمودند: قضیه امام حسین علیه السلام با دیگر ائمه فرق می کند.(1)

چون روز هفتم شد، حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آمد فرمود كه: بیاور فرزند مرا، چون به نزد آن حضرت بردم، گوسفند سیاه و سفیدى از براى او عقیقه كرد، و یك رانش را به قابله داد، سرش را تراشیدند، و به وزن موى سرش نقره تصدّق كرد، خلوق بر سرش مالید ، پس‏ او را در دامن گذاشت گفت: اى ابا عبد اللّه چه بسیار گران است بر من كشتن تو، پس بسیار گریست

در روایات معصومین علیهم السلام از جمله حدیثی از امیرالمۆمنین علیه السلام آمده است: شیعیان ما در شادی ما شادند و به سبب اندوه ما اندوهگین می شوند. یَفْرَحُونَ‏ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ یَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِینَا أُولَئِكَ مِنَّا.(2) مقتضای مراسم شادی اهل بیت علیهم السلام شاد بودن است مگر در جایی استثنایی از طرف خود معصومین علیهم السلام صورت گرفته باشد. با مراجعه به تاریخ و روایات ائمه علیهم السلام به این نکته بر می خوریم که خود اهل بیت علیهم السلام در ولادت امام حسین علیه السلام چشمانی اشکبار بخاطر مصیبت های ایشان داشته اند.

امام حسین

اشک سوزان رسول
شیخ طوسى و دیگران به سندهاى معتبر از حضرت على بن موسى الرّضا علیه السّلام روایت كرده‏اند كه چون حضرت امام حسین علیه السّلام متولّد شد، حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اسماء بنت عمیس را گفت كه: بیاور فرزند مرا اى اسماء، گفت كه: آن حضرت را در جامه سفیدى پیچیده به خدمت حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بردم، حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت، پس جبرئیل نازل شد گفت: حق تعالى تو را سلام مى‏رساند مى‏فرماید: چون على - علیه السّلام - نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسى، پس او را به نام پسر كوچك هارون كن كه شبیر است، چون لغت تو عربى است او را حسین نام كن. پس حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم او را بوسیده و گریست؛ فرمود كه: تو را مصیبت عظیمى در پیش است. خداوندا لعنت كن كشنده او را، پس فرمود: اى اسماء این خبر را به فاطمه مگو.

چون روز هفتم شد، حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آمد فرمود كه: بیاور فرزند مرا، چون به نزد آن حضرت بردم، گوسفند سیاه و سفیدى از براى او عقیقه كرد، و یك رانش را به قابله داد، سرش را تراشیدند، و به وزن موى سرش نقره تصدّق كرد، خلوق بر سرش مالید ، پس‏ او را در دامن گذاشت گفت: اى ابا عبد اللّه چه بسیار گران است بر من كشتن تو، پس بسیار گریست. اسماء گفت: پدر و مادرم فداى تو باد این چه خبر است كه در روز اوّل گفتى و امروز مى‏گوئى؟ به عوض شادى گریه مى‏كنى؟ فرمود: مى‏گریم براى این فرزند دلبند خود كه گروه كافر ستمكار از بنى امیّه او را خواهند كشت، خدا شفاعت مرا به ایشان نرساند، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دین من خواهد كرد، به خداوند عظیم كافر خواهد شد، پس گفت: خداوندا سۆال مى‏كنم از تو در حقّ این دو فرزند آنچه سۆال كرد از تو ابراهیم در حقّ ذریّه خود، خداوندا تو دوست بدار ایشان را و دوست بدار هر كه دوست مى‏دارد ایشان را، و لعنت كن هر كه ایشان را دشمن دارد لعنتى كه پر كند آسمان و زمین را.(3)

مقتضای مراسم شادی اهل بیت علیهم السلام شاد بودن است مگر در جایی استثنایی از طرف خود معصومین علیهم السلام صورت گرفته باشد. با مراجعه به تاریخ و روایات ائمه علیهم السلام به این نکته بر می خوریم که خود اهل بیت علیهم السلام در ولادت امام حسین علیه السلام چشمانی اشکبار بخاطر مصیبت های ایشان داشته اند

خبر فرشنه وحی

 امام صادق علیه السلام فرمودند: زمانى كه حضرت حسین علیه السّلام از فاطمه سلام اللَّه علیها متولّد شد جبرئیل علیه السّلام محضر مبارك رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مشرّف شد و عرض كرد: امّت شما حسین علیه السّلام را بعد از شما مى‏كشند سپس اظهار داشت: آیا تربت او را به شما نشان دهم؟! پس بال زد و مقدارى از خاك كربلا را برداشت و آن را به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نشان داده سپس گفت: این تربتى است كه حسین علیه السّلام روى آن كشته مى‏شود.(4)

با توجه به روایاتی که در باب ولادت حضرت ابا عبدالله علیه السّلام ذکر شد روشن می شود: در مراسم جشن ولادت ایشان هم می توان یادی از مصائب ایشان کرد و هم می توان در مصیبت ایشان گریست.

 

پی نوشت:

1) ناقل: حجة الاسلام و المسلمین واضحی در کلاس آموزش مرثیه خوانی در مسجد سیدان قم.

2) ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، 1362ش. ج‏2، ص: 635

3) علامه مجلسی، جلاء العیون، ناشر: سرور- قم،‏ چاپ نهم‏- 1382 ش‏، ص475 و 476

4) ابن قولویه، جعفر بن محمد، كامل الزیارات / ترجمه ذهنى تهرانى، انتشارات پیام حق

چرا حضرت عباس (ع) باب‌الحوائج است؟


« و أبلی بلاء حسنا » عباس بن علی‌(ع)، مبتلا به آزمون سخت شد و ایثار و جان‌فشانی کرد و سر فراز بیرون آمد در بیان اینکه چرا او «باب الحوائح» الی الله است و هر گرفتار و دردمندی به او متوسل می‌شود و حاجت می‌گیرد، علل مختلفی ذکر کرده‌اند که چرا او باب‌الحوائج الی الله است آیا به خاطر این است که دست خود را از دست داد یا به خاطر این بود که فرقش شکاف برداشته است یا...

«از حسن روی یوسف دست بریده سهل است / در کوی دلبر ما سرها بریده بینی»

در روز عاشورا اصحاب ابا عبد الله واقعاً مردانه ایستادگی کردند، 72 نفر در برابر سی هزار نفر بودند و آنقدر رشادت کردند که این جنگ تا عصر عاشورا طول کشید.

نیزه‌ها بدن‌ها را پاره پاره کرد، اما روح که تسخیر پذیر نیست، آن کرامت‌های اخلاقی قابل تغییر و تحول نبود، ثابت قدم ماندند و به کوی جانان رفتند.

حضرت عباس گرفتار آزمون سخت شد و سربلند از آن بیرون آمد؛ آن حضرت القاب فراوانی دارد یکی از القاب او «عبد صالح» است « السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِح الْمُطِیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُوله » [9] یکی از القاب او «سقاست» و از القاب او «صاحب اللواء» است او پرچمدار کربلاست.

لقب دیگر او باب الجوائح است، بزرگان وجوهی ذکر کرده‌اند که چرا او قبله حاجات ارباب حوائج است.

مرحوم آقای برقعی می‌گفت: اینکه او به مقام باب‌الحوائجی رسیده است، به خاطر این نیست که چون دست یا پای او را قطع کردند و یا چشمش را تیر باران کردند، بلکه علت آن امر دیگری است امتحانی که او پس داد هیچیک از شهدای کربلا این امتحان را پس ندادند.

حضرت ابوالفضل‌(ع) تشنه بودند و وارد شریعه فرات شدند و موج‌های فرات را دیدند، انسان تشنه‌ایی که سه روز آب نخورده است و مشکش را پر از آب کرده است، کفی ازآب فرات را برداشت و یاد تشنگی برادر نبود و این کف آب را به بالا آورد و هنوز تشنگی برادر را به خاطر ندارد، همین که آب را نزدیک لب‌ها آورد و مماس لب‌های تشنه او شد اینجا بود که «فتذکر عطش اخیه الحسین»[10] یاد تشنگی برادر کرد و این رجز را خواند.

«یا نفسیُ مِنْ بعدِ الحسین هونی وبعده لا کُنتِ أن تکونی
هذا الحسین وارد المنون وتشربین بارد المعین!؟
تا اللّه ما هذا فعال دینی»

خطاب به نفس خود گفت تو سیراب باشی و اطفال ابی عبد الله فریاد تشنگی‌شان به آسمان برسد.
بعد قسم یاد کرد که به خدا این رفتار دین نیست که من با لب سیراب از شریعه بیرون بروم، ولی اطفال حجت خدا تشنه باشند.
جناب سید حبیب الله چایچیان معروف به «حسان» در کتاب اشک‌ها بریزید اشعار نغری دارد.

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام
شد در این کعبه عشاق دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من کرد از آن آب روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا قبول افتد حج من و تقصیرم

با خود گفت، من این را هم بر خودم نمی‌بخشم، چرا دست زیر آب کردم و تا نزدیک لب‌ها آوردم؟ این بر مُحرم حرام است، چرا که من محرم هستم و کربلا محل احرام می‌باشد، یکی از محرمات احرام، نگاه به آیینه است گویا عباس بن علی خطاب به نفسش می‌گوید؛ ای عباس چرا بر آب نکاه کردی و خودت را دیدی! به جرم این محرمات احرام در کربلا، باید این چشم و دست خود را قربانی کنی، تا فدیه این دو عملت باشد.
مرحوم برقعی می‌گفت: غیر از چشم بیدار خدا کسی عباس را نمی‌دید و اگر عباس از شریعه؛ آب می‌خورد کسی خبر نداشت، لکن برای رضای خدا، با نهایت خلوص آب را روی آب ریخت و با برادر مساوات کرد و در کوران حوادث قمر بنی‌هاشم آزمون‌های سختی داد و سربلند بیرون آمد و شهید از دنیا رفت.

برگزاري مراسم جشن و سرور به مناسبت عيد مبعث در مهاباد    کارشنا

کارشناس فرق و مذاهب اداره تبليغات اسلامي مهاباد، از برگزاري مراسم جشن و سرور به مناسبت عيد مبعث دراين شهرستان خبر داد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي، پرويز مسلم زاده، روز يکشنبه 19 خرداد ماه سال جاري با اعلام اين خبر افزود: جشن سعيد عيد مبعث به همت اداره تبليغات اسلامي مهاباد و با همکاري صميمانه سپاه پاسداران اين شهرستان با حضور جمعي از مديران و روساي ادارات، سازمان ها، نهادها و ارگان هاي دولتي و با حضور پرشور و چشمگير اقشار مختلف مردم مومن و هميشه در صحنه مهاباد در محل پارک ارتش اين شهرستان، در فضايي شاد و مفرح برگزار شد.

حجت الاسلام داداش زاده رئيس اداره تبليغات اسلامي مهاباد در اين مراسم نوراني اظهار داشت: دين اسلام آخرين و کامل ترين دين و نبي مکرم اسلام (ص) آخرين پيامبري مي باشند که خداوند تبارک و تعالي براي راهنمايي مردم و مسلمانان فرستاده اند، پيامبر اسلام (ص) مشقات و مرارت هاي فراواني را در راه شناساندن اسلام و دعوت مردم به يکتا پرستي متحمل شده اند که سوء قصد به جان ايشان، ريختن خس و خاشاک بر سر مبارکشان، سنگ سار کردن، محاصره اقتصادي پيامبر و يارانشان در شيب ابي طالب، تحميل جنگ از سوي مشرکين، به شهادت رساندن ايمان آورندگان به خدا و رسولش و ديگر آزار و اذيت هايي که نبي مکرم اسلام (ص) در راه بسط و گسترش دين مبين اسلام، مبارزه با بت پرستي و ترويج خداپرستي به جان خريده و در اين راه پر مخاطره از جان و مال خويش گذشته و رضايت خداوند را بدست آوردند.

وي ادامه داد: اگر نبود مجاهدت ها و از خودگذشتگي هاي پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) در راه احياي دين اسلام، اينک از اين دين مبين و انسان ساز خبري نبود، البته در چنين روزي محمد مصطفي (ص) از سوي خدا به پيامبري برانگيخته شدند که يکي از اعياد بزرگ ما مسلمين مي باشد و بر تک تک ما مسلمانان واجب است اين روز را گرامي داشته و با شور و نشاط هرچه تمامتر اين عيد بزرگ را جشن بگيريم.

مسلم زاده خاطرنشان ساخت: اين مراسم با حضور برادران و خواهران سني و شيعي در کمال همبستگي، حفظ اتحاد و همدلي و با شور و نشاط فراوان و با اجراي مولودي خواني، رقص کردي سنتي، برگزاري مسابقات طنز و اهداي جايزه به پايان رسيد.

 

دوشنبه 20 خرداد 1392 - 11:16


برگزاري همايش موج حضور در انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا در شهرستان مهاباد

 

برگزاري همايش موج حضور در انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا در شهرستان

به گزارش روابط عمومي اداره کل سازمان تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي ، به نقل از کارشناس فرق و مذاهب و دبير همايش موج حضور ، پرويز مسلم زاده ، اين همايش در سالن اجتماعات جمعيت هلال احمر شهرستان مهاباد با حضور بالغ بر 70 نفر از اعضاي اين جمعيت که راي اولي هم بودند در تاريخ 21/3/92 راس ساعت 11 صبح برگزار گرديد در اين همايش جناب حجت الاسلام حاج آقاي عسکري رييس مرکز بزرگ اسلامي ايراد سخنراني نمودند و مطالبي را در خصوص اهميت حضور عمومي را در انتخابات بر شمارند و نظرات مقام معظم رهبري را در خصوص حضور عمومي مردم بر شماره و توصيه نمودند که افراد اصلح را انتخاب نمايند تا به واسطه انتخاب درست افرادي در سطح مديريت کلان کسور مشکلات جامعه اسلامي را برطرف نمايند و زمينه توسعه و آباداني کشور اسلامي را فراهم نمايند ، حضور در انتخابات را رقم زدن سرنوشت خود انسانها به دست خود دانسته و با اشاره به آياتي از کلام مجيد تفسيري هم از قرآن براي حضارين در جلسه داشتند ، در خاتمه نير رييس جمعيت هلال احمر شهرستان مهاباد ضمن تشکر فراوان از اداره ي تبليغات اسلامي نويد همکاري بيشتر را در خصوص مسائل فرهنگي و ديني در آينده نزديک در سطح شهرستان و حوزه هاي کاري جمعيت هلال احر دادند .

 

سه‌شنبه 21 خرداد 1392 - 13:51


برگزاري جلسه هم انديشي فرهنگي و ديني در مهاباد   

برگزاري جلسه هم انديشي فرهنگي و ديني در مهاباد

 

کارشناس فرق و مذاهب اداره تبليغات اسلامي مهاباد، از برگزاري جلسه هم انديشي فرهنگي و ديني دراين شهرستان خبر داد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي، پرويز مسلم زاده، روز سه شنبه 21 خرداد ماه سال جاري با اعلام اين خبر افزود: اين جلسه با حضور حجت الاسلام محمد داداش زاده رئيس اداره تبليغات اسلامي مهاباد و حجت الاسلام قهرماني مسئول واحد فرهنگي دانشگاه آزاد اسلامي اين شهرستان، با هدف همکاري اين دو اداره در زمينه امور فرهنگي ، ديني و بالا بردن سطح آگاهي ديني و مذهبي جوانان جامعه بخصوص قشر دانشجو که از اقشار تاثيرگذار و آينده سازان کشور مي باشند راس ساعت 10 صبح در محل دفتر رياست اداره تبليغات اسلامي مهاباد برگزار شد.

حجت الاسلام قهرماني در اين نشست صميمي اظهار داشت: در اين برهه حساس از تاريخ کشورمان که دشمنان قسم خورده ايران اسلامي در تلاشي هماهنگ و شبانه روزي به فکر توطئه عليه ملت شريف ميهنمان بوده و در صدد هستند فرهنگ ديني و ايراني را از چهره جامعه پاک کرده و در عوض فرهنگ پوچ غربي و بي بندوباري را اشاعه دهند، لازم است ما نيز براي مقابله با اين توطئه شيطاني با آگاه سازي هموطنانمان و بسط و گسترش فرهنگ اسلامي در اجتماع، سدي پولادين در مقابل نيات شوم آنها برداريم.

حجت الاسلام داداش زاده نيز در اين جلسه تصريح کرد: اداره تبليغات اسلامي با تمامي توان آماده همکاري و برگزاري برنامه هاي مختلف با دانشگاه آزاد اسلامي مهاباد مي باشد مانند: برگزاري کارگاه هاي آموزشي، برگزاري گفتمان هاي ديني با موضوع فرهنگ و دين با استفاده از اساتيد حوزوي و دانشگاهي، چاپ کتاب هاي مختلف در اين حوزه و توزيع آن بين دانشجويان، برگزاري مسابقات ديني و فرهنگي بين دانشجويان و اهداي جوايز نفيس به برندگان، چاپ و نصب بنر با موضوع شعائر ديني در دانشگاه آزاد اسلامي و ديگر برنامه هاي ديني و فرهنگي که اميدوارم با اجراي اين برنامه ها بتوانيم گام هاي موثري را در اين زمينه برداريم.

 



چه کسی لایق مدیریت جامعه اسلامی است؟



کاندیدا ،انتخابات

قرآن کریم ماندگارترین اثر تاریخی است. همان اثری که هنوز بوی تازگی از آن استشمام می شود .

سخن از کلام خداوند است. کتابی که امام باقر علیه السلام درباره آن می فرمایند: «خدا چیزی را که امت تا روز بازپسین به آن نیازمند است فروگذار نکرده و آن را در کتابش فرو فرستاده و برای پیامبر خود بیان کرده است. برای هر چیزی حدی قرار داده است و دلیلی که به آن راهنمایی کند. » (علامه مجلسی،84:1304)


قرآن فقط مخصوص امت های گذشته نبوده و در همه مکانها و زمانها جاری است و نور آن تا قیامت بر جانهای طالب راه درست و حقیقی نورافشانی می کند.

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: «اگر بنا بود آیه ای که درباره قومی نازل شد پس از مردن آن قوم بمیرد از قرآن چیزی برجای نمی ماند، لیکن تا زمانی که آسمانها و زمین باقی است سراسر قرآن در جریان خواهد بود و هر قومی را آیه ی است از خیر یا شر، که آن را می خوانند و خود اهل آنند.» (سمرقندی،10:1981)

طبق این روایت و روایات فراوان دیگر، قرآن برای همه نسل ها و همه زمانها بوده و نیاز انسان ها به این حبل المتین الهی در همیشه تاریخ ثابت است. از این روی ما هم بر آن شدیم تا به اندازه توانمان از این سفره الهی بهره برده و معیارهای قرآن درمورد شخص لایق مدیریت جامعه اسلامی را از آن استخراج کنیم تا دیگران با مطالعه آن به راه درست و انتخاب شایسته رهنمون شوند.

ویژگی های کاندیداها   

ایمان : اولین شاخصه ای که در قرآن برای افراد صالح ذکر شده است مومن بودن شخص است. ایمان به مرکز و قلب هستی باعث می شود تا شخص در مسیر اجرای دستورات الهی گام بردارد و برای پیاده کردن آن در جامعه اسلامی تلاش کند.

این ویژگی آن قدر مهم است که قرآن می فرماید: «أفَمَن كَانَ مُۆْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّا یَسْتَوُونَ :آیا كسى كه مۆمن است، چون كسى است كه نافرمان است؟ یكسان نیستند. (سجده ، 18)

تقوا: فردی که منصب مهمی را عهده دار می شود باید متقی و خداترس باشد تا این جایگاه را جولانگاه منافع شخصی، حزبی، گروهی، فامیلی و نژادی نکند؛ و این مقام را وسیله ای برای رسیدن به رحمت الهی و خدمت خالصانه به خلق خدا بداند و در این جهت گام بردارد.

در این مورد قرآن کریم می فر ماید: «... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُم :ْ ... در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست ...»(حجرات ،13) 

شرح صدروتحمل مشکلات آنقدر مهم است که موسی از خداوند طلب شرح صدر می کند! «رب اشرح لی صدری» حضرت موسی گفت: پروردگارا! سینه ام را گشاده گردان! و یا خداوند در یا دآوری نعمت های مهم به حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) شرح صدر را ذکر می کند و می گوید: «الم نشرح لک صدرک» آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم!؟شرح صدر و تحمل در برابر مشکلات حرف های منافقان داخلی و خارجی، دشمنان و... آنقدر مهم است که این مسئله در اولین آیه از سوره شرح آمده که خود بیانگر اهمیت موضوع است

سابقه مبارزه در راه خدا: باید دید کدام یک از افراد در انقلاب سهم دارند و اهل جبهه و جنگ و به اصطلاح اهل جهاد در راه خدا بوده اند و در راه استقرار نظام اسلامی از جان، مال، ناموس و... هزینه کرده اند و به قول معروف امتحا ن پس داده ها کدامند!؟ قرآن کریم در این باره می فرماید: «وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا» ؛و خداوند هر یك را وعده پاداش نیك (بر ایمان و عملش) داده، و جهادگران را بر بازنشستگان به پاداشى بزرگ مزیّت عطا كرده است. (نساء،95)

و در جایی دیگر می فرماید: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ؛أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»(10-11 واقعه) البته نکته ظریفی در اینجا وجود دارد و آن این که: این ویژگی و تمام ویژگی های دیگر باید پیوسته در فرد بوده و استمرار داشته باشد.

افراد باسابقه باید در حال حاضر هم این سابقه را حفظ کرده و با اعمال و گفتار خود، آن سابقه را از بین نبرده باشند.

همان طور که شرط رستگاری در قیامت به همراه داشتن عمل صالح تا هنگا م مرگ است. به همین دلیل است که قرآن می فرماید: « (مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ) یعنی کسی که اعمال خوب را به همراه خود بیاورد، و نفرمود: من عمل صالحا. یعنی کسی که کار شایسته ای انجام داد! پس نابو د نکردن سابقه با رفتار و کردار ناشایست نیز لازم است. »  

وفاداری به نظام و آرمان های آن: (و ابراهیم الذی و فی) و ابراهیم کسی که (به پیمان خود) وفا کرد وفاداری به آرمان ها و اهداف بلند اسلام و نظام اسلامی آن قدر مهم است که (وفای) حضرت ابراهیم (علیه السلام) در یک آیه مستقل آمده است. با این که باقی کمالات حضرت ابراهیم (علیه السلام) را در یک آیه و به دنبال هم آورده است. اهلیت و لیاقت: «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُكُمْ أَن تُۆدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا ...» ؛

همانا خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانت‏ها را به صاحبانش رد كنید (واجبات را به خدا و حقوق مردم را به مردم) ... 

سرنوشت ملت بزرگ با داشتن هدف های مهم و نیز درگیر بودن با انواع مشکلات بیرونی و داخلی و... نیاز به فردی امین و لایق دارد تا با مدیریت صحیح و درست، بتواند این کشتی را در مقابل طوفان های سهمگین داخلی و خارجی حفظ نموده و در مسیر درست هدایت کند. این مهم آن قدر مورد توجه است که خداوند متعال کلمه «یامرکم» را به کار می برد؛ و امر به چیزی دلالت بر مهم بو دن آن دارد. (مکارم،429:1374)     

دیدار رهبر با دست اندرکاران انتخابات

ولایت پذیری: آیات پیرامون اطلاع از ولایت در قرآن کریم خیلی زیاد است و ما در این قسمت به ذکر بعضی از آیات به همراه ترجمه اکتفا کرده و از توضیح واضحات پرهیز می کنیم.

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ : اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، در برابر خدا و پیامبرش [در هیچ كارى‏] پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید كه خدا شنواى داناست. »(حجرات/1 )

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ ... »:

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید،خدا را اطاعت كنید و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشینان معصوم پیامبرند) اطاعت نمایید.(نساء،59)   

«إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ ... » ؛جز این نیست كه مۆمنان (واقعى) كسانى هستند كه به خدا و فرستاده او ایمان آورده‏اند و چون در كار مهم اجتماعى (مانند امر مشورتى، جنگ، جمعه و عید) با او باشند از نزد او نمى‏روند تا از او اجازه بگیرند ،... (نور،62) وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُكُمْ ...:و از خدا و پیامبرش اطاعت كنید و با هم نزاع مكنید كه سُست شوید و مهابت شما از بین برود... (انفال/ 46)

«مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ... » ؛ هر كه از فرستاده خدا اطاعت كند در حقیقت خدا را اطاعت كرده ،... . (نساء ،80)     

سعه صدرو تحمل مشکلات: شرح صدر و تحمل مشکلات آنقدر مهم است که موسی از خداوند طلب شرح صدر می کند! «رب اشرح لی صدری» حضرت موسی گفت: پروردگارا! سینه ام را گشاده گردان! و یا خداوند در یادآوری نعمت های مهم به حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) شرح صدر را ذکر می کند و می گوید: «الم نشرح لک صدرک» آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم!؟  

شرح صدر و تحمل در برابر مشکلات ،حرف های منافقان داخلی و خارجی، دشمنان و... آنقدر مهم است که این مسئله در اولین آیه از سوره شرح آمده که خود بیانگر اهمیت موضوع است.  

طلبکار از مردم نباشد (خود را خادم مردم بداند): یکی از ویژگی های حاکمان دینی، کار کردن برای مردم و رساندن آنها به سعادت دین و دنیایشان بوده است.

قرآن کریم به این موضوع در آیات متعددی اشاره کرده است. آنجا که می فرماید: «و یا قوم لا اسئلکم علیه مالاً و ان اجری الاّ علی الله»: ای قوم من! بخاطر این دعوت اجر و پاداشی از شما  نمی طلبم! اجر من تنها بر خداست.

در سراسر تاریخ حاکمان دینی پیوسته در پی اصلاح دین و دنیای مردم بوده اند و هیچ وقت به خاطر این فعالیت ها نه منتی بر سر آنها گذاشتند و نه تقاضای پاداشی کردند و پیوسته خود را خادم آنها می دانسته اند.

باید دید کدام یک از افراد در انقلاب سهم دارند و اهل جبهه و جنگ و به اصطلاح اهل جهاد در راه خدا بوده اند و در راه استقرار نظام اسلامی از جان، مال، ناموس و... هزینه کرده اند و به قول معروف ا متحان پس دا ده ها کدامند!؟ قرآن کریم در این باره می فرماید: «فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجر اًعظیما» یعنی خداوند مجاهدین را به غیر مجاهدین برتری داده است

حاکمان در جامعه اسلامی ما نیز باید خود را خادم مردم دانسته و با تمام تلاش در راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت آنها تلاش می کنند و شناخت این افراد با کمی دقت و تخفیف میسر می شود.

آیه مذکور با اندک تفاوتی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و نیز پیامبرانی که در جامعه خود حکومتی هر چند کوچک داشتند ذکر شده است مثل نوح (علیه السلام)، هود (علیه السلام)، لوط (علیه السلام)، صالح (علیه السلام) و...

نگاه ویژه به محرومان : «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا » : و غذاى خود را با علاقه (و نیاز) به آن و از روى محبت خدا به فقیر و یتیم و اسیر انفاق مى‏كنند.

 

پیوسته در جامعه افرادی هستند که به دلایل مختلف از تهیه اولیات زندگی خود عاجز هستند. حکومت باید بر این گونه افراد نگاه خاص و ویژه داشته باشد و نیازها ی آنان را برطرف کند تا دچار انحرافات اخلاقی، اجتماعی و... نشوند و هم خود و هم جامعه را از جهات مختلف دچار چالش نکنند و این مهم وقتی به سامان می رسد که حاکم در حکومت اسلامی به این موضوع اهمیت ویژه داده و از غافل شدن این گونه افراد و پرداختن صرف به ثروتمندان بپرهیزد ...   

ناامیدی دشمنان: جمله معروفی از شهید بهشتی (ره) وجود دارد که می فرماید: ای امریکا، از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر!

این جمله برگرفته از این آیه قرآن است که می فرماید: «... قُلْ مُوتُواْ بِغَیْظِكُمْ ...»

این گونه جملات در زمانی گفته می شود که شخص مۆمن ومطمئنی عهده دار حکومت اسلامی شود که به واسطه این انتخاب ،دشمنان دچار یأس و سرخوردگی می شوند.

همان گونه وقتی که حضرت علی (علیه السلام) به عنوان جانشین حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) برگزیده شد.    

در این گونه بیان می شود که: «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ كَفَرُواْ مِن دِینِكُمْ»: امروز كسانى كه كفر ورزیده‏اند از (ابطال و ازاله) دین شما مأیوس گشته‏اند. 

 


چرا نا امیدی کفر است؟


نا امیدی که با دو واژه یأس و قُنوط در عربی از آن یاد می شود در فرهنگ قرآن کریم کاری است ناپسند که جز از کافران سر نمی زند.


نا امید

در داستان حضرت یوسف علیه السلام می خوانیم:

قحطى در مصر و اطرافش از جمله كنعان بیداد مى‏كرد. یعقوب علیه السلام به فرزندانش دستور داد برای تهیه مواد غذایی به سوى مصر حركت كنند؛ کاری که پیش از این نیز کرده بودند؛ ولى این بار در سرلوحه خواسته هایش جستجو از یوسف و برادرش بنیامین را قرار داد و فرمود: فرزندانم بروید و از یوسف و برادرش جستجو كنید و از آنجا كه فرزندان اطمینان داشتند كه یوسفى در كار نمانده؛ به آنها فرمود:

... وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ ؛ و از رحمت خدا نومید مباشید . بعد بلافاصله دلیل آن را هم فرمود:

... إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ؛ زیرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نومید نمى‏شود .[1]

معنای این سخن آن است که نا امیدی بر جانی سایه می افکند و آن را در کام خود فرو می برد که به رحمت خدا ایمان نداشته باشد و در مواردی اصل وجود خدا را منکر شود.

شدت بدی این کار به حدی است که امام صادق علیه السلام آن را در زمره گناهان کبیره شمرده و می فرماید: یکی از گناهان کبیره «الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّه‏» است. [2]

 

چه ارتباطی بین نا امیدی و کفر وجود دارد؟

برای کشف این رابطه، نیاز به واکاوی فرآیند نا امیدی داریم تا روشن شود که چرا نا امیدی ریشه در کفر دارد و بنا به فرمایش قرآن کریم نا امید نمی شوند مگر کسانی که کافرند.

نا امیدی یعنی باور این معنا که در عالم، دیگر کسی نیست که مشکل مرا حل کند و یا کمک کند که گره از کار من باز شود. آنچه این باور را به کفر تبدیل می کند نفی خدا و قدرت او در این باور است؛ نیازی هم نیست که حتما به زبان جاری شود ، همین که این شخص در دل، اصل وجود خدا و یا شأنی از شئون خدایی او مانند قدرت و رحمت را منکر شود کافر است.

پس اینکه قرآن کریم می فرماید: تنها کافرانند که از رحمت خدا مأیوس می شوند معنایش این نیست که یأس به کفر می انجامد؛ بلکه پیام آیه شریفه این است که نا امیدی ریشه در کفر دارد؛ یعنی اول کفر می آید بعد نا امیدی؛ اول انکار خدا و قدرت اوست بعد یأس.

در بین انسان ها کسانی هستند که چنان فطرت خداباور و خداشناس را زیر خروارها گناه دفن کرده اند که در سخت ترین شرایط هم نمی توانند صدای فطرت را بشنوند و خدا را بخوانند و به او امیدوار باشند

چه کسانی دچار یأس و نا امیدی می شوند؟

قرآن کریم درباره آفرینش انسان ها خبر از نوعی خلقت می دهد به نام فطرت[3]؛ یعنی خدا تمام انسان ها را به گونه ای آفریده است که خداباورند؛ باوری که آموزشی نیست تا بعد از خلقت به او داده باشد؛ بلکه آفرینش انسان به شکلی است که خداباوری در ذات او نهاده شده. اینکه در روایت می خوانیم «هر نوزادى بر فطرت متولد مى‏شود» منظور همین است.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:

كُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ یَعْنِی الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُه‏؛ هر نوزادى بر همین فطرت متولد مى‏شود، یعنى خداى عزوجل را خالق خود می داند. [4]

فطرت

بنابراین تا انسان ،انسان است و فطرت او فعال، کفر یا همان انکار خدا یا نفی رحمت و قدرت او معنا نخواهد داشت .

از این رو چنین کسی نمی تواند از رحمت خدا نا امید شود؛ حتی کسانی که به ندای فطرت بی توجهند و با شرک و بی دینی، دین داری و خداخواهی فطرت را پس می زنند در موقعیتی که می فهمند دیگر از کسی و چیزی کاری ساخته نیست ،صدای فطرتشان را می شنوند که هنوز از خدا کاری ساخته است برای همین فوراً او را می خوانند و از او می خواهند که کمکشان کند.

این واقعیت را می توان در چند جای قرآن کریم مشاهده کرد یکی از آن موارد در سوره عنکبوت است که می فرماید:

فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ ؛و هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏شوند، خدا را پاكدلانه مى‏خوانند،

فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ ؛ و [لى‏] چون به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرك مى‏ورزند. [5]

یعنی هنگامی که گرفتار موج و طوفانی که در آن کار از کسی و امکاناتی ساخته نیست ،نشده اند دل در گرو همه کس و همه چیز دارند و توجهی به خدا و قدرت او ندارند؛ اما همینکه طوفان درگرفت و امیدشان از همه جا قطع شد؛ جا برای ظهور فطرت باز می شود و اینها خالصانه خدا را می خوانند؛ چون بر اساس فطرت می دانند که خدایی هست که می تواند مشکل آنها را حل کند.

و این مخصوص دریا نیست؛ کسی که در فضاپیما گرفتار شده و یا آنکه در خودروِ در حال سقوط به دره است و یا آن سرنشین زیر دریایی که در کف اقیانوس گرفتار آمده همه و همه وقتی تمام راه ها را بسته و تمام نیروهای امدادی را ناکارآمد می یابند ، بی آنکه نا امید شوند با فطرت خداخواه و خداجوی خود هم صدا شده و خدا را می خوانند و امید دارند که او آنها را از این گرفتاری نجات دهد.

قرآن کریم می فرماید: تنها کافرانند که از رحمت خدا مایوس می شوند معنایش این نیست که یاس به کفر می انجامد؛ بلکه پیام آیه شریفه این است که نا امیدی ریشه در کفر دارد؛ یعنی اول کفر می آید بعد ناامیدی؛ اول انکار خدا و قدرت اوست بعد یأس

چه کسانی به نا امیدی محض می رسند

در بین انسان ها کسانی هستند که چنان فطرت خداباور و خداشناس را زیر خروارها گناه دفن کرده اند که در سخت ترین شرایط هم نمی توانند صدای فطرت را بشنوند و خدا را بخوانند و به او امیدوار باشند. اینها کسانی اند که قرآن کریم با این تعبیر از آنها یاد می کند: وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا [6]

كلمه «دسّی» از ریشه «دسس» بوده که در فرآیند ادبی به این شکل درآمده است و معنایش پنهان کردن است بنابراین معنای آیه شریفه این می شود: نفس یا همان فطرت پاک الهی را در زیر گناه و معصیت دفن کرد. [7]

گاهی این دفن کردن آنقدر عمیق است و حجم گناه و معصیت روی آن چنان زیاد که هیچ پرتو و صدایی از فطرت به بیرون درز نمی کند؛ نتیجه این می شود که این شخص حتی در مواقعی که دیگر غافلان از خدا، به خدا دل می بندند و به او امید دارند؛ او نا امید محض است و بر این باور است که هیچ نیرو و صاحب قدرتی در عالم وجود ندارد که بتواند مشکل مرا حل کند ،و این یعنی انکار خدا و یا حداقل انکار قدرت و توانایی مطلق خداوند متعال.

 

نتیجه اینکه

ناامیدی محض به طور عادی امریست محال؛ زیرا انسان به گونه ای خلق شده که از درون خدا را می شناسد و به او باور دارد که این نیروی درونی نامش فطرت است. اما اگر کسی این عطیه الهی را به جای آنکه با تعالیم انبیاء الهی پرورش دهد ،زیر خروارها گناه و معصیت چنان دفن کرد که هیچ نور صدایی از آن بلند نشود ارتباطش با فطرت آفرین قطع شده و در سختی ها و مشکلات چون متوجه آن چاره ساز واقعی نمی گردد ، تمام درها را به روی خودبسته و تمام قدرت ها را ناتوان دیده و به ناامیدی محض می رسد. این است که گفته می شود نا امیدی ریشه در کفر دارد و چون رفتاری کافرانه است از گناهان کبیره شمرده شده است.

 

پی نوشت ها:

1.   87/ یوسف علیه السلام

2.   الکافی 2/280

3.   30/ روم: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها

4.   الکافی 2/13

5.   65/ عنکبوت

6.   10/ شمس

7.   مجمع البحرین 4/70 . نظیر همین معنا در تفسیر نمونه 27/48

برگزاري گفتمان ديني ‌انديشه هاي امام خميني (ره) و نقش آن در سياست گذاري ها و برنامه ريزي ها در شهرست

     

 برگزاري گفتمان ديني ‌انديشه هاي امام خميني (ره) و نقش آن در سياست گذاري ها و برنامه ريزي ها در شهرستان مهاباد

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي، پرويز مسلم زاده کارشناس فرق و مذاهب اداره تبليغات اسلامي مهاباد، از برگزاري گفتمان ديني به مناسبت ارتحال جانسور رهبر کبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي ، حضرت امام خميني (ره) در شهرستان مهاباد خبر داد ، در اين گفتمان ديني که در محل نمازخانه مديريت جهاد کشاورزي برگزار گرديد جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج آقاي محمد حسن شريعتي مبلغ اعزامي از دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، نسبت به شخصت و انديشه هاي والا و الهي حضرت امام خميني (ره ) مطالب را ايراد فرمودند و شاخص عزت نفس را از ديدگاه آن امام هما براي حضار تشريح نمودند، و شرکت در انتخابات را حماسه اي سياي و تکليف ديني هر مسلمان ايراني دانستند .

در نهايت جلسه با استقبال حضارين و پرسش و پاسخ به اتمام رسيد .

دوشنبه 13 خرداد 1392 - 9:6


امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت

در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها, روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .
او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيه الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الـلـه العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض) که پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دينـى بـود. در حـالـيكه بيـش از 5 مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـيهايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد
بديـن ترتبيب امام خـميـنى از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانيف ) بوده است و همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـويى شجاع و حق‌جـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم گـرديد .

هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی

اندكـى پـس از هجرت آيه الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريـم حايرى يزدى ـ رحـمه الله عليه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمينى نيز رهـسپار حـوزه علميه قـم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتيد حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بيان ) نزد مرحوم آقا مـيـرزا محمـد علـى اديب تهرانـى و تكميل دروس سطح نزد مرحـوم آيه الـله سيد محمد تقـى خـوانسارى, و بيشتر نزد مرحـوم آيه الـله سـيـد عـلى يثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعيـم حـوزه قـم آيـه الـله العظمى حاج شيخ عبدالكريـم حايرى يزدى ـ رضـوان الـلـه عليهـم نام برد .
پـس از رحلت آيه الله العظمـى حـايـرى يزدى تلاش امـام خمينـى به همراه جمعى ديگر از مجتهديـن حـوزه علميه قـم به نـتيجـه رسـيـد و آيه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـيـم حـوزه عـلمـيـه عازم قـــم گـرديـد. در اين زمان, امام خمينـى به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب راى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميه قـم به تدريـس چنديـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فيضيه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـديه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى و ... همت گماشت و در حـوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال در مسجـد شيخ اعظـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـيت و فـقـه را در عاليترين سطـوح تدريـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـيـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولايت فـقيه بازگـو نمود.

امام خمینی (ره) در سنگر مبارزه و قیام

روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى و تربـيت و محيط خانـوادگى و شرايط سـيـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ايـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـيـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ايـشان از يكـسـو و اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى ديگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه يـافـته است و در ســـال 41و1340 ماجراى انجمـنهاى ايالـتى و ولايـتى فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان در رهبـريت قـيام و روحـانيـت ايـفاى نقـش كنـد و بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى واحد امام خمـيـنى و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها و شعارها و هدفهـاى قيام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى گردید امام خمـيـنـى خاطـره خـويـش از جنـگ بيـن المـلل اول را در حاليكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنين ياد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بـيـن المللـى را يادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتـيـم در خـمـيـن, مـن آنجا آنهـا را مى ديـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـديـم در جـنـگ بيـن المـلـل اول. حضـرت امام در جايى ديگر با ياد آورى اسامى بـرخى از خوانيـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نواميـس مردم مى پرداختند مى فـرمايد : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـوديـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـيـهـا بــوديـم و خـودمان تفنگ داشتيـم و مـن در عيـن حالى كه تـقـريـبا شـايـد اوايـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ايـن سنگـرهايى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اينها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا مى رفـتـيــم سنگرها را سركشـى مى كرديـم. كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاريخـى و غـير قابـل خـدشـه بـوسيله انگليـسها حـمايت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاريه پايان بخشيد و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوايـفـى خـوانيـن و اشـرار پـاركنـده را محدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان ديكتاتـورى پديد آورد كه در سايـه آن هـزار فامـيـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ايـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهايى عهـده دار نقـش سابق خوانين و اشرار گرديد .
در چنين شرايطـى روحانيت ايران كه پـس از وقايع نهـضـت مشروطيت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگليسى از يكـسو و دشمـنی‌هاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى ديگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـوديت خـويـش بـه تكاپـو افـتاد. آيه الـلـه العظمى حاج شيخ عـبدالـكريـم حايرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ايـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـميـنى كه با بـهـره گيرى از استعداد فـوق العاده خـويـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علميه را در خـميـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكيـم موقعيت حـوزه نـو تاسيـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته اين حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آيـه اللـه العظمى حايرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علميه قـم را خطر انحلال تهـديد مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جويى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـيـه قـم را آيات عـظـام :
سيد محمد حجت, سيد صدر الديـن صدر و سيـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه عليهـم ـ بر عهده گرفتند. در ايـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرايط براى تحقق مرجعيت عظمى فراهـم گرديد. آيه الله العظمى بروجردى شخصيت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشين مناسبـى براى مـرحوم حايرى و حفـظ كيان حـوزه بـاشـد. ايـن پيشنهاد از سـوى شاگردان آيـه الـلـه حايرى و از جمله امام خـمـيـنـى به سرعت تعقيب شـد. شخص امام در دعـوت از آيـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذيرش مسئوليت خطـير زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمينـى كه با دقـت شـرايط سياسـى جامعه و وضعـيـت حـوزه ها را زير نظر داشت و اطـلاعات خـويش را از طريق مطالـعه مـستمر كتب تاريخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آيـه الـلـه مـدرس تكـميل مى كرد دريافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـيـد بـه رهـايـى و نجات از شـرايط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطيت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پديد آمده است, بيدارى حوزه هاى عـلمـيـه و پيش از آن تضـميـن حيات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانيت مـى بـاشـد.
امام خمينى در تعقيب هدفهاى ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علميه را با هـمـكارى آيـه الـلـه مـرتضـى حايـرى تهـيـه كرد و بـه آيـه الـلـه بـروجردى پـيشـنهاد داد. ايـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمير حـوزه مـورد اسـتقبال و حمايت قرار گرفت .
اما رژيـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لايحه انجـمـنـهاى ايالتى و ولايتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كريـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كانديـداها تغيير مـى يافت در 16 مهـر 1341 به تصـويب كـابـيـنـه اميـر اسـد الـلـه علـم رسيـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى ديگر بـود.
حذف و تغيير دو شـرط نخـست دقـيـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهايـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـيـز اشاره شد پـشتـيـبـانى شـاه از رژيـم صهـيـونيـستـى در تـوسعه مناسبات ايران و اسرائـيل شرط حمايـتهاى آمـريـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـيـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـيت در قـواى سه گانه ايران ايـن شرط را تحقق مـى بخشيد. امام خمـيـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژيـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطير علما و حـوزه هاى علمـيـه در ايـن شـرايـط بـسيـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـای سرگـشـاده اعـتـراض آمـيز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمايـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگيخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـيـنـى به شاه و نخست وزير تند و هشـدار دهنده بود. در يكـى از ايـن تلگرافها آمده بـود :
اينجانب مجددا به شما نصيحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهيد واز عواقب وخـيـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلميـن و تخـلف از قانـون اساسی بـترسيد وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـيـنـدازيد و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقيـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بديـن ترتـيـب ماجراى انجـمنهاى ايـالـتى و ولايـتـى تجربـه اى پيروز و گرانقدر براى ملت ايران بـويژه از آن جهـت بـود كـه طى آن ويـژگـيـهـاى شخصيتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شايسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمريكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه يافت. شـاه در ديـماه 1341 اصـول ششگانه اصلاحات خويـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمينى بار ديگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جويى دوباره فراخواند .
با پيشنهاد امام خمينى عـيـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژيم تحريـم شد. در اعلامـيه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـيـد شاه بـه انقـلاب سـيـاه تعـبـيـر و هـمـسـويـى شـاه بـا اهـداف آمريكا و اسرائيل افـشا شده بود . از سـوى ديگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ايـران بـراى انجام اصلاحات آمـريكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـيـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـيـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسيار گران مى‌آمد .
امام خمـيـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنايات و هـم پـيـمان بـا اسـرائـيـل ياد مـى كـرد و مـردم را بـه قـيام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـرورديـن 1342 شديـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و ديگر بلاد اسلامى در مقابل جنايات تازه رژيـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فرورديـن 42 ) اعلامـيـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى يعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تأثير شگـفت پـيـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـيـنـش كه تا مرز جانـبازى پيـش مـى رفت را بايـد در هـمـيـن اصـالت انـديشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحريـم مراسـم عـيـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـوميـن فيضيه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـريكـا اصـرار مـى ورزيـد و امام خـمـيـنى بر آگاه كردن مردم و قـيـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـريكـا و خيـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فرورديـن 1342 آيـه الله العظمـى حكيـم از نجف طـى تلگـرافـهـايى بـه علما و مراجع ايران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. اين پيشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كيان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ايـن تهـديـدها, پاسخ تلگـراف آيـه الـلـه العـظـمى حكيـم را ارسال نمـوده و در آن تاكيـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علميه قـم به مصلحت نيست .
امام خميـنـى در پيامـى( بـه تايخ 12 / 2 / 1342 ) به مناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـيـضـيـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ايران در رويارويـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائيل غاصب تـاكيد ورزيد وپيمانهاى شـاه و اسـرائيل را محكـوم كرد .

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـيد. امام خمينى از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه به عمل آورد.
امام خمينى در عـصـر عاشـوراى 13 خرداد سال 1342شمسى در مـدرسه فيضـيـه نطق تاريخـى خـويـش را كه آغازى بر قيام 15 خرداد بود ايراد كرد.
در هميـن سخنرانى بـود كه امام خمـيـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصيحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نصیحت مى كـنم دسـت بـردار از اين كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـيل ندارم كـه يـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند... اگر ديكـته مى دهند دسـتت و مى گـويند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن.... نصـيحت مرا بـشـنـو... ربط ما بـيـن شـاه و اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مـى گـويد از اسرائـيـل حرف نزنـيـد... مگر شاه اسـرائـيلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـيـام را صادر كـرد. نخست جمع زيادى از ياران امام خمينـى در شـامگاه 14 خرداد دستگيـر و ساعت سه نيمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ايشان را در حاليكه مشغول نماز شب بـود دستگيـر و سـراسـيـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد. صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگيرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شيـراز وديگـر شهرها رسيـد و وضعيتـى مشـابه قـم پـديد آورد.
نزديكترين نديم هميشگى شاه، تيمـسار حسيـن فردوست در خاطراتش از بكارگيرى تجربيات و همكارى زبـده ترين ماموريـن سـياسى و امـنيـتى آمريكا براى سركـوب قـيام و هـمچنيـن از سراسـيمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ايـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـيح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـايـش ديـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند.
امام خمينـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد.
با دستگيرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشيانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قيام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـينى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـويان، با شهـامت و اعلام ايـنكه هـيـئـت حاكمه در ايـران و قـوه قضائيه آنرا غـير قـانـونـى وفـاقـد صلاحـيت مـى داند، اجتـناب ورزيـد. در شامگاه 18 فـرورديـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمينى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گيرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فـيـضـيـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود. اوليـن سالگـرد قـيام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بيانيه مـشتـرك امام خمـيـنـى و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـيه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمـينـى در 4 آبـان 1343 بـيانـيـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـيا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ايـران و مـلـل مسلمـيـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـريكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـريكـا خصـوصـا متنفــر است... آمـريكـاست كه از اسـرائيل و هـواداران آن پشتيبـانـى مـى كنـد. آمريكاست كه به اسرائيل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام عليه تصـويب لايحه كاپيتـولاسيون، ايران را در آبان سـال 43 در آستـانه قيـامـى دوبـاره قرار داد.
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمـيـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نيايـش شبـانه امام خمينـى بـود.حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نيروهاى امـنـيـتى مـستقيما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا يك فـرونـد هـواپـيـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوريـن امـنيـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـيـد امـام را بـه اتهام اقـدام عليه امنيت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علی رغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطيلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بيـن المللـى و مـراجع تقليـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركيه يازده ماه به درازا كشيد در اين مدت رژيم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقاياى مقاومت را در ايران در هـم شكـست و در غياب امام خمينى به سرعت دست به اصلاحات آمريكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركيـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدويـن كتـاب بزرگ تحـريـر الـوسيله را آغاز كند.

تبعید امام خمینی (ره) از ترکیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آيه الله حاج آقا مصطفـى از تركيه به تبعيدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند. امام خمينى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زيارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظميـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ويك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود يعنـى نجف عزيمت كرد.
دوران اقامت 13 ساله امام خمـينى در نجف در شرايطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدوديـتهاى مستقيـم در حـد ايـران و تـركيه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنـيها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن روياروی بـلكه از ناحيه روحانى نمايان و دنيا خـواهان مخفى شده در لباس ديـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرايط مبارزه در ايـن سالها بـه تلخى تمام ياد كرده است. ولى هـيچـيـك از ايـن مصـائب و دشـواريها نـتـوانـست او را از مـسيــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد.
امام خمينى سلسله درسهاى خارج فـقه خـويـش را با همه مخالفتها و كارشكنيهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شيخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاريـس ادامه داشت. حوزه درسى ايشان به عنـوان يكى از برجسته تريـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كيفيت و كميت شـاگـردان شنـاخته شـد.
امام خمينـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پيك‌هايى بـه ايران، ارتباط خويـش را بـا مـبارزيـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـايـدارى در پيگيـرى اهـداف قـيام 15 خـرداد فـرا مى خواند.
امام خمينى در تمام دوران پـس از تـبـعـيد، علی رغـم دشواريهاى پديد آمـده، هيچگاه دست از مبارزه نـكـشيـد، وبـا سخنـرانيها و پيامهـاى خـويـش اميـد به پيـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت.
امام خمينى در گفتگـويى با نمانيده سازمان الفـتـح فـلسطيـن در 19 مهر 1347 ديـدگاههاى خويش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطين تشريح كرد و در همين مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطينـى فتـوا داد.
اوايل سال 1348 اختلافات بـيـن رژيـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژيـم عراق جمع زيادى از ايـرانـيان مقيـم اين كشـور را در بـدتريـن شرايط اخراج كرد. حزب بـعث بـسـيار كوشيد تا از دشمـنى امام خمـيـنى با رژيـم ايـران در آن شرايط بـهـره گيرد.
چهار سال تـدريس، تلاش و روشنگرى امام خمـيـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اينـك در سال 1348 علاوه بر مبارزين بيـشمار داخل كشور مخاطبين زيادى در عراق، لبـنان و ديگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمينى را الگـوى خويـش مى دانستند.

امام خمینی (ره) و استمرار مبارزه (1356 - 1350)

نيمه دوم سال 1350 اختلافات رژيـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسيارى از ايرانيان مقيـم عراق انجاميد. امام خمينى طـى تلگرافى به رئيـس جمهور عراق شديدا اقدامات ايـن رژيـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرايط پيـش آمـده تصميـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پيـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرايط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قيام 15 خـرداد، مـدرسه فيضيه قـم بار ديگر شاهـد قيام طلاب انقلابـى بـود. فريادهاى درود بر خمينـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پيـش از ايـن سازمانهـاى چـريكـى متلاشـى شـده وشخصيتهاى مذهبى و سياسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژيم بودند.
شاه در ادامه سياستهاى مذهـب ستيز خود در اسفنـد 1354 وقيحـانه تاريخ رسمـى كشـور را از مـبدا هجرت پيامـبـر اسلام بـه مبدا سلطنت شاهان هخامنشى تغـيير داد. امام خمينى در واكنشى سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاريخ بـى پايـه شاهنشاهـى داد. تحريـم اسـتفـاده از ايـن مبدا موهـوم تاريخى هـمانند تحريـم حزب رستاخيز از سـوى مردم ايران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژيـم شاه شـده و رژيـم در سـال 1357 ناگزيـر از عقـب نشينـى و لغو تـاريخ شاهنشاهى شد.

اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مردم

امام خمينـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ايـران را زيـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـايت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پيامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنايات رژيـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه بايد مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جايـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خيزند.
شهادت آيه الله حاج آقا مصطفى خمـينى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ايران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خيزش دوباره حـوزه هاى علميه و قيام جامعه مذهـبى ايران بـود. امام خمـينى در همان زمان به گـونه اى شگفت ايـن واقعه را از الطـاف خفـيـه الهى ناميده بـود. رژيـم شاه با درج مقاله اى تـوهـيـن آمـيـز عـليـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ايـن مـقـاله، بـه قـيام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشيـده شـدند. شاه علی رغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند.
او بسيج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را به عنوان تنها راه باقـيمانـده در شرايط دست زدن آمريكا بـه كـودتاى نظامـى ارزيـابـى مى كرد.

هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس

در ديدار وزراى خارجه ايران و عراق در نـيـويـورك تصـمـيـم به اخراج امام خمينـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسيله قـواى بعثـى محاصره گرديـدانعكاس ايـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ايران، عراق و ديگـر كشـورها مـواجه شـد.
روز 12 مهر ،امام خمينى نجف را به قصد مرز كـويت ترك گـفـت. دولت كويـت با اشاره رژيـم ايـران از ورود امـام بـه ايـن كـشـور جلوگـيـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و يا سـوريه بـود امـا ايشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سيـد احمـد خمينـى ) تصميـم بـه هجـرت به پاريـس گرفت. در روز 14 مهـر ايشان وارد پاريس شدند.
و دو روز بعد در منزل يكى از ايرانـيـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاريـس ) مستقـر شـدنـد. مامـوريـن كاخ اليزه نظر رئيـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـيـت سـياسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ايـشـان نيز در واكـنـشــى تنـد تصـريح كـرده بـود كه ايـنگونـه محدوديتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزير شـود تا از ايـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ايـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهايـش نخـواهـد كشيـد.
امام خمـيـنى در ديـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشيل داد. شاه نيز پـس از تشكيل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابـينه بختيار در روز 26 ديـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ايران پيچيد و مردم در خيابانها به جشـن و پايكـوبى پرداختند.

بازگشت امام خمینی (ره) به ایران پس از 14 سال تبعید

اوايل بهمـن 57 خبر تصميم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنيد اشك شوق فرو مى ريخت. مردم 14 سال انتظار كشيده بـودنـد. اما در عيـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ايشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمينى تصميـم خويـش را گرفته و طى پيامـهـايى به مردم ايران گـفـته بـود مى خـواهد در ايـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطير در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتـيار با هماهنگى ژنرال هايزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختيار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـيـاورد و ناگزيـر از پذيرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمينـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد. استقبال بـى سـابـقـه مـردم ايـران چنـان عـظـيـم و غـيـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاريهاى غربـى نيز ناگزير از اعـتـراف شـده و مستـقـبـليـن را 4 تا 6 ميليون نفر برآورد كردند.

رحلت امام خمینی (ره)، وصال یار، فراق یاران

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود. اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود. سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او ، و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش ، فـرا مـى رسيد. او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند.
شگفت آنكه امام خمينـى در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود. قــلبـى از كار ايستـاد كه ميليـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـويت احـيا كرده بـود. بــه وسيله دوربين مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بيمارستان نصب شده بـود روزهاى بيمارى و جريان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هايـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ايـن ايـام از تلويزيون پخـش شـد غوغايى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نيست. لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد. در ساعات آخر ، طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنيـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد. وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـويـى زلزله اى عظيـم رخ داده است ، بغضها تـركيـد و سرتاسر ايران و همـه كانـونهايـى كـه در جـهان بـا نام و پيام امام خمينـى آشـنا بـودنـد يــكپارچه گـريستند و بـر سر و سينه زدنـد. هيچ قلـم و بيـانـى قـادر نيست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غير قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصيف كند.
مـردم ايـران و مسلمانان انقلابى ، حق داشتـند اين چنيـن ضجه كـنند و صحنه هايى پديد آورند كه در تاريخ نمونه اى بـديـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداريـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمريكايى و غربـى را از سرزمينشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احــيا كـرده بــود ، مسلمـيـن را عــزت بـخـشـيـده بـــود ، جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شيـطانـى دنـيا ايستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمايت همه جانبه مـى شـد. مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دينـى خـود و منادى اسلام راستيـن را از دست داده بـودند.
شايـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ايـن مفاهيـم نيستنـد ، اگـر حالات مردم را در فيـلمهاى مـراسـم توديع و تشييع و خاكسپارى پيكر مطهر امام خمينـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگينـى ايـن حادثه تاب تحمـل نيـاورده و قـلبـشان از كار ايستـاده بـود را بشنـوند و پيكرهايى كه يكـى پـس از ديـگرى از شـدت تـاثـر بيهوش شـده ، بر روى دسـتها در امـواج جمعـيت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فيلمها و عكسها ببيننـد، در تفسير ايـن واقعيتها درمانده شوند.
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد، مشكلـى نـخواهند داشت. حقيقـتا مردم ايران عاشق امام خمينى بـودند و چـه شعار زيبا و گـويايى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه:
عشق به خمينـى عشق به همه خوبيهاست.
روز چهاردهم خرداد 1368 ، مجلس خبرگان رهبری تشكيل گرديـد و پـس از قرائت وصيتنامه امـام خمينى تـوسـط حضرت آيـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نيـم طـول كشيد ، بحث و تبـادل نظر براى تعييـن جانشينـى امام خمينـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چنديـن ساعت سـرانجام حضرت آيـه الله خامنه اى ( رئيـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمينـى ـ سلام الله عليه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از يـاوران قيـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام درهمـه فـراز و نشيبها در جـمع ديگـر يــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود ، به اتفاق آرا براى ايـن رسالـت خطير بـرگـزيده شد. سالها بـود كه غـربيـها و عوامل تحت حمايتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام مايـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند.
اما هـوشمندى ملت ايران و انتخاب سريع و شايسته خـبرگان و حمايـت فـرزنـدان و پيـروان امـام همه اميدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پايان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمينـى در پهـنه اى وسيعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود. مگر انديشه و خـوبى و معنويت و حقيقت مى ميرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 68 ميلونها نفر از مردم تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـريـن بـار با پيكر مطهر مـردى كه بـا قيـامش قـامت خميـده ارزشها و كرامتها را در عصر سياه ستـم استـوار كرده و در دنـيا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هيچ اثرى از تشريـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود. همه چيز، بسيجى و مردمى وعاشقانه بـود. پيـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه ميليـونها نفـر از جمعيت مـاتـم زده چـون نگينى مى درخشيد. هر كس به زبان خويـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ريخت. سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جميعت سياهپوش بود.
پـرچمهاى عزا بـر در و ديـورا شهر آويخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـى رسيـد. شـب كـه فـرا رسيـد هزاران شمع بياد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بـيابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود.
فرياد يا حسيـن بسيجيان كه احساس يتيمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سينه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورايـى كرده بـود. بـاور اينـكـه ديـگر صداى دلنشيـن امام خمينـى را در حسينيه جماران نخـواهند شنيد ، طاقتـها را بـرده بـود. مـردم شـب را در كـنار پيـكـر امـام بـه صبـح رسانيدند. در نخستین ساعت بامداد شانزدهم خــرداد ، ميلیونها تـن به امامت آيه الله العظمـى گلپايگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپيكر امام نماز گزاردند.
انبـوهى جمعيت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـينى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ايـن حماسـه در مـراسـم تشييع پيكر امام ، از شگفـتيهاى تـاريخ اسـت. خـبرگـزاريهاى رسمـى جهـانـى جمعيت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 ميليـون نفر و جمعيت حاضـر در مــراسـم تشـييـع را تا 9 ميليـون نفر تخميـن زدند و ايـن در حالى بـود كه طى دوران 11 ساله حكومت امام خمينى به واسطه اتحـاد كشـورهای غربى و شرقى در دشمنى با انقلاب و تحميل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه ديـگـر آنـان ، مردم ايـران سخـتيها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزيزان بى شمارى را در ايـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـايـست بـتدریج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اين چنيـن نشـد. نسل پرورش يـافـته در مكتب الـهى امام خمينى به ايـن فرمـوده امام ايـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاريها و جان نثـاريها ومحروميتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفيـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نيافت ، طـى اطلاعيه هاى مـكرر از راديـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هايشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد. براى مسئوليـن تـرديـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان ديگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نيز بر جمعيت تشييع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزير در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـين بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـايـى از اين مـراسـم بـوسـيـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدين سان رحلت امام خمينـى نيز همچـون حياتـش منـشأَ بيـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و يادش جاودانه گرديد چرا كـه او حقيـقت بـود و حقيقت هميشه زنـده است و فناناپذير.

برنامه هاي بزرگداشت پنجاهمين سالگرد قيام خونين 15خرداد اعلام شد

 

رئيس ستاد مركزي بزرگداشت پنجاهمين سالگرد قيام يوم الله 15خرداد، در نشست خبري كه صبح امروز برگزار شد، اهم برنامه هاي بزرگداشت اين روز تاريخي را تشريح كرد.



به گزارش پايگاه اطلاع رساني شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي، نصرت الله لطفي در نشست خبري پيش از ظهر امروز(سه شنبه) كه به منظور تشريح اهم برنامه هاي بزرگداشت پنجاهمين سالگرد قيام يوم الله 15خرداد، در دفتر مركزي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي برگزار شد، با اشاره با گذشت نيم قرن از قيام تاريخي يوم الله 15 خرداد سال 42 و اهميت و جايگاه ويژه اين قيام در روند شكل گيري نهضت و انقلاب اسلامي ايران گفت:

بيداري اسلامي امروز در دنيا يكي از دستاوردهاي مهم و ثمره حركت الهي مردم بصير ايران در 15 خرداد سال 42 است.

وي با بيان اين كه امسال به مناسبت پنجاهمين سالگرد قيام يوم الله 15 خرداد، برنامه ‏هاي ويژه اي در سطح كشور تدارك ديده شده است گفت: اين مراسم در 3 شهر كشور از جمله قم، ورامين و پيشوا به شكل ويژه برگزار مي شود.

لطفي با اشاره به تاكيد امام راحل مبني بر لزوم پاسداشت قيام 15 خرداد، گفت: نوع فرمايشات حضرت امام (ره) در خصوص اين روز تاريخي، نشان دهنده اهميت جايگاه آن است و ايشان در تبيين دستاوردها و بركات اين روز همواره از فعل گذشته، حال و آينده استفاده كرده اند و تنها مناسبتي است كه با قيام عاشورا مقايسه شده است.

رئيس ستاد بزرگداشت پنجاهمين سالگرد قيام 15خرداد، يادآور شد: حضرت امام خميني(ره) قيام 15 خرداد 42 را با قيام حضرت سيد الشهدا(ع) مقايسه كردند و فرمودند: مردم از هر چه غفلت كنند، از اين دو قيام يعني قيام عاشورا و 15 خرداد نبايد غفلت كنند و همچنين فرموده اند: بزرگداشت قيام يوم الله 15 خرداد ، بزرگداشت ارزشهاي انساني در طول تاريخ است.

لطفي در ادامه سخنانش با تبيين عوامل و زمينه ‏هاي شكل گيري قيام 15 خرداد سال 42 افزود: يك روز قبل از 15 خرداد، حضرت امام طبق گزارش ساواك در جمع 200 هزار نفري مردم ايران از شهرهاي مختلف، در مدرسه فيضيه قم سخنراني كردند و در واقع اين روز نقطه عطف آغاز مبارزات امام(ره) و ملت ايران بر عليه رزيم طاغوت بود.

وي حماسه يوم الله 15 خرداد را متعلق به مردم همه شهرهاي ايران دانست و با اشاره به اين كه شهداي قيام 15 خرداد مظلوم هستند گفت: امسال بيش از 30 يادواره به مناسبت بزرگداشت شهداي 15 خرداد در سطح كشور برگزار مي شود.

وي در خصوص اهداف برگزاري پنجاهمين سالگرد قيام يوم الله 15خرداد گفت: پس از ارتحال حضرت امام(ره) اين روز مورد غفلت قرار گرفت و تحت الشعاع مراسم سالگرد جانگداز ارتحال حضرت امام واقع شد و امسال پنجاهمين سالگرد قيام يوم الله 15خرداد، بهانه و فرصت مناسبي براي احياي اين روز سرنوشت ساز تاريخي و تبيين دستاوردهاي آن است.

لطفي اضافه كرد: اين فرصت بهانه اي براي جبران غفلت هايي است كه در گذشته صورت گرفته و اميدواريم با تلاش اصحاب رسانه اين روز و دستاوردهاي عظيم آن به نحو مناسب تبيين و احيا گردد.

وي در خصوص اهميت اين قيام افزود: نقطه عطف آغاز حركت امام(ره) در پاسخ به اقدامات رضاخان در مقابله با اسلام و حذف مظاهر اسلامي، قيام 15خرداد بود.

حضرت امام با مديريت تبييني و رهبري بي بديل خود 15 خرداد را مبناي تجديد حيات اسلام قرار دادند.

رئيس ستاد مركزي بزرگداشت پنجاهمين سالگرد قيام يوم الله 15خرداد، با اشاره به نامگذاري امسال تحت عنوان حماسه سياسي و برگزاري انتخابات رياست جمهوري، حضور پرشور در برنامه هاي 14 و 15 خرداد امسال را زمينه ساز خلق حماسه اي ديگر در 24 خرداد عنوان كرد.

لطفي در خصوص اهم برنامه هاي گراميداشت اين روز گفت: همايش بزرگ « بيداري اسلامي، دستاورد قيام خونين 15 خرداد»، روز يكشنبه 12 خرداد ماه با حضور هزاران نفر از مردم شريف ايران و مراجع عظام و اساتيد حوزه علميه در مدرسه فيضيه قم برگزار مي شود.

وي اضافه كرد : در حاشيه اين همايش از تمبر يادبود «نيم قرن» رونمايي خواهد شد.

لطفي در تشريح ديگر برنامه هاي اين روز در تهران گفت: همزمان با يوم الله 15 خرداد و شهادت حضرت امام موسي كاظم(ع) مراسم ويژه اي با حضور هيات مذهبي از ساعت 10 صبح در مهديه تهران برگزار مي گردد.

وي همچنين از برگزاري 25 همايش ويژه گراميداشت قيام يوم الله 15خرداد در استانهاي مختلف سراسر كشور خبر داد و افزود: امسال برنامه هاي گراميداشت اين روز محدود به خرداد ماه نخواهد بود و در طول سال 92 برنامه هاي فرهنگي ويژه اي با رويكرد تبييني، به مناسبت پنجاهمين سالگرد اين قيام برگزار خواهد شد.

معاون امور حقوقي، استانها و مجلس دفتر مركزي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در ادامه از برپايي 500 نمايشگاه با عنوان «خرداد مناسبت ها» در 500 نقطه از مراكز شهرستانها و بخش هاي كشور خبر داد و گفت مراسم امسال در 3 شهر كشور از جمله قم، ورامين و پيشوا به صورت ويژه برگزار مي شود.

وي با اشاره به تقارن سالگرد قيام 15 خرداد با روز شهادت اما موسي كاظم(ع) اين اتفاق را فرصتي مناسب براي پاسداشت اين روز توصيف كرد و افزود: ويزه مراسم يوم الله 15 خرداد در شهر قم، با تجمع هيات مذهبي در جوار بيت امام(ره)آغاز مي شود و با حركت به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(س) ادامه مي يابد كه اين حركت، تداعي كننده حركت الهي مردم در سال 42 خواهد بود.

وي همچنين از گلباران قتلگاه شهداي كفن پوش وراميني در محل پل باقرآباد خبر داد و خاطرنشان كرد: همزمان با يوم الله 15 خرداد، در ورامين و پيشوا مراسم ويژه اي به ياد كفن پوشان وراميني برگزار مي شود و طي آن قتلگاه شهداي 15 خرداد ورامين گلباران مي گردد.

نصرت الله لطفي با اشاره به اينكه كتاب‏هاي متعددي با موضوع قيام 15 خرداد در حال تدوين و چاپ است، از رونمايي 5 جلد كتاب با موضوع "پنجاهمين سالگرد قيام 15 خرداد" خبر داد و اضافه كرد: امسال برنامه هاي فرهنگي بزرگداشت يوم الله 15 خرداد محدود به خرداد ماه نيست و با توجه به تاكيد حضرت امام خميني(ره) ، به مناسبت پنجاهمين سالگرد اين قيام، نسبت به احيا اين روز و تبيين دستاوردهاي آن در طول سال تلاش خواهد شد.

رئيس ستاد مركزي بزرگداشت پنجاهمين سالگرد قيام يوم‌الله 15 خرداد در پايان بر اين جملات حضرت امام(ره) تاكيد كرد كه فرمودند : « بزرگداشت روز حماسه‌آفرين 15 خرداد بزرگداشت ارزش‌هاي انساني در طول تاريخ است، همان سان كه بزرگداشت روز عاشورا بزرگداشت اسلام و قرآن است، ملت شريف ما بلكه ملت‌هاي مظلوم از هرچه غفلت كنند از اين دو روز الهي نبايد غفلت كنند»


طليعه آفتاب انقلاب از افق خونين 15 خرداد

 

امسال مصادف با پنجاهمين سالگرد قيام خونين 15 خرداد است، قيامي كه نقطه عطف مسير نهضت اسلامي و سرفصل آغازين انقلاب اسلامي است.

بررسي و تحليل تاريخي سال‌هاي 1341 تا 1343 و شناخت جامع قيام 15 خرداد 1342 و آثار آن، كليد اصلي درك عوامل پيروزي انقلاب اسلامي و جريانات و تحولات بعد از آن به شمار مي‌آيد، نوشته حاضر تلاشي در جهت نائل آمدن به چنين شناختي است.

پس از ملي شدن صنعت نفت در ايران، ترس از احتمال سرايت آن به ساير كشورهاي جهان سوم به‌خصوص خاورميانه و خليج فارس از يكسو و نفوذ احزاب كمونيستي و گسترش فعاليت آنها از سوي ديگر، بهانه‌هاي مناسبي براي دخالت در امور اين كشورها، به‌خصوص ايران و سرنگوني دولت‌هاي ملي و استقرار ديكتاتورهاي وابسته وجود داشت.

كودتاي 28 مرداد 1332 و براندازي دولت مصدق در ايران نيز در همين راستا صورت پذيرفت و بي‌ترديد حوادث سال‌هاي 1332 تا 1357 در ايران را مي‌توان تلاش رژيم منحوس پهلوي براي تحقق اهداف كودتا عنوان كرد. انتقال سلطه از انگلستان به آمريكا، تسلط بر نفت ايران، تغيير ساختار اقتصادي كشور و مقابله با خطر كونيسم را مي‌توان از اهم مقاصد كودتاي آمريكايي سال 1332 دانست. در راستاي تحقق اين اهداف در ابتداي دهه 1960 (1339 ه.ق) به علت ناتواني حكومت‌هاي نظامي و ديكتاتوري مورد حمايت آمريكا كه غالباً با كودتاي سازمان «سيا» بر سر كار آمده بودند و همچنين ترس از انقلاب‌هاي مردمي و ملي، لزوم بازنگري و تجديد نظر در سياست‌هاي خارجي ايالات متحده مورد توجه قرار گرفت. اين سياست‌هاي جديد به دليل شكست سياست‌هاي سركوب‌گرانه و نظامي‌گري آمريكا و افزايش فاصله طبقاتي و نفرت روافزون از آن كشور به مثابه علت‌العلل تمامي بدبختي‌ها و نابساماني‌ها در كشورهاي تحت سلطه آغاز شده بود و خطوط اصلي آن استقرار دولت‌هاي غيرنظامي دست نشانده در چارچوب سياسي «دموكراسي‌هاي هدايت‌شده» ، «برگزاري انتخابات كنترل‌شده» و «ايجاد فضاي باز سياسي» بود.

طرح لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و مطرح كردن انقلاب سفيد (كه اين عنوان را نخستين بار مشاور كندي در امور آسيا و آفريقا، چسترپاولز، در بهمن‌ماه 1340 بكار برد) و برگزاري رفراندوم آغاز اجراي سياست‌هاي جديد آمريكا در ايران بود.
نكته قابل ذكر ديگه اينكه اين اصلاحات با اين فرضيه شروع شد كه بعد از رحلت آيت‌الله بروجردي، فضاي سياسي كشور سنجيده شود و ببينند اگر مسائلي را مطرح كنند آيا كسي هست كه اعتراضي مطرح كند، حتي شاه براي اينكه پايگاه مرجعيت و تشيع را به خارج از كشور انتقال دهد، ضمن ارسال تلگراف تسليت رحلت آيت‌الله بروجردي به آيت‌الله حكيم، وي را به عنوان جانشين ايشان معرفي كرد و تلويحاً صلاحيت علماي قم را براي مرجعيت رد كرد و بايد گفت كه در اين شرايط ابتكار عمل در دست حضرت امام خميني(ره) قرار گرفت و ايشان با آگاهي و تيزبيني خاص خويش و شناخت دقيق شرايط زمان، با شروع اصلاحات هوشياري اوليه را به علما و فقهايي كه در قم بودند منتقل كرد. در آن مقطع مرجعيت با وحدت كلمه وارد صحنه شد و تا لغو لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي پيش رفت. با ورود امام خميني(ره) به صحنه مرجعيت و سپس رهبري حركت‌هاي مردمي، مبارزات و بحث‌هاي سياسي، اجتماعي موضوعات رايج گرديد. بدين ترتيب دهه 1340 شمسي با تغييرات داخلي و خارجي آغاز شد.

خرداد ماه 1341، محرم‌الحرام 1382 هـ . ق فرصت مناسبي براي تبيين واقعيت‌ها و افشاي طرح‌ها و توطئه‌هاي جديد شاه بر ضد ايران اسلامي بود. روحانوين از امكان صحبت در جلسات و منابر بهره بردند و شرايط تا حدودي براي زمينه‌سازي مبارزات مردمي آماده بود. دستگاه حاكم به خوبي مي‌دانست كه برگزاري دو انتخاب ساختگي، وضعيت خراب اقتصادي، سركوب مخالفان، فساد دستگاه حاكم و ترويج فساد و فحشاء در جامعه، نبود حاكميت قانون در كشور و تشديد خودكامگي و استبدار، نارضايتي و نفرت عمومي را از رژيم پلهوي به دنبال داشته است، از اين رو تدابيري خاص براي كنترل اوضاع و مقابله با حركت‌هاي مخالف‌آميز به دستگاه‌هاي ذيربط ابلاغ شد، اما نهضت اسلامي مردم ايران در اواسط سال 1341 به صورت حركت سايسي جديد در مقابله با سياست‌هاي تحميلي آمريكا ادامه يافت و رژيم نيز كه از حمايت و پشتيباني مردم مأيوس بود.

تصميم بر تقويت روابط خارجي گرفت و سعي كرد نظر پشتيبان هاي خارجي را به خود جلب كند و به دنبال آن به برقراري روابط هرچه بيشتر با اسرائيل پرداخت كه بار ديگر با مقابله و موضع‌گيري صريح امام خميني (ره) روبرو شد.

همچنين امام در بهمن ماه 1381 هـ ق در حاليكه فقط دو روز از رفراندوم فرمايشي رژيم درباره اصول شش‌گانه انقلاب سفيد مي‌گذشت با خطاب بسيار تندي نسبت به شخص شاه عزم راسخ خود و روحانيون را براي ادامه مبارزه تا پيروزي اعلام كردند و مبارزه با رژيم پهلوي كه تداوم آن به مرحله حساس و تعيين‌كننده تاريخ معاصر انجاميد را به سوي مرحله جديدي سوق دادند.

تأمل دقيق در مطالب فوق نشان خواهد داد كه چرا سخنان حضرت امام (ره) در مدرسه فيضيه كه خاطره جنايت 3 فروردين 42 را به منزله سند جنايت شاه به همراه داشت، بر سه محور افشاي ماهيت رژيم، خطر اسرائيل و دفاع از اسلام استوار بوده است و چرا سران هيئت حاكمه با اطلاع از مفاد سخنراني و قاطعيت رهبري نهضت خشمگين و وحشت‌زده در شرايط بحراني و اضطراري تصميم گرفتند امام را به اتهام «اقدام بر ضد‌امنيت داخلي» بازداشت كنند. با توجه به اينكه در تاريخ معاصر ايران بازداشت مرجع شيعه و رهبر ملت در مبارزه برضد سلطه خارجي و حكومت وابسته و كسي كه مقبول مردم بود سابقه نداشت، لذا پس از انتشار خبر دستگيري امام (ره) در 15 خرداد مردم در شهرهاي مختلف ناراحت و خشمگين خواستار آزادي ايشان شدند.

آنچه در آن روز اتفاق افتاد انفجار خشم مردمي بود كه مي‌خواستند از حكومتي ضدمردمي و ضداسلامي انتقام بگيرند و در صورت امكان آن را ساقط كنند. آن روز تاريخي تبلور اوج وفاداري امت اسلامي به مرجع ديني خودشان بود و حوادث بسياري در آن اتفاق افتاد كه بسياري از آنها ثبت نشده و به علت سركوب، كشتار و خفقان امكان گسترش و توسعه قيام فراهم نگرديده است. آنچه تا اينجا مطرح شد تحليل بستر تاريخي حماسه 15 خرداد بود كه ويژگي‌ها، پي‌آمدها و آثارش آن را از ساير حركت‌هاي ضداستعماري و ضداستبدادي پيشين متمايز مي‌سازد.

نهضت و قيام 15 خرداد يك نهضت ايدئولوژيك است و برخلاف نهضت‌هاي قبلي يك نهضت سياسي محض يا اقتصادي محض نيست، بلكه از اسلام الهام گرفته و هدف آن پياده كردن اسلام است و نيز اين نهضت جامعيت دارد به طوري كه هم ضداستعماري (نهضت تنباكو) و هم ضداستبدادي، ضدسلطنتي (نهضت مشروطيت) است.

علاوه بر اين دو خصلت، رهبري اين نهضت به عهده يك مرجع تقليد است در حاليكه نهضت‌هاي پيشين فاقد چنين خصوصيتي بود و در آنها رهبري منحصر به يك فرد نبود. هوشياري به موقع امام و تحريك ساير مراجع به مخالفت با لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي، هشدار به مقابله با ديكتاتوري و سرسپردگي شاه به آمريكا و اسرائيل واعلام دفاع از اسلام در برابر هجوم سرمايه‌داري و كمونيسم، زمينه‌ساز اتكاي مردم به رهبري قاطع امام در صحنه‌هاي مبارزه بود.

از جمله پي‌آمدهاي حركت 15 خرداد 42، از مشروعيت انداختن رژيم شاه بود. زيرا پس از اين حادثه بودكه تعريف جديدي از حكومت شاه رژيم سرنيزه در ميان مردم رايج شد و لذا مبارزه با آن يك امر مقدس تلقي گرديد. واقعيت اين است كه زمينه‌هاي ذهني قيام از هشت ماه قبل به تدريج فراهم شد و دستگيري امام پس از سخنراني افشاگرانه ايشان در خرداد 42 انگيزه‌اي شد كه مردم براي تحقق خواسته‌هاي خود و سقوط نظام سلطنتي قيام كنند و اين همان خصلت مهم 15 خرداد يعني خودجوش بودن و مردمي بودن آن است، چنانكه امام اين ويژگي را هميشه حتي تا آخرين وزهاي زندگي خويش بعنوان يكي از اصول رهبري خود و يكي از ويژگي‌هاي نهضت اسلامي مورد توجه قرار دادند.

برگزاري شب شعر به مناسبت ميلاد حضرت علي (ع) و سالروز فتح خرمشهر در مهاباد

برگزاري شب شعر به مناسبت ميلاد حضرت علي (ع) و سالروز فتح خرمشهر در مهاباد

به همت اداره تبليغات اسلامي مهاباد، مراسم شب شعري به مناسبت ميلاد حضرت علي (ع) و فتح خرمشهر در اين شهرستان برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي، پرويز مسلم زاده کارشناس فرق و مذاهب اداره تبليغات اسلامي مهاباد، روز يکشنبه 5 ارديبهشت ماه سال جاري با اعلام اين خبر افزود: مراسم شب شعر به مناسبت ميلاد با سعادت حضرت علي (ع) و روز پدر، سالروز فتح خرمشهر و روز مقاومت ايثار و پيروزي با حضور حجت الاسلام احمد حاتميان مدير کل اديان و مذاهب سازمان تبليغات اسلامي و حجت الاسلام محمد فتاحي معاون فرهنگي اداره کل تبليغات اسلامي استان آذربايجان غربي و جمعي از عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در محل سالن آمفي تئاتر اداره تبليغات اسلامي مهاباد با حضور شاعران برجسته شهرستان هاي سردشت، نقده، بوکان، مياندوآب، پيرانشهر، شاهين دژ، تکاب و مهاباد برگزار شد.

حجت الاسلام محمد داداش زاده رئيس اداره تبليغات اسلامي شهرستان مهاباد در اين مراسم ضمن تبريک ولادت مولاي متقيان علي (ع) و عرض خير مقدم به ميهمانان، بر اهميت و ضرورت برگزاري برنامه هاي فرهنگي و ديني و تخصصي در منطقه تاکيد و از حمايت مسئولين کشوري و استاني نهايت تقدير و تشکر را به عمل آورد.

شاعران شرکت کننده در اين مراسم، سروده هاي خود با محتواي ميلاد امام علي (ع)، روز پدر و آزاد سازي خرمشهر قرائت کردند که از طرف حاضرين در جلسه مورد تشويق قرار گرفتند.

گفتني است، دو گروه مولود خواني از شهرستان هاي بوکان و مهاباد با اجراي برنامه دف نوازي شور و شوق خاصي به اين مراسم بخشيدند.

شنبه 4 خرداد 1392 - 11:32


در مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) مطرح شد؛

 

 

توصیه‌های مهم رهبر انقلاب در خصوص حفظ نشاط انتخاباتی بدور از ریخت و پاش در تبلیغات و ایجاد کدورت/مردم کسی را ترجیح دهند که زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد

همزمان با ایام سالروز فتح خرمشهر، صبح امروز (دوشنبه) مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (ع) با حضور حضرت آیت الله خامنه ای فرمانده معظم کل قوا برگزار شد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند. 

فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند. حضرت آیت الله خامنه ای همچنین جانبازان حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند. 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مراسم، گام بلند و حماسی و پرشور ملت ایران در انتخابات پیش روی ۲۴ خرداد را بشارت دهنده موفقیت ها و دستاوردهای بزرگتر برای انقلاب و نظام اسلامی دانستند و با توصیه به مردم برای دقت در اظهارات و شعارهای کاندیداهای محترم بمنظور شناخت و انتخاب فرد اصلح و همچنین توصیه مؤکد به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری برای تثبیت اصول و مواضع عاقلانه و حکیمانه نظام اسلامی و پرهیز از ریخت و پاش، تخریب و بداخلاقی، در تبلیغات، تأکید کردند: به توفیق الهی، فردای این کشور و ملت، فردایی روشن، عزتمدارانه و برای همه الگو خواهد بود. 

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ما نمی دانیم که چه کسی رییس جمهور خواهد شد و نمی دانیم که خداوند متعال دلهای مردم را به سوی چه کسی هدایت خواهد کرد اما می دانیم که حضور مردم در پای صندوق های رأی که اعلام حضور قدرتمندانه ملت در عرصه حرکت و تاخت به سوی آرمان ها است، قطعاًٌ زمینه ساز عزت، مصونیت، آبروی بین المللی و خوشحالی دوستان و ناراحتی دشمنان خواهد شد. 


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تبلیغات بدخواهان ملت ایران برای دلسرد کردن مردم از حضور در پای صندوق های رأی گفتند: علت این تبلیغات گسترده این است که اگر مردم وارد میدان شوند و حرکت پرشور خود را نشان دهند، برای معاندان، گران تمام خواهد شد. 

ایشان با اشاره به اظهار نظر مقامات امریکایی درخصوص انتخابات ایران افزودند: کسانی در مورد انتخابات ایران اظهار نظر می کنند که زندان گوانتانامو و هواپیماهای بدون سرنشین آنها بر فراز روستاهای محروم پاکستان و افغانستان و جنگ افروزی در منطقه و حمایت بی قید و شرط از رژیم جنایتکار صهیونیستی، مایه بی آبرویی و لکه ننگ آنها است. 

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه انتقاد آنها از جمهوری اسلامیِ آبرومند و سرافراز، ارزش جواب دادن ندارد و در خور اعتنای ملت ایران و مسئولان نیست، گفتند: اما این اظهارات برای آحاد ملت عبرت انگیز است زیرا نشان دهنده میزان بسیار بالای حساسیت انتخابات برای آنها است. 


حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: جبهه معاندان، ۳۴ سال است که به هنگام برگزاری هر انتخابات، جنجال آفرینی می کنند و در عین حال همواره هم ناموفق بوده اند، و به لطف الهی این بار نیز ملت بزرگ ایران، به آنها تو دهنی خواهند زد. 


ایشان، مردم را به دقت و تأمل در اظهارات و مواضع کاندیداهای محترم فراخواندند و تأکید کردند: مردم باید کسی را ترجیح دهند که زمینه ساز عزت برای آینده انقلاب و کشور باشد و توانایی حل مشکلات و ایستادگی قدرتمندانه در مقابل جبهه معاندان و الگو کردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان جهان را داشته باشد. 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تفاوت تشخیص های مردم در انتخابات، خاطرنشان کردند: این تفاوت تشخیص ها، و علاقه مندی های متفاوت به کاندیداها نباید منجر به رودررو قرار گرفتن افراد شود. 

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: برای انتخاب و گزینش عالی ترین مقام اجرایی کشور که بسیار حساس و مهم است، در کشور، ساز و کار قانونی وجود دارد و بر اساس آن عمل خواهد شد، بنابراین اختلاف نظرها نباید موجب بروز کدورت شود. 


ایشان چند توصیه هم به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری داشتند و گفتند: کاندیداهای محترم نیز باید کار را با حماسه و شور و غیرتمندی به پیش ببرند اما بدون چالش. 


رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ظرافت کار اینجاست که باید در فضای رقابت های انتخاباتی، نشاط و تحرک و گفتگوهای گرم و داغ وجود داشته باشد اما نفرت پراکنی نباشد. 

توصیه دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری، درخصوص نحوه تبلیغات و هزینه های آن بود. 

ایشان تأکید کردند: مردم درخصوص نحوه تبلیغات داوطلبان و همچنین نحوه هزینه ها و ریخت و پاش ها قضاوت خواهند کرد و کسانی که برای تبلیغات انتخابات، از بیت المال یا پول مشتَبه به حرامِ برخی افراد دیگر استفاده کنند، نخواهند توانست اطمینان مردم را به سوی خود جلب کنند. 


رهبر انقلاب اسلامی گفتند: آنچه که در تبلیغات و شعارهای داوطلبان اهمیت دارد، این است که مواضع عزت آفرین، صحیح، عاقلانه و حکیمانه انقلاب و نظام اسلامی تثبیت شود. 


حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: مبادا در تبلیغات، به برخی افراد معاند در خارج و یا حتی در داخل، چراغ سبز نشان دهیم زیرا دشمن در تلاش است تا مردم را مأیوس و ناامید کند و متأسفانه برخی حنجره ها و زبان ها و قلم های بی تقوا هم در داخل حرف آنها را تکرار می کنند. 


فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود در جمع دانشجویان، اساتید و فرماندهان دانشگاه افسری امام حسین علیه السلام، پاسداری از انقلاب را یکی از ویژگی های ممتاز دانشجویان این دانشگاه برشمردند و افزودند: یکی از لوازم پاسداری از انقلاب، داشتن شناخت درست و عمیق از مبانی نظری و اصول انقلاب اسلامی و پایبندی به آنها است. 


رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در طول انقلاب اسلامی، کسانی بودند که با احساسات و بدون شناخت عمیق از مبانی نظری انقلاب، وارد میدان شدند و بعد از مواجه شدن با یک تندباد، راهشان تغییر کرد و از مسیر انقلاب خارج شدند. 


حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از لوازم پاسداری از انقلاب را شناخت دقیق تاریخ انقلاب دانستند و افزودند: تاریخ انقلاب اسلامی در واقع عینیتِ مبانی نظری آن است و نشان دهنده آزموده و تجربه شدنِ مبانی نظری در میدان عمل است. 

 ایشان با اشاره به تمرکز بیش از حد رسانه های بیگانه بر برخی نقاط ضعف کوچک و بزرگنمایی دهها برابری آن، خاطرنشان کردند: هدف آنها به فراموشی سپرده شدن تجربه های موفق نظام اسلامی و القای نادرستی مبانی نظری انقلاب در مرحله عمل است، بنابراین همه مردم بویژه جوانان باید از تاریخ انقلاب آگاهی کامل داشته باشند. 


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: همواره فرج و مسیر حرکت به سوی آرمانها، در مقابل ما باز بوده است و اگر در مواقعی پیشرفت مناسب نداشتیم به دلیل کوتاهی و سستی خودمان بوده است و نه بن بست بودن راه پیش رو. 

در این مراسم سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به ارتقای سطح آمادگی های دفاعی و تقویت توانمندیهای داخلی نیروهای سپاه پاسداران برای واکنش هم سطح و اثرگذار در برابر هر نوع تهدید دشمن، تأکید کرد: معنویت افزایی و تقویت بنیه اعتقادی و معرفتی در صدر برنامه های آموزشی سپاه پاسداران قرار دارد و نظام جامع آموزشی و تربیتی در مراکز آموزشی سپاه در حال اجرا است. 

سردار دریادار پاسدار مرتضی صفاری فرمانده دان

فرمانده کل قوا تأکید کردند: یکی از وظایف مهم مسئولان و فرماندهان دانشگاه امام حسین علیه السلام و همچنین مسئولان و اساتید همه دانشگاهها، آشنا کردن جوانان با تاریخ انقلاب اسلامی است.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آشنایی نسل جوان با تاریخ انقلاب اسلامی زمینه ساز آینده ای اطمینان بخش و قطعی خواهد بود.

ایشان خاطرنشان کردند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هر قدمی که انقلاب برداشته، نوید دهنده قدم بعدی بوده است و به همین دلیل هرگز دچار بن بست نشدیم و در دالان یأس و ناامیدی قرار نگرفتیم.
شگاه امام حسین (ع) نیز گزارشی از برنامه ها و دوره های علمی، آموزشی، فرهنگی و رزمی این دانشگاه بیان کرد. 

در این مراسم همچنین جمعی از فرماندهان، اساتید، دانش آموختگان و دانشجویان نمونه دانشگاه امام حسین (ع) هدایای خود را از دست فرمانده معظم کل قوا دریافت کردند و نماینده دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) نیز مفتخر به دریافت سردوشی شد. 


در ادامه دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) طرح میدانی «فَاستَقِم کَما اُمِرت» را اجرا کردند. 


اجرای تمرینات آمادگی رزمی بخش دیگری از برنامه های اجرا شده بوسیله دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) بود. 

در پایان مراسم یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.

 

راهکارهایی برای دوام حالات معنوی


وقتی پای سخنرانی مذهبی می نشینم یا کتاب مذهبی می خوانم یا روزهای بعد از اعتکاف یا مثلا وقتی از زیارت می آیم با عشق و شور فراوان عبادت می کنم، از نمازهایم لذت می برم، خیلی مراقب رفتارم هستم اما این آثار ماندگار نیست کم کم سست می شوم، می دانم که این روند کاملا طبیعی ست اما از شما می‌خواهم راهنمایی ام کنید که چگونه حال معنوی ام را حفظ کنم؟

حضرت فاطمه

در روایتی آمده : روزی حمران بن اعین به امام باقر علیه السلام عرضه داشت مطلبى دارم- خداوند بر عمر شما بیفزاید و به ما توفیق بهره‏مندى از وجود شما عنایت فرماید - و آن این است که ما وقتى در حضور شما هستیم و از بیانات شما استفاده می کنیم؛ از این محضر بیرون نمی شوم مگر با یک دل مهربان و حالت خوش- نسبت به دنیا بى‏اعتنا می شویم و این زخارف و ثروتهایى که در دست مردم است در نظر ما بى‏ارزش جلوه می کند ولى وقتى در اجتماع قدم می گذاریم و با بازار و بازرگانان مربوط می شویم محبت و علاقه بدنیا در دل ما جا باز می کند. حضرت فرمود البته اینها حالات قلب است گاهى سخت مى‏شود و گاهى نرم مى‏شود . (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج‏1، ص: 57)

اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که شیطان همواره از فرصت های مختلف برای غافل کردن انسان و جدا نمودن وی از حالات خوش معنوی استفاده می نماید، لذا برای اینکه بتوانیم این حالات خوش را حفظ نمائیم چند راهکار پیشنهاد می‌دهیم :

1- ارتباط خود را با مجالس معنوی همچون مجالس وعظ و ادعیه حفظ نموده و حداقل هفته ای یک بار در مجالس سخنرانی علمای وارسته دینی شرکت نمائیم .

2- مراقب باشیم که گرفتار گناه نگردیم و در صورت دچار شدن به گناهی سریع توبه کنیم. (1)

پیامبر خدا ( صل الله علیه و آله) فرموده‏اند: إِنَّ الْمُۆْمِنَ إِذَا أَذْنَبَ کانَتْ نُکتَةٌ سَوْدَاءُ فِی قَلْبِهِ فَإِنْ تَابَ وَ نَزَعَ وَ اسْتَغْفَرَ صُقِلَ قَلْبُهُ مِنْهُ وَ إِنْ زَادَ زَادَتْ فَذَلِک الرَّینُ الَّذِی ذَکرَهُ اللَّهُ فِی کتَابِهِ کلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یکسِبُون»؛ «مۆمن هر گاه مرتکب گناهى مى‏شود، نقطه سیاهى در دلش پدید مى‏آید. اگر توبه و استغفار کند و از گناه دست بردارد، آن نقطه از میان مى‏رود و قلبش صیقل مى‏خورد و اگر بر گناه بیفزاید، آن نقطه هم افزوده مى‏شود و این همان زنگى است که خداوند در کتاب خود آن را یاد کرده و فرموده است «نه چنین است که آنچه کسب کرده‏اند بر دلهایشان زنگار بسته است.» (روضة الواعظین و بصیرة المتعظین ج‏2ص 414 )

ما انسان ها فراموشکاریم و اگر از چیزی فاصله بگیریم آن را فراموش خواهیم کرد، اگر عبادت و تذکری ما را به یک حالت معنوی می رساند نباید به همان بسنده کرد بلکه باید سعی کنیم مداومت داشته باشیم در موعظه شنیدن ، مطالعه کتب اخلاقی و عرفانی، عبادت و مناجات و ... .

ما مهربان خدایی داریم بزرگ و با عظمت که قدرت او مطلق است و شیطان را چه به در افتادن با خدا، باید از شر وسوسه هایش به خداوند متعال پناه ببریم و هر جا هم لغزیدم و شیطنت کردیم و همبازی شیطان شدیم یک آن که به خودمان می آییم نباید خجالت بکشیم همان لحظه خداوند مهربان را صدا بزنیم و دستمان را دراز کنیم تا یاریمان کند ،و مطمئن باشیم که دستمان را می گیرد.

این مداومت رمز موفقیت در حفظ معنویت و نورانیت است، سخت ترین و سیاه ترین قلب ها را نرم می کند و نور خدا با این وسیله وارد قلب ها می شود ، اگر سرگذشت بزرگان را بخوانیم می بینیم که رمز موفقیتشان همین مداومت در خودسازی و تزکیه و تهذیب بوده است و سرّ موفقیت در مداومت هم حفظ تعادل است. نه افراط و نه تفریط ما را به جایی نمی رساند.

این روح و جان را باید خدایی کرد، باید مدام وصل بود، اتصال را خودمان برقرار می کنیم با کوچکترین قدم ها ، اگر ما بخواهیم که در راه معنویت قدم برداریم خداوند متعال درهای زیادی به رویمان باز می کند ، فرشتگانی برای یاریمان می فرستد و صد البته که شیطان هم بیکار نمی نشیند، اما ما مهربان خدایی داریم بزرگ و با عظمت که قدرت او مطلق است و شیطان را، چه، به در افتادن با خدا، باید از شر وسوسه هایش به خداوند متعال پناه ببریم و هر جا هم لغزیدم و شیطنت کردیم و همبازی شیطان شدیم یک آن که به خودمان می آییم نباید خجالت بکشیم همان لحظه خداوند مهربان را صدا بزنیم و دستمان را دراز کنیم تا یاریمان کند ، و مطمئن باشیم که دستمان را می گیرد .

یک اصل تجربه شده در این مسیر، گوش دادن به موعظه است، عزیزان علمای اخلاق سال ها عمر خود را در این مسیر طی کرده اند و با خون دل خوردن و مجاهدت ها به مراتب والای انسانیت رسیده اند و اکنون من و شما در آغاز این راهیم الگو قرار دادن آنها و به کار گرفتن دستور العمل هایشان راه میانبری است و زودتر ما را به مقصد می رساند، ما بیشتر وقتمان را به هدر می دهیم ، وقت هایی که در رفت و آمد هستیم ، در آشپزخانه هستیم و ... فرصت مطالعه نداریم، در این زمان ها می توان مطالعه داشت. در کلاس اخلاق هم حضور داشت. به جای موسیقی های مختلف ، صوت قرآن همراه با ترجمه اش بشنویم ، تفسیر بشنویم، دروس اخلاقی که به صورت سلسه ای ضبط شده اند و یک دوره خودسازی را آموزش می دهند بشنویم ، این ها خیلی مۆثر است، هم مورد رضایت خداوند متعال است هم علم آموزی است، هم ذکر خداست، جایزه هم دارد ثوابی بی حد و حصر ، روایت است که کسی که برای رضای خدا به طلب علم می رود فرشتگان بالهای خود را زیر قدوم او پهن می کنند ، در این مواقع ما بر روی بال فرشتگان راه می رویم این، کم ، سعادتی نیست اگر نصیبمان شود.

ما انسان ها فراموشکاریم و اگر از چیزی فاصله بگیریم آن را فراموش خواهیم کرد ، اگر عبادت و تذکری ما را به یک حالت معنوی می رساند نباید به همان بسنده کرد بلکه باید سعی کنیم مداومت داشته باشیم در موعظه شنیدن ، مطالعه کتب اخلاقی و عرفانی، عبادت و مناجات و ...

چند راهکار برای حفظ حالات معنویمان

آدمی موجودی است كه اگر دائما بر معرفت و مراقبت خویش نیفزاید، در مراحل مختلف دچار تزلزل و عقب‏گرد می‏شود. برای حصول معرفت و به یاد خدا بودن، برنامه‏های زیر می‏تواند مفید باشد:

1ـ اختصاص دادن دقایقی در شبانه روز به تفكر درباره خویشتن و مراقبت از نفس خود و بررسی اعمال و حسابرسی آن.

2ـ برنامه منظم برای تلاوت قرآن همراه با تدبر در آیات و مفاهیم آن.

3ـ شركت در مجالس وعظ و نصیحت.

4ـ هم نشینی با اهل طاعت و پرهیز از اهل معصیت.

5ـ سحرخیزی و خواندن نماز شب و نوافل.

6ـ پرهیز از پرخوری و پرخوابی؛

7ـ خواندن كتاب‏های موعظه و نصیحت و اخبار و روایات رسیده از معصومین (علیهم السلام ) مانند: نهج البلاغه، تحف العقول، معراج السعادة و ... .

8ـ دعا به درگاه خداوند و استمداد از او جهت توفیق.

شمه‏اى از كمالات معنوى حضرت زينب ‏(سلام الله عليها)

 

بر قلّه دانش‏

زينب كبرى‏عليها السلام بانويى سرشار از بينش و بصيرت بود كه با سيره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» ديروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگويى ماندگار از شخصيت عظيم خويش به يادگار گذارد و معيارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى هميشه ترسيم كرد. 


برترين درجه علم، علمى است كه از ذات الهى به انسان افاضه مى‏شود كه به تعبير قرآن مجيد، علم «لَدُنّى» نام دارد: «و عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً(1)»: «علم فراوانى از نزد خود به او (حضرت خضر) آموختيم». حضرت زينب‏عليها السلام به شهادت امام سجادعليه السلام، داراى چنين علمى بود كه خطاب به عمّه‏اش فرمود:


«أنْتِ بِحَمْدِاللَّه عالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ و فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ(2)». 
«به حمداللَّه تو دانشمند معلم‏نديده و فهميده‏اى فهم نياموخته هستى».


وى در حدود 6 سالگى، شايستگى حفظ خطبه استدلالى، عميق و جامع مادرش فاطمه زهراعليها السلام را داشت و اين نشانه بارزى از رشد فكرى و بلوغ انديشه و تعقّل دخترى است كه در دامان عصمت و طهارت پرورش يافت و به زلال روح و كمال معنوى و قرب الهى رسيد.


يك سال پس از استقرار حضرت على‏عليه السلام در كوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت‏عليه السلام پيام فرستادند و گفتند:


«ما شنيده‏ايم كه دختر شما، حضرت زينب‏عليها السلام همانند مادرش، زهراى مرضيّه، منبع سرشار دانش و داراى علوم و كمالات است. اگر اجازه بدهيد به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شويم». على‏عليه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏اش بانوان مسلمان كوفه را آموزش دهد و مشكلات علمى و دينى آنان را حل كند. زينب‏عليها السلام آمادگى خود را اعلام نمود و بعد از ديدارهاى مقدماتى، جلسه تفسير قرآن براى آنان تشكيل داد و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب مى‏داد(3).



از سخنان آن حضرت‏عليها السلام در طول مسافرت كربلا، كوفه و شام، خطبه‏ها و سخنرانى‏هايى كه در فرصت‏هاى مختلف در برابر ستمكاران و طاغيان آن زمان و مردم ديگر ايراد فرمود، به خوبى معلوم مى‏شود كه مراتب علم و دانش و كمال آن بانوى بزرگوار از راه تحصيل و تعليم و اكتسابى نبوده است(4). هم‏چنين در جنبه مقام علميش، علاوه بر توانايى براى ايراد خطبه‏ها، نكته ظريف و اساسى وجود دارد و آن تصميم‏گيرى‏ها و موضع‏گيرى‏هاى به‏جا در مناسبت‏هاى لازم است كه خوب مى‏دانست كجا بايد نرم سخن گفت، در كجا بايد برآشفت و حماسه آفريد، در كجا بايد گريه كرد و اشك ريخت و چه وقت بايد عقل و منطق را به كار گرفت(5).


همچنين نام زينب كبرى‏عليها السلام به عنوان يكى از محدثان برجسته شيعه، صفحات كتب رجال را مزيّن كرده است. روايت‏هاى آن حضرت‏عليها السلام در منابع معتبر شيعه از جمله در كتاب‏هاى «من لا يحضره الفقيه»، «وسايل‏الشيعه»، «بحارالانوار» و... موجود است(6) كه آنها را از مادر و برادرش حضرت سيدالشهداءعليه السلام شنيده و براى ديگران روايت كرده است. اهمّ اين احاديث بدين شرح است: داستان نزول مائده آسمانى براى حضرت زهراعليها السلام، حديث «امّ ايمن» در ماجراى دفن حضرت على‏عليه السلام، خطبه دفاع مادر از حق امامت و مطالبه فدك كه سند اخير را عده‏اى از مورخان و محدّثين نامدار شيعه همچون شيخ صدوق در كتاب «علل الشرايع» و علامه مجلسى در «بحارالانوار» آورده‏اند.


به هر حال اين بانوى شجاع كربلا راوى حديث از مادر و برادر خود بوده و از نظر دانشمندان رجالى و حديث‏شناسان، عدالت و اعتماد اين بانوى پاك و بافضيلت در زمينه بيان حديث و مقامات علمى مورد تأييد قرار گرفته و صداقت و درايت او انكارناپذير است(7). 

عبادت و انقطاع از خلق‏

در ميان فضايل و كمالات ملكوتى حضرت زينب‏عليها السلام، خلوت با معشوق و مناجات با قاضى‏الحاجات، درخشندگى خاصى دارد. سراسر زندگى او به خاطر جهاد و هجرت در راه خدا و همراهى و همگامى با پدر، مادر و برادر در جهت انجام وظيفه و احياى معالم و معارف اسلام، عبادت محسوب مى‏شود. 


عبادت آن بانوى مكرّمه‏عليها السلام تنها به معناى خاص «عبادت» نبود، بلكه تمام حركات و سكنات، خروش و فريادها، سفرها و اسارت‏ها، بيدارگرى‏ها و مبارزات و حتى نفس‏هاى او از آنجا كه به خاطر خداوند بود، همه از مراتبى عميق و والا از اخلاص و عبادت خداوند متعال برخوردار بود.


اكثر شب‏ها را به تهجّد و تلاوت قرآن، صبح مى‏كرد. به گفته برخى از مورّخان، عبادت‏ها و نمازهاى شب پدر و مادر خود را از نزديك ديده بود.. او در حماسه كربلا شاهد بود كه برادرش، حضرت امام حسين‏عليه السلام به برادرش حضرت ابوالفضل‏عليه السلام فرمود: «اى برادر! نزد دشمن برو و يك شب را مهلت بگير؛ شايد بتوانيم به نماز، دعا و خواندن قرآن استغفار در پيش‏گاه پروردگار مشغول شويم. خدا مى‏داند كه من نماز، دعا و استغفار و خواندن قرآن را دوست دارم(8).


در شب يازدهم محرم، على‏رغم آن‏همه خستگى و فرسودگى و مشاهده آن‏همه آلام روحى، نماز شب خود را خواند. امام سجادعليه السلام فرمود: 
«عمه‏ام، زينب‏عليها السلام در مسير كوفه تا شام تمام نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏كرد و در بعضى از منازل به خاطر شدت گرسنگى و ضعف، نشسته اداى تكليف مى‏كرد(9)».


امام حسين‏عليه السلام كه خود معصوم و واسطه فيض الهى است، هنگام وداع با خواهرش فرمود: «خواهر جان مرا در نماز شب فراموش مكن(10)». اين، نشان از آن دارد كه اين بانو به قله رفيع بندگى و پرستش راه يافته بود و به حكمت و هدف آفرينش دست يازيده بود؛ بنابراين ديده‏ها را بازتر و افق‏ها را برتر و معرفت‏ها را قوى‏تر بايد كرد تا مقام عبوديت زينب كبرى‏عليها السلام را بهتر شناخت. 

آفتاب عفت‏

زينب كبرى‏عليها السلام بانويى سرشار از بينش و بصيرت بود كه با سيره و سخن خود «فرهنگ برهنگى» و «برهنگى فرهنگى» ديروز و امروز را به خوبى مورد تعرّض قرار داد؛ الگويى ماندگار از شخصيت عظيم خويش به يادگار گذارد و معيارهاى حركت ارزشى و ضدارزشى را براى هميشه ترسيم كرد. 


وى در پاسدارى از عفت و عصمت، سرآمد زنان و دختران روزگار بود و با الهام از پيام آسمانى قرآن و طبق آموزه‏هاى مادرش، فاطمه زهراعليها السلام، حجاب و عفت را مانند گوهرى ارزشمند براى يك زن مسلمان مى‏دانست و بر اين باور بود كه زن هنگامى به خداى خود نزديك‏تر است كه خود را از معرض ديد مردان بيگانه حفظ نمايد(11).


زينب كبرى‏عليها السلام دختر آن مادرى است كه براى احقاق حق و دفاع از حقوق رهبر اسلام و حجت خدا از منزل بيرون مى‏آمد و با دشمنان، به احتجاج مى‏پرداخت؛ اما سر تا پا محجوب و پوشيده؛ همان مادرى كه وصيّت مى‏كند پيكرش را بعد از مرگ در تابوتى با ديواره‏هاى بلند بگذارند تا از انظار نامحرمان به دور باشد، پس طبيعى است كه دختر او هم بايد اين تعاليم بلند اسلام را رعايت نمايد؛ چراكه حفظ شرف و حيثيّت زن، واجب و حجاب از ضروريّات دين است و اصولاً تمام فداكارى‏هاى اين بانو براى تحقق احكام اسلام بود. بنابراين عفت و پاكدامنى خويش را حتى در سخت‏ترين شرايط به نمايش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خويش پاى مى‏فشرد.


آن بانوى بزرگوار براى پاسدارى از مرزهاى حيا و عفاف بر سر يزيد فرياد زد كه: «آيا اين از عدالت است كه زنان و كنيزان خويش را پشت پرده نشانى و دختران رسول خداصلى الله عليه وآله را به صورت اسير به اين سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دريدى و صورت‏هاى آنان را آشكار ساختى(12)».


نماد كمال عقل‏

برترين معيار عقل‏گرايى در زندگى، ادب و ادب‏آموزى است. كيميايى كه تيرگى‏ها و تاريكى‏هاى قلب را مى‏زدايد و نور و روشنايى در رواق وجود انسان مى‏افزايد به گونه‏اى كه بهاى بى‏نظير آدمى با سنجش مقدار ادب هر فردى، قابل تشخيص خواهد بود. 

زينب كبرى‏عليها السلام شخصيت شايسته‏اى بود كه درس ادب را در مكتب امامت آموخته بود و سيره و سخن پدر و مادر خود را از اعماق وجود خود پذيرفته بود. در گفتار و رفتار، صميمى، مهربان، صادق و مؤدب بود به گونه‏اى كه زنان بسيارى در نخستين برخورد، شيفته شيوه و مجذوب اخلاق روح‏پرور او مى‏شدند(13).

ادب و احترام حضرت زينب‏عليها السلام به برادر خود آن‏چنان بود كه هنگامى كه عبداللَّه بن عباس به امام حسين‏عليه السلام گفت: شما كه به اين سفر خطرناك مى‏رويد چرا زن‏ها را با خود مى‏بريد؟ حضرت زينب‏عليها السلام با شنيدن اين سخن سر از محمل خود برآورده و فرمود: «اى پسر عباس! آيا مى‏خواهى بين من و برادرم جدايى بيندازى؟ هرگز من از او جدا نخواهم شد(14)»..


در حادثه عاشورا در برابر آن‏همه مصائب و داغ‏ها و حوادث، هرگز از مسير ادب و عبوديّت نسبت به حضرت حق خارج نشد و هيچ‏گاه كلمه‏اى حاكى از دلتنگى، نارضايتى، اعتراض، شكايت و تنگ‏نظرى بر لب نراند. هرچه مى‏گفت بر طبق رضايت خداوند متعال و مقدرات او بود و بلكه بالاتر از آن در پاسخ طعنه پسر زياد، مى‏فرمود:


«إنّى ما رَأَيْتُ إلاّ جَميلاً(15)»: «من جز زيبايى نديدم». 
كه اين كلام در نظر اهل آن، از بالاترين مراتب توحيد، عرفان، قرب به خداى متعال و رسم بندگى و عبوديت، حكايت دارد و كمال ادب عاشق را نسبت به معشوق نشان مى‏دهد.


ايثار

عقيله بنى هاشم‏عليها السلام در اين صفت، گوى سبقت را از ديگران ربوده بود. او براى حفظ جان ديگران، خطر را به جان مى‏خريد و در تمام صحنه‏ها، ديگران را بر خود مقدم مى‏داشت. او در ماجراى كربلا حتى از سهميه آب خويش استفاده نمى‏كرد و آن را نيز به كودكان مى‏داد. در بين راه كوفه و شام با اين كه خود گرسنه و تشنه بود، «ايثار» را به بند كشيده و آن را شرمنده ساخت. 


امام زين‏العابدين‏عليه السلام مى‏فرمود: «عمه‏ام، زينب‏عليها السلام، در مدت اسارت، غذايى را كه به عنوان سهميه و جيره مى‏دادند، بين كودكان تقسيم مى‏كرد؛ زيرا در شبانه‏روز به هر يك از ما يك قرص نان مى‏دادند. او سختى‏ها و تازيانه‏ها را به جان خود مى‏خريد و نمى‏گذاشت بر بازوى كودكان اصابت كند(16)».


دفاع از حريم ولايت‏

حضرت زينب‏عليها السلام حركت و هدايت انسان‏ها را بدون امام‏عليه السلام، سكون و هلاكت مى‏دانست و زمام‏دارى زيان‏آلود نااهلان را باعث دورماندن توده‏ها از صراط مستقيم مى‏ديد. بدين علت، دفاع و حمايت از مقام امامت و ولايت را سرلوحه مسوؤليت‏هاى خويش قرار داده بود و با تمام توان، بعد از حادثه عاشورا به ارائه رهنمودهاى شايسته و مبارزه با زرمداران و زورمحوران در قالب خطابه مى‏پرداخت. وى چون دست‏پرورده زهراى اطهرعليها السلام بود، درس ولايت‏مدارى را از مادر فراگرفته بود. از يك سو در جهت معرفى و شناساندن ولايت، از طريق نفى اتّهامات و يادآورى حقوق فراموش شده اهل بيت تلاش كرد و از سوى ديگر سر تا پا تسليم امامت بود؛ چه در دوران امامت امام حسين‏عليه السلام و چه در دوران امام سجادعليه السلام كه حتى در چند مورد از جان امام سجادعليه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمايت نمود. 


كرامت‏

هر چند هزاران كرامت از اين بانوى بزرگوار سر زده است، اما فقط نمونه‏اى را نقل مى‏كنيم. مرحوم ثقةالاسلام نورى از سيد محمدباقر سلطان‏آبادى نقل مى‏كند: 

«به چشم‏درد شديدى در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان كردم فايده‏اى نكرد و برعكس مريضى‏ام شديدتر شد. بعضى از دكترها مى‏گفتند قابل علاج نيست. برخى هم قول شش ماه بعد مى‏دادند و من هر روز از روز قبل نالان‏تر مى‏شدم تا اين‏كه سياهى چشمم گرفته شد و ديگر نمى‏توانستم بخوابم. در آن موقع يكى از دوستانم براى خداحافظى به ديدنم آمد. او مى‏خواست به كربلا برود. من هم با او همراه شدم. در منزل اول دردچشم شديدتر شد و همه مرا شماتت مى‏كردند مگر يك نفر. بالاخره به منزل دوم رسيديم، درد شديدتر از قبل شد و ورم چشمم افزون‏تر؛ تا اينكه نزديك سحر آرام شد.

در عالم رؤيا عقيله بنى هاشم، زينب كبرى‏3، را ديدم كه گوشه مقنعه‏اش را به چشمم مى‏كشيد. از خواب بيدار شدم و چشمم خوب شد. دوستانم باور نمى‏كردند، سوار شديم در بين راه درد و ناراحتى احساس نمى‏كردم. من كه هميشه ناراحت و عاجز بودم، پيش خود گفتم: كاش بسته روى چشمم را باز مى‏كردم. تا باز كردم، ديدم همه‏چيز را مى‏بينم. صدا زدم كه رفقا بياييد. همه آمدند و گفتند: كدام چشمت درد مى‏كرد؟ گفتم: چشم چپم بود. هرچه نگاه كردند تفاوتى بين چشم چپ و راستم نديدند(17)».



پي نوشتها:

1) كهف، 65. 
2) سفينة البحار، ج 1، ص 558. 
3) رياحين الشريعة، ج 3، ص 57. 
4) زندگى زينب‏عليها السلام، رسولى محلاتى، ص 10. 
5) زينب قهرمان‏عليها السلام، احمد صادقى اردستانى، ص 103. 
6) ماهنامه مبلّغان، شماره 31، جمادى‏الاولى 1423، ص 21. 
7) زنان دانشمند و راوى حديث، صادقى اردستانى، ص 278. 
8) تاريخ طبرى، ج 6، ص 238. 
9) رياحين الشريعة، ج 3، ص 62. 
10) همان، ص 62. 
11) ماهنامه مبلّغان، شماره 31، ص 18. 
12) بحارالانوار، ج 45، ص 134. 
13) مجله پيام زن، شماره 128، ص 19. 
14) رياحين الشريهة، ج 3، ص 41. 
15) بحارالانوار، ج 45، ص 116. 
16) ماهنامه مبلّغان، شماره 33، رجب 1423، ص 43. 
 17) زندگانى زينب كبرى‏عليها السلام، شهيد دستغيب، ص 19 به نقل از ماهنامه مبلّغان، پيش شماره 7، ص 15 - 14.

rlm;گذاشت بر بازوى كودكان اصابت كند(16)/p

 

امام علي عليه السلام، مردي فراتر از شعار

مولاي متقيان علي عليه السّلام الگوي تمام نماي سيره رفتاري پيامبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه وآله است. امـام عـلى عـليـه السـّلام تـلاش مـى كـرد تـا چـونـان رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله بـخـورد و بـيـاشـامـد و زنـدگـى كـنـد.
سفره اي ساده و بي ريا

امام على عليه السّلام تهيدست نبود، از دسترنج خود توليد فراوانى داشت وقتى فقراء و يـتـيـمـان را دعـوت مـى كرد، بر سر سفره انواع غذاهاى رنگارنگ مى گذاشت ، و همگان را دعوت به تناول غذاها مى
كرد، امّا خود بر سر همان سفره ، نان خشك مى خورد.

احنف بن قيس مى گويد:

روزى بـه دربار معاويه رفتم ، وقت نهار آن قدر طعام گرم ، سرد، ترش و شيرين پيش من آوردند كه تعجّب كردم .

آنگاه طعام ديگرى آوردند كه آنرا نشناختم .

پرسيدم : اين چه طعامى است ؟

معاويه جواب داد: ايـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهيّه شده ، آن را با مغز گوسفند آميخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِيشكر در آن ريخته اند.

احنف بن قيس مى گويد: در اينجا بى اختيار گريه ام گرفت و گريستم .

معاويه با شگفتى پرسيد: علّت گريه ات چيست ؟

گفتم : به ياد على بن ابيطالب عليه السّلام افتادم ، روزى در خانه او بودم ، وقت طعام رسيد. فرمود : ميهمان من باش .آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند.

گفتم : در اين سفره چيست ؟

فرمود: آرد جو .

گفتم : آيا مى ترسيد از آن بردارند يا نمى خواهيد كسى از آن بخورد ؟

فـرمـود: نـه ، هـيـچ كدام از اينها نيست ، بلكه مى ترسم حسن و حسين عليهماالسلام بر آن روغن حيوانى يا روغن زيتون بريزند.

گفتم : يا اميرالمۆمنين مگر اين كار حرام است ؟

حضرت اميرالمۆمنين عليه السّلام فرمود:

نه ، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعيف باشند تا فقر باعث طغيان فقرا نگردد. هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگويند: بر ما چه باك ، سفره اميرالمۆمنين نيز مانند ماست .

مـعـاويـه گـفـت : اى احـنـف مـردى را يـاد كـردى كـه فـضـيـلت او قابل انكار نيست.(1)

همچنين ابورافع مى گويد :

روز عـيـدى خـدمت امام على عليه السّلام رسيدم ، ديدم كه سفره اى گره خورده در پيش روى حضرت اميرالمۆمنين عليه السّلام است ، وقتى آن را باز كرد ديدم نان جوين است .

گفتم : چرا گره مى زنى ؟

فرمود : براى اينكه بچه ها دوغى يا روغنى بر آن نيافزايند.

امام على عليه السّلام بيشتر از سبزيجات استفاده مى فرمود و اگر غذاى بهترى مى خواست شير شتر ميل مى كرد. گوشت بسيار كم مى خورد و مى فرمود :

«شكم ها را مدفن حيوانات نكنيد». با اين همه، از همه قدرتمندتر و قوى تر بود. (2)



ساده زيستى در كمال توانائى

امـام عـلى عـليـه السـّلام در سـاده زيـسـتـى يـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشيد. درخت مى كاشت، با دلوِ آب، باغ ديگران را آبيارى مى كرد و مُزد مى گرفت. هـيـزم جـمـع مـى كـرد و در بازگشت به منزل، پُشته هيزم را بر دوش ‍ مى كشيد، تا با آن تنور را براى پختن نان آماده كنند. در كار خانه كمك مى كرد. خانه را جاروب مى زد، هر كس به حضرت اميرالمۆمنين على عليه السّلام نزديك مى گشت، مـى فـهميد كه دور از هرگونه خود بزرگ بينى، چون ديگر اقشار جامعه، بلكه همچون محرومين زندگى مى كند.(3)

اصبغ بن نباته مى گويد:

امام على عليه السّلام خطاب به مردم كوفه فرمود:

من در شهر شما با مختصر توشه و وسائل زندگى وارد شدم، اگر به هنگام خارج شدن از شهر شما بيش از آنچه كه با خود آورده ام ببرم خيانتكار خواهم بود.(4)

در صورتى كه قدرت داشت تا انواع امكانات را براى خود فراهم آورد.


پيراهن وصله دار

امام على عليه السّلام الگوى كامل فرهنگ ساده زيستى بود. از لباس هاى معمولى كه عموم مردم مى پوشيدند استفاده مى كرد. شـخـصـى در كوفه خدمت امام على عليه السّلام رسيد، ديد كه لباس هاى حضرت اميرالمۆمنين على عليه السّلام كم قيمت و ساده و وصله داراست، با شگفتى به امام على عليه السّلام نگريست و گفت:

چرا لباس شما وصله دارد؟

امام على عليه السّلام در جواب فرمود:

«يَخشَعُ لَهُ القَلب ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفس وَيَقتَدى بِهِ المُۆ مِنُونَ؛ با اين لباس دل خاشع و نفس اماره، خوار مى گردد، و الگوى مۆ منان مى شود».(5)

همچنين نقل شده است که علاء بن زياد گفت:

يا اميرالمۆمنين از برادرم عاصم بن زياد به شما شكايت مى كنم.

فرمود: چه شكايتى؟

عـرض كـرد: عـبـائى پـوشيده و كار عبادت و رهبانيّت پيشه كرده و دست از كار دنيا كشيده است .

امام على عليه السّلام فرمود: او را پيش من بياوريد.


چون عاصم آمد، حضرت به او فرمود:

«اى دشـمـنـك جان خويش، شيطان سرگردانت كرده، آيا تو به زن و فرزندانت رحم نمى كـنـى؟ تـو مـى پـنـدارى كـه خـداونـد نـعـمـتـهـاى پـاكـيـزه اش را حـلال كـرده امـّا دوسـت ندارد تو از آنها استفاده كنى ؟ تو در برابر خدا كوچك تر از آنى كه اينگونه با تو رفتار كند».

عاصم گفت: اى اميرمۆ منان، پس چرا تو با اين لباس خشن ، و با آن غذاى ناگوار بسر مى برى ؟

حضرت اميرالمۆمنين على عليه السّلام فرمود:

واى بـر تـو، مـن همانند تو نيستم ، خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى ، تنگدست را به هيجان نياورد، و به طغيان نكشاند.(6)


جايگاه ساده پوشى

امامان عادل هر قدر در ساده پوشى دقّت كنند ارزشمند است، امّا ديگران آزادند و مى توانند بـراى زن و فـرزنـد خـود لباس هاى قيمتى و نرم بخرند، كه ديگر امامان معصوم عليهم السـّلام نـيـز چـون رهـبـرى امـّت را در دسـت نـداشـتند گرچه از انواع لباس ها استفاده مى كردند، امّا در ساده زيستى همواره الگو بودند.

شخصى به امام صادق عليه السّلام اعتراض كرد كه شـمـا كـه از سـاده پـوشـى حضرت اميرالمۆمنين على عليه السّلام فرموديد، خودتان چرا لباس نرم و زيبا داريد؟

امام صادق عليه السّلام فرمود:

لباس هاى امام على عليه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشيد، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس امام على عليه السّلام را پوشيده به روش امام على عليه السّلام رفتار مى كند.(7)



پي نوشت:

1) اصل الشّيعه و اصُولُها، ص 65 .

2) شرح ابن ابى الحديد، ج 1 ، ص 7.

3) كامل مبرّد، ص 153.

4) بحارالانوار، ج 40، ص 327 و 325.

5) شرح خوئى، ج 21، ص 152 ؛ نهج البلاغه، حكمت 103.

6) نهج البلاغه، خطبه 209.

7) اصـول كـافـى، ج 1، ص 411 ؛ وسائل الشيعه، ج 1، ص 279.


سخن امام علی (ع) خطاب به فرزندش درباره غم روزی نخوردن

 

 امام علی (ع) در فرمایشی خطاب به فرزندش درباره روزی توضیح می دهند.

امیرمومنان(ع) می فرماید: " پسرم! روزی دو گونه است: آنچه تو آن را می جویی و آنچه آن تو را می جوید، پس اگر تو به سوی آن نروی آن به سوی می آید، پس غم سالانه ات را بر غم یک روزت تحمیل نکن؛ به فکر مشکلات همان روزی باش که در آن هستی. "