تأملی بر روابط دختر و پسر در جامعه دینی
با نظر و نگاهی به آیات و روایات به روشنی در مییابیم که شرع مقدس اسلام در فردیترین دستورات خود اجتماعی است و ارتباطات انسانی و اجتماعی را جزء اصلیترین آموزههای خود قرار داده است. اگر بگوییم قرآن مجید آئیننامه ارتباطات است امری بدیهی را تأیید نمودهایم. رعایت حقوق شهروندی، نحوه ارتباط با والدین، همسایگان، خویشان، دوستان و محترم شمردن حریم بین محرم و نامحرم، آئین و آداب معاشرت، تعاون و مردمداری، صله رحم، رسیدگی به امور محرومان و مستمندان، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، خمس، زکات، نماز و ... از اصلیترین مأموریتها و عبادتهای فردی و اجتماعی مسلمانان به شمار میآیند. با اندکی تأمل پی خواهیم برد که در تمامی آن عبادات، ارتباطات انسانی، اجتماعی بودن و مسئولیتهای جمعی موج میزند.
بارزتر و جالبتر از همه اینکه؛ مهمترین دعایی که بر هر مسلمانی واجب است که آن را در واجبترین اعمال خود، یعنی نماز - آن هم روزی ده مرتبه به ذهن و زبان جاری سازد، دعای «اهدنا الصراط المستقیم» است. دعایی که حتی اگر بطور انفرادی و در خلوت و خانه خود بخوانیم باید کلمات و جملاتی را ادا کنیم که حکایت از گریز از تکروی و حضور جدی و فعال و مفید در جمع و جماعت دارد: نعبد، نستعین، اهدنا، علینا.
به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است.
نقل و درج تنها بخشی از آیات و روایات در خصوص و فرهنگ ارتباطات و تعاون خود کتابی مفصل و مستقل خواهد شد. اما در این اجمال چند نمونه را با هم مرور میکنیم:
در سوره آل عمران (آیه 200) تعاون و تعامل در جهت نیکوکاری و تقوا مورد تأکید واقع شده «تعاوَنوا علی البر و تقوی و لا تعاونوا علی الاِثم و العُدوان»؛ در نیکوکاری و تقوا به یکدیگر کمک کنید، نه در گناه و ستمکاری .
در جای دیگر(سوره توبه/ آیه71) مردان و زنان مؤمن به تعامل و روابط هدفمند و مبتنی بر توسعه ارزشهای دینی و فی مابین دعوت شدهاند:
در نگاه رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نماز و عطر و زن، ترادف معنوی و مذهبی دارند و ذکر نام زن با این دو، نشان از مقام زن (در منظر آن مقام مکرم) دارد. بنابراین روابط گروههای غیر همجنس اگر با رعایت حجاب و عفاف و ادب و وقار و به دور از هرگونه تهییج و تحریک باشد نه تنها بلامانع است، بلکه از ضروریات و ملزومات جامعه اسلامی و امروزی به شمار میآید.
«والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعضٍ یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و ...»؛
مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند – خلق را به کار نیک وادار و از کار زشت منع میکنند. نماز به پا میدارند و زکات میدهند...
و نیز در سوره نحل آیه 90 چنین آمده است:
«ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عَن الفحشاء و المنکر »؛ «البته خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان میدهد و به بذل و عطا به خویشاوندان امر میکند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی میکند.
و در خصوص روابط دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه و احترام متقابل(نور/ آیه30) این چنین تصریح شده است:
«قل للمومنین یغضوا مِن ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک اَزکی لهم اِنّ الله خبیرٌ بما یصنعون»؛ (و ای رسول ما) مؤمنین را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند، و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) شما اصلح است البته خدا به هر چه می کنید کامل آگاه است و نیز در مورد لزوم احترام مردان به زنان و پرهیز از تحقیر و تبعیض علیه آنان به جهت مقام و منزلت ویژه بانوان در رویکرد معصومین(علیهمالسلام) به همین مقدار اکتفا میشود که رسول گرامی اسلام (در عصر رنسانس که زنان و دختران، موجودات درجه دوم تلقی میشدند) کرامت و لئامت مرد را به نحوه سلوک و تعامل او با زن موکول نموده است. یعنی اگر مردان با دختران و زنان، برخوردی انسانی و اسلامی داشته باشند، محترم و کریم، وگرنه حقیر و لئیم خواهند بود.
در نگاه رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نماز و عطر و زن، ترادف معنوی و مذهبی دارند و ذکر نام زن با این دو، نشان از مقام زن (در منظر آن مقام مکرم) دارد. بنابراین روابط گروههای غیر همجنس اگر با رعایت حجاب و عفاف و ادب و وقار و به دور از هرگونه تهییج و تحریک باشد نه تنها بلامانع است، بلکه از ضروریات و ملزومات جامعه اسلامی و امروزی به شمار میآید.
حذف زنان از عرصههای فرهنگی، هنری، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی به معنای حذف نیمی از نیروهای فعال و تأثیرگذار جامعه از رشد و پیشرفت کشور میباشد.
بنابر آنچه در سطور مذکور آمد، فضایی که امروز در بین بخشی از لایههای اجتماعی کشورمان در خصوص ارتباط دختران و پسران و زنان و مردان جوان حاکم شده و دل هر انسان صالح و مسلمان و غیرتمندی را به درد میآورد، نه تنها با احکام و دستورات دینی ما همسو و همسان نیست بلکه با قواعد و هنجارهای مورد تأیید روانشناسان و جامعه شناسان منصف و متعهد نیز منطبق نمیباشد. فرآیند معیوب مذکور مشکلات و معضلات بسیاری را بوجود آورده که در صفحات بعدی مورد بحث و تحلیل واقع خواهد شد. به منظور رعایت اصل اجمال در نگارش آشنایی با نحوه ارتباط دختر و پسر از منظر وحی ماجرای موسی(ع) و دختران شعیب را به عنوان الگویی آسمانی با هم مورد تأمل و توجه قرار میدهیم.
به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است.
موسی و دختران شعیب
یکی از نمونههای بارز رابطه دختر و پسر در قرآن، رابطهای است که در آیات 23 و 24 سوره قصص طرح و تبیین شده است. موسی(ع) به عنوان فردی تبعیدی هم بیکار مانده است، هم همسر اختیار نکرده و هم بدون خانه و آشیانه!
دختران جوان شعیب در گوشهای به انتظار فرصتی مناسب برای سیراب کردن گوسفندانشان ایستادهاند، موسی (ع) که برای رفع تشنگی به سمت چاه رفته بود جلو میرود. سئوال میکند جواب میشنود به علت حضور مردان در کنار چاه (آبشخور گوسفندان) کار سیراب کردن گوسفندان را به تأخیر انداختهایم. پدر ما هم پیر است و برای کار کردن ناتوان. لذا ما به این کار (اقتصادی و تولیدی) همت گماردهایم. موسی(ع) که در نیکوکاری و طرفداری از مظلومان پیشرو بود به دختران شعیب یاری میرساند تا دامهای خود را سیراب کنند. این همان کار پیامبرانه است: کار بدون چشم داشت، فقط برای رضای خدا، حفظ عفت و پارسایی در ارتباط با افراد غیر همجنس، بدون انگیزههای غریزی.
این وعده الهی است که: «ان تنصرالله ینصرکم»؛ خدا از بالا دو پیامبر (موسی و شعیب) را به هم میرساند. دختران شعیب از موسی خواستند تا برای کار با پدرشان ملاقات کند. انجام شد، شعیب پیامبر(ع)، وقتی موسی را جوانی برومند، حق شناس، خویشتندار و صالح یافت پیشنهاد: کار در مزرعه، ازدواج با یکی از دخترانش، سکونت در محل کار را داد، بدین ترتیب اشتغال، ازدواج، مسکن، سه لازمه مهم زندگی جوانان برای موسی(ع) در فرآیند ارتباطی و حفظ عفت و کرامت و تقوا حاصل شد.
نکات مهم ماجرای مذکور:
1- دختران با حفظ حجاب و عفاف میتوانند به فعالیتهای اجتماعی - اقتصادی بپردازند.
2- دختران از مرد نامحرم (حضرت موسی) برای رفع مشکل سیراب کردن گوسفندانشان درخواست کمک نکردند. این موسی بود که از آنان سئوال کرد.
3- ارتباط کلامی، بسیار کوتاه بود. شخصی نبود، بلکه کاری بود.
4- ارتباط کلامی در جمع و اجتماع انجام گرفت نه در خلوت. علنی بود، نه پنهانی .
5- نیت و انگیزه غریزی، جنسی، مادی نبود، صرفاً مساعدت و یاری و جلب رضایت خدا بود.
6- دختران شعیب با یکدیگر بودند، نه به تنهایی، یعنی دختران در بیرون رفتن سعی کنند تنها نروند، بلکه حداقل دو نفر باشند تا امنیت بیشتری برای آنان حاصل شود.
7- دختران در محیط کار از اختلاط با مردان پرهیز کنند.
8- مردان احساس مسئولیت کنند و نسبت به زنان عفیفه و پاکدامن و با حیاء بی تفاوت نباشند.
9- موسی(ع) با هر دو دختر سخن گفت و به هر دو کمک کرد، تا شبهه و توهمی ایجاد نشود.
10- موسی(ع) بعد از کمک و صحبت در حد ضرورت، ارتباط را ادامه نداد و به سرعت به سایه رفت. و از آنان دور شد.
البته ماجرای مذکور پیامها و نکات آموزنده و ارزنده بسیار دیگری نیز در بر دارد که طرح و تبیین آنها در این مقال نمیگنجد، لذا به منظور ارائه الگویی قرآنی به این مقدار اکتفا و علاقمندان را به تفاسیر معتبر ارجاع میدهیم.
روابط دختر و پسر در اسلام
اگر رابطه دختر و پسر به صورت سخن گفتن باشداشکال ندارد مگر آنکه از روی لذت و شهوت باشد از آنجا که به طور طبیعی سخن گفتن دختر و پسر جوان به واسطه قوی بودن غریزه شهوانی و تحریک شهوانی ممکن است با عث تحریک شده و به این خاطر باید سعی شود حتی المقدور جز در موارد ضروری از این کار دوری شود..هر گونه ارتباط و تماس بدنی دختر وپسر از نظر شرعی حرام است.نگاه مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون قصد لذت حرام میباشد.(حکم زن نیز در این مورد مانند مرد میباشد)بنابراین رابطه دختر و پسر به جهات مختلف اگر مفسده ای نداشته باشد و ترس در حرام افتادن نباشد و از روی شهوت انجام نگیرد اشکالی ندارد.ولی خلوت کردن دختر و پسر نامحرم اعم از فامیل وغیر فامیل در اتاق یا در خانه دربسته که محل رفت وآمد دیگران نباشد حرام است زیرا غریزه جنسی و وسوسه شیطانی ممکن است هر لحظه انسان را از مسیر خارج بکند.برای بهتر درک کردن این مسئله به چند حدیث اشاره میکنم.امیرالمومنین میفرماید:الشهوات سموم قاتلات (شهوت ها و خواهش های نفسانی زهرهای کشنده هستند)و نیز فرمود:طهروا انفسکم من دنس الشهوات تدرکو رفیع الدرجات.نفس خود را از پلیدی شهوت رانی پاک سازید تا به درجه های بلند آخرت دست یابید.پیامبر (ص) میفرماید:جاهدوا انفسکم علی شهواتکم تحل قلوبکم الحکمه.با شهوت تان مبارزه کنید تا حکمت در دل های شما وارد گردد.
منابع : آیت الله مکارم شیرازی مجموعه استفتاعات جدید ص 227 مسئله 805-آیت الله فاضل لنکرانی
جامع المسائل ص482 مسئله 1715-غررالحکم ج1 ص 30 –ج2 ص 472 بحارالنوار ج 69 ص
197-ج1 ص 203-ج2 ص
روابط دختر وپسر در اسلام
مقدمه
قبل از اینكه به تبیین روابط دخترو پسر از نظر اسلام بپردازیم چند نكته را یاد آوری می كنیم. اول: اینكه مبنا و ماخذ معارف ، اخلاقیات ، معیارهای رفتاری و... و در یك كلام بایدها و نبایدهای فردی و اجتماعی ما برگرفته از دین اسلام است و ما در هر مرحله از مراحل زندگی بشری چه فردی و چه اجتماعی دین اسلام را حاكم می دانیم وآنرا ملاكی جدائی ناپذیر برای زندگانی بشری قلمداد می كنیم. و لذا آنچه در ذیل می آید طبق همین ملاك می باشد. دوم: اگر چه عنوان مقاله روابط دختر و پسر است، اما همه زنان و مردان در این احكام مشترك هستند و اختصاص عنوان به دختر و پسر تنها به خاطر اهمیت و موقعیت حساس دختران و پسران جوان و نوجوان می باشد. سوم: در این مقال تنها به بیان باید ها و نباید ها در رابطه دختر و پسر پرداخته می شود و سخن از معضلات ،راه حل ها و سیاست های صحیح و نا صحیح ، آسیب شناسی و ...در این رابطه را به مجال و مقالهای بعدی موكول می كنیم.
طرح بحث
زندگی انسان بر پایه ورابط اجتماعی و پیوندها شكل می گیرد. آنچه از نظر اسلام در این اجتماع مهم است حركت به سوی اخلاق متعالی و پیشرفتهای معنوی وكمال فردی و اجتماعی انسان است. و این اجتماع ناگزیر از تعامل افكار و اندیشه ها، فرهنگها، تعلیم وتعلم و ارتباطات می باشد كه دین اسلام هم بر این موارد تاكید دارد
در یك جامعه اسلامی روابط و تعامل انسانها با یكدیگر بر گرفته از شناخت ارزشها و آموزه های دینی است كه چگونگی و باید ها ونبایدهای آن را بیان می كند. انسان، به ویژه جوان ونوجوان، به ارتباط اجتماعى نیازمند است؛ زیرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونى به شمار مىآید.داشتن روابط ضرورت دارد؛ ولى چگونگى آن از اهمیت بیشترى برخوردار است. در این میان ارتباط با جنس مخالف موضوعى مهم و حساس است.
علىرغم اینكه افراد ناآشنا به مبانى دینى، اسلام را بدان متهم مىكنند كه مخالف حضور دختران در اجتماع است، احادیث صریحى داریم كه طالب علم و دانش و فراگیرنده آن، چه دختر و چه پسر، محبوب خدایند و براى كسب دانش و كارهاى مفید اجتماعى، دختران و پسران مىتوانند با حفظ پوشش و عفاف، بهراحتى در جامعه ظاهر شوند و به انجام وظیفه بپردازند. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلَا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ بُغَاةَ الْعِلْم» (الكافی/1/30 )
«فَوَجَبَ عَلَى الْعَاقِلِ طَلَبُ الْعِلْم ».(الكافی/ ج1 - كتاب العقل و الجهل)
اسلام به اهمیت و ارزش فوقالعاده پاكى و سلامت شخصیت دختر و پسر و لزوم رعایت حقوق فرد و جامعه در ارتباطها ، نگاهها، شنیدنها و مكالمات تأكید دارد و به هیچ عنوان راضى نمىشود كه حریم قُدسى دختر، خدشه بردارد یا پسر از دایره عفت و پاكى خارج شود.
تفاوت «روابط دختر و پسر» درجامعه اسلامی و فرهنگ غربی
فرهنگ غربى، به نام آزادى و در راه رسیدن به آن، فضاى جامعه را خواسته یا ناخواسته ناامن و كانون خانواده را متزلزل نموده است. در چنین فضایى، هیجانات كاذب، فرصت اندیشیدن و خلوت معنوى و چشیدن لذّت رفتارهاى اخلاقى و خویشتندارى هاى عفیفانه را از انسان گرفته است.
در جوامع غربی به اصطلاح «آزاد»،بر اثر بىبندوبارىها و تلاشهاى تمام ناشدنی شهروندان براى كسب منافع و رفاه بیشتر و نادیده گرفتن حریمهاى انسانى، هر روز، جنایات تازهاى در شرف تكوین است، كه عشقهاى دروغین خیابانى و دوستىها و ارتباطهاى كوچه وبازارى، تنها نقطههاى آغاز شمرده مىشوند
در جوامع غربى و همچنین جوامعی كه مقلّد غرب هستند، نسل جوان، هدف تبلیغات رسانهاى قرار گرفته اند تا مصرف بیشتر محصولات تجاری را به دنبال داشته باشند. (لباسهاى مُدِ روز، لوازم آرایشی، فیلمها و آوازهاى سبُك یا غیر اخلاقى، موادّ انرژى زا و توهّم زا و...) بدون آنكه فرصت انتخاب داشته باشند و یا بتوانند آگاهانه از حلقه و گردونهاى كه درونش قرارگرفتهاند، خارج شوند. در چنین جامعهاى كه به هیچ اصل اخلاقى یا آرمان غیر مادّى پایبند نیست، همگان قربانىاند. و به اصطلاح تر و خشك با هم می سوزند
با چنین شرایطی كه بر جوانان در جوامع غربى و كشورهاى تحت نفوذ آنان حاكم است، باید دید الگوهاى دخترها و پسرها، چه كسانى هستند؟ آیا افراد عالم و دانشمند و متفكّر و هنرمند واقعى الگو هستند یا هنرپیشههاى جلف و فاقد ابتكار و بىاندیشهاى كه تنها ظاهرى جذّاب دارند؟ آیا این روند، دلیل انحطاط و سقوط اخلاقى و موجبِ سرگردانى و بی هدفی نسل جوان دختر و پسر یك جامعه نیست؟ آیا متفكّران و مربّیان بزرگ غرب در دههها و سَدههاى گذشته، با آن همه مبارزات پیگیر و تحمّل آنهمه رنج، چنین فضاى فرهنگسوز و مادّیتزدهاى را آرزو كرده بودند؟ و آیا شایسته است كه ما به جاى تصحیح و ارتقاى فرهنگ خویش، خود را به چنین فضاى وهْمآلودى بسپریم؟
اما در جامعه اسلامی، جامعه دینى در روابط اجتماعى خود، توجهى ویژه به حصار عفاف و حریم شخصى دختر و پسر دارد. روش اسلام، این است كه انسان، معتدل و متعادل زندگى كند و از هر افراط یا تفریطى به دور باشد. خداوند نیز مسلمانان را «امت متعادل» مىنامد. «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَی الناسِ» (سوره بقره، آیه 143) و افراد اجتماع را به روش صحیح زندگى فرامىخواند و در مقرّرات خود، همه جنبههاى نیاز دختر و پسر را در نظر مىگیرد. از جمله، دختران را تا حدودى كه منجر به زیاندیدن و انحراف آنها نشود، از شركت در اجتماع، نهى نمىكند.
رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه مىدادند كه حتى در جنگها براى امداد و كمك به مجروحان و سربازان، شركت كنند و در تاریخ اسلام، نمونههاى بسیارى براى مشاركت زنان و دختران در فعالیتهاى اجتماعى ذكر شده است.( از جمله نسیبه كه جایگاه ویژه ای نزد رسول خدا ص داشت) روشن است كه رعایت حریمها از سوى زنان و مردان، تضمین لازم براى دوام چنین مشاركتى است و حضور زنان و دختران در فضاهاى عمومى یك جامعه، مشروط به صلاحیت اخلاقى و متانت مردان و پسران آن جامعه است
اسلام به خطراتِ ناشى از روابط به اصطلاح «آزاد» دختر و پسر كاملاً آگاه است و نهایت مراقبت را در روابط و برخوردهاى دختران و پسران دارد، تا حدى كه منجر به انحراف و فساد نشود و طرفدار مشاركت دختران و پسران در جامعه به شكل معقول و با حفظ حریم است.
اسلام، در عین اینكه اجازه شركت در محافل، مدارس، دانشگاهها، مساجد و... را به جوانان دختر و پسر مىدهد، دستور مىدهد كه به صورت مختلط نباشد و محلّ نشست و برخاستها از یكدیگر جدا باشد. آنچه كه اسلام به صورت یك توصیه اخلاقى در مورد جامعه مدنى ابراز مىدارد، این است كه اجتماع مدنى، تا حدّ ممكن، غیر مختلط باشد. به عنوان مثال در تفسیر این آیه آمده است:
«لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ...» یعنی «اگر منافقان و بیمار دلان و كسانی كه شایعات بی اساس و اخبار دروغ در مدینه پخش می كنند دست از كار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت كوتاهی نمی توانند در كنار تو در این شهر بمانند» (سوره احزاب /60).
كه در تفسیر بیماردلان (فی قلوبهم مرض ) آمده: یعنی كسانی كه فاجر هستند و ایمانی ضعیف دارند آنها كسانی هستند كه از مراوده و اختلاط با زنان و اذیت آنان باكی ندارند.. .
انواع روابط بین دختر ها و پسر ها
روابط بین زن و مرد را به چهار صورت می توان در نظر گرفت: رابطه زن و شوهری ، رابطه علمی،رابطه حرفه ای و شغلی،رابطه دوستانه
رابطه زن و شوهری
اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازین شرعی و عقد رسمی تحقق پیدا می کند مورد تأکید و تایید قرار داده است. ده ها آیه و صدها روایت از معصوم در مورد اهمیت ازدواج و روابط زناشویی شاهد بر مدعاست . مهمترین کانون و نهاد اجتماعی خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل می گیرد بنابراین از نظر اسلام این نوع رابطه اجتماعی مشروع و مورد تأکید و تایید است و زن و مرد هر دو در شکل گیری آن سهیم اند. در این خانواده است كه زنان و مردان آنچه كه بالاصاله برای آن خلق شده اند را می توانند بروز دهند و آن چیزی نیست جز تربیت اسلامی و تخلق به اخلاق الهی. همچنانكه خداوند پیامبرش را برای همین مهم مبعوث كرده است: «انی بعثت لاتمم مكارم الاخلاق».
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِیرٌ»(الكافی/5/ 347 ). «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَوَّجَ عَزَباً كَانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَة »( تهذیبالأحكام ج/ 7 /405).
رابطه علمی بین زن و مرد:
این نوع رابطه با حفظ موازین شرعی و رعایت حدود الهی از ناحیه زن و مرد مجاز است و بهترین مصداق بارز آن رابطه بین استاد و شاگرد است اعم از این که استاد زن باشد و شاگرد مرد، یا بالعكس. آنچه مهم است رعایت موازین شرعی است، اگر احکام الهی مراعات شود این نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأیید اسلام است و اگر حدود الهی مراعات نشود و حریم های بین محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از این رابطه ناخشنود است و آن را شدیدا نهی می کند .
رابطه شغلی و حرفه ای:
روابط شغلی سه گونه هستند
1. شغل هایی که عرفا و غالبا به عهده زنان است و با وجود زنان، لزومی ندارد مردان مشغول آن حرفه شوند. مثل شغل مامایی و کارهایی که جنبه زنانه محض دارد. در این گونه موارد اسلام تأکید دارد که شغل های حساس و مهمی که مربوط به بانوان می شود خودشان به عهده گیرند. طبعا نوع رابطه شغلی در اینجا بین زنان است و مردان حق ورود به این مشاغل را ندارند مگر در شرایط ضروری.( البته چون در گذشته به زنان مجالی برای یادگیری مشاغل و حرفه های مخصوص زنان نمی داده اند، هستند مردانی كه به خاطر نیاز آن حرفه ها را فرا گرفته اند).
2. شغل هایی که عرفا و غالبا به مردان اختصاص دارد مثل کارهای شاق و سختی که با فیزیک بدن زن و روحیات او سازگار نیست .لذا وارد شدن در کارهایی كه از تحمل زن خارج است و به نحوی به او ضرر می زند جایز نیست. هر چند شاید باشند زنانی كه قدرت بدنی بالایی داشته باشند اما غالبا و حتی می توان گفت همه زنان در این دسته نقش چندانی را نمی توانند ایفا كنند.
3. شغل هایی که مشترک بین زنان و مردان است که اکثر موارد و بیشتر کارها تقریبا بین زن و مرد مشترک است. در این گروه، اگر زن و مرد ضوابط شرعی را رعایت کنند و حرمتها و حیا و عفت و دین داری را سرمشق قرار دهند و مرتکب عمل حرامی نشوند می توانند مشاركت فعال داشته باشند مانند بسیاری از کارها از جمله نمایندگی مجلس، معلمی و تحقیق و پژوهش و .. .
در هر سه گروه اگر نیازی به همكاری و استعانت و ارتباط زنان و مردان بود تنها با رعایت موازین شرعی،عرفی، عقلی ، حفظ حیا و عفت و پرهیز از گناه است كه می توان این ارتباط را جایز دانست و در غیر این صورت (عدم رعایت موازین شرعی و عرفی و عقلی و ...)هر گونه ارتباطی حرام است.
رابطه دوستی بین دختر و پسر:
شاید بعضی تعجب كنند اما با صراحت تمام می تون گفت كه این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستی بین دختر و پسر و اینگونه روابط نهی کرده است همچنانكه در تفسیر آیه 60 سوره احزاب گذشت. زیرا عفت عمومی جامعه با اینگونه روابط آسیب جدی می بیند پایه های ازدواج و خانواده سست می شود و صدها مفسده اخلاقی برای دختر و پسر و جامعه دارد. و اساسا در اسلام چیزی به نام دوستی بین دختر و پسر یا زن و مرد وجود ندارد و هر چه هز این باب است حرام است. مگر اینكه برای دوستی معانی متعددی قائل باشیم كه یكی از آن معانی را بتوان با موازین شرعی همسان و همراه دانست هر چند در حال حاضر آنچه به نام دوستی در عرف جوامع بشری مشاهده می شود همان معنای آزادی در رابطه و بی بند و باری است كه در دین مبین اسلام و شرع مقدس هیچ توجیهی برای آن نیامده است و این نوع رابطه با اساس حكمت اخلاق و كمال انسان در تضاد است .
بدون تردید اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی کرده اند اینطور نیست که این نهی بدون هیچ قید و شرطی باشد بلکه سیره عملی آنها به این امر مطلق تخصیص می زند و نشان می دهد که منظور ائمه این نیست که زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها این است که زنان اولا، بدون دلیل موجه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و ثالثا حضوری همراه با رعایت موازین و امورات شرعی و عقلی و عرفی
معیارهای اسلامی و اخلاقی در روابط
یك رابطه دارای ابعادی است از جمله : نگاه، پوشش، فكر و اندیشه ، گفتار ، رفتار. و برای هر كدام اسلام قانون و موازین خاص خود را دارد كه می طلبد زن و مرد مسلمان اینچنین باشند.
نگاه
رسول اكرم (ص) به حضرت على(ع) فرمود: «اى على! نگاه اوّل، براى توست چرا كه ابزار شناخت است؛ امّا نگاه دوم به زیان توست» (من لا یحضر/ 4/ 19 .( حقیقتْ این است كه در مناسبات و روابط اجتماعىِ دختر و پسر، پیشنهاد دین و اصل اخلاقى، ترك نگاههاى شهوانى دختر و پسر به یكدیگر و پرهیز از لذّتجویىهاى بىضابطه و بازىكردن با عواطف یكدیگر است.
جوانى كه چشمش به جنس مخالف مىافتد و احیاناً از وى خوشش مىآید، مىخواهد كه براى بار دوم نیز به وى نگاه كند و لذّت ببرد. نوبت اوّل، چون نگاه و تلذُّذ غیر عمدى است، مانعى ندارد ؛ ولى نوبت دوم، چون به قصد لذّت بردن از دیگرى و بهرهجویى از سرمایه دیگرى است، جایز نیست. « جعفر بن محمد ع قال ما یأمن الذین ینظرون فی أدبار النساء أن یبتلوا بذلك فی نسائهم ».
و در حدیثی امام صادق(ع) فرمود: «نگاه كردن به نامحرم، تیرى زهرآگین است كه از ناحیه شیطان پرتاب مىشود». (من لا یحضر/ 4/ 19) «چه بسیارند نگاههاى كوتاه و لذّتهاى زودگذرى كه بعدها حسرتها و تأسّفهاى طولانى درپى خواهند داشت!».( كافى/ ج 5/ ص 559). با همه این مرزبندىها و سفارشهاى خیرخواهانه، در اسلام، نگاه كردن دختر و پسر به یكدیگر و گفتگوى آنها، چنانچه به قصد خواستگارى و ازدواج (یعنى رفتن به سمت تشكیل كانون خانواده و رسیدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعى ندارد. «عَنْ عَلِیٍّ ع فِی رَجُلٍ یَنْظُرُ إِلَى مَحَاسِنِ امْرَأَةٍ یُرِیدُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا قَالَ لَا بَأْسَ».
در پوشش
اسلام هم برای مردان و هم برای زنان پوشش خاصی را مد نظر دارد. پوششى كه اسلام براى دخترها مقرّر كرده است، بدین منظور نیست كه جلوى فعالیتهاى اجتماعى آنان را بگیرد و از خانه بیرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، این است كه دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (بجز صورت و دستها) بپوشاند و به جلوهگرى و خودنمایى نپردازد.
سوالی كه شاید ما را به خود مشغول سازد این است كه چرا مردان باید آزاد باشند تا همچون كالا به زن بنگرند؟ آیا همین نگرش نیست كه نظام خانواده را در غرب، متزلزل كرده است؟ اسلام با وضع نمودن نوعى مقرّرات براى پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روح جامعه را تضمین كرده است. به این ترتیب، حفظ نگاه و حجاب مرد و زن، حقیقتاً مصونیتبخش و پاسدار حریم آنانست.
در آیین اسلام، پسران فقط وقتی می توانند كه ارتباط كامل و بی حدی با دختران داشته باشند كه تشكیل خانواده داده باشند و آگاهانه انتخاب و مسئولیت پذیرفته باشند، در كانون گرم و صمیمى خانواده است كه مىتوانند با دختر(به عنوان همسر قانونى خود)، پیوند كامیابى برقرار كنند. قبل از آن، نباید فكر و ذهن هیچ دختر یا پسر جوانى به این موضوع، مشغول باشد و مانع فكر و تحصیل و كارهاى زندگى او و دیگران شود.
اندیشه و قلب
نبودن حریم بین دختر و پسر، و آزادى در معاشرتها، هیجانات و التهابهاى جنسى را افزایش مىدهد و هنگامی كه میل جنسى از تعادل و مسیر طبیعىاش خارج شد،این میل به صورت یك عطش روحى و یك خواست سیرىناپذیر و اشباع نشدنى در فرد ظاهر می شود كه مهاری برای آن نیست. غریزه جنسى، غریزهاى نیرومند، عمیق و پردامنه است كه هرچه انسان این نیرو را رها كند و كنترل نكند خاموش كه نمی شود شعله ورتر هم می شود. مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بیشترى به دست بیاورند، حریصتر مىشوند. تاریخ از آزمندىهاى جنسى، بسیار یاد مىكند. حسّ تصرّف و تملّك زیبارویان در پادشاهان هیچ حد و مرزی نداشته و سیرابشان نكرده است. صاحبان حرمسراها، هر روز در پى شكاركردن شكار دیگرى براى خود بودهاند.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه، توجه كامل كرده و هشدارهاى زیادى درباره خطرناك بودن نگاه جنسى بىضابطه و خلوت كردن پسر و دختر با هم و معاشرتهاى كنترل نشده آنان مىدهد از جمله می فرماید: «كه هر جا زن و مرد نامحرمی تنها بودند سومی آنها شیطان است». از طرفى تدابیرى براى تعدیل و رام كردن این غریزه اندیشیده است و براى هر یك از دو جنس، تكلیفها و مقرراتى معین نموده است.به عنوان نمونه، قرآن كریم مىفرماید: «به مردان بگو چشمها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشیده دارند و به زنان نیز بگو تا چشمها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند».(نور، آیه 31(. آیین ما از ما مىخواهد كه اندیشهمان را هوسآلود نكنیم، خیال گناه را در ذهن خود نپروریم، به نامحرمانْ خیره نشویم و دزدانه نگاه نكنیم، به قصد لذّتهاى جنسى به نامحرمى ننگریم و با چنین قصدى به معاشرتهاى اجتماعى قدم نگذاریم.
اگر خدا به ما قلبی مالامال از محبت و عشق عطا كرده نه به خاطر آنست كه این خانه را جولانگاه هوسها و زیباییهای كثیف دنیایی كنیم بلكه این مكان پر مهر و محبت و عشق را خدا برای خود آفریده است و به انسان هم اخطار داده كه یك قلب بیشتر نداری و آن برای من است. « خدا در قلب هیچ انسانی دو دل قرار نداده است»
گفتار
شنیدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه همراه با ناز و عشوه و قصد لذّتبردن و خوشآمدن در كار نباشد، اشكالى ندارد. براى دختر، شایسته نیست كه در سخن گفتن با پسرى، صداى خود را نازك كند و به نحوى با عشوه و اطوار، سخن بگوید. خداى متعال در قرآن، به زنان مىفرماید: «در حرف زدن، صدا را نازك و مهیّج نكنید كه موجب طمع بیماردلان گردد» ( سوره احزاب، آیه 32( و امام على(ع) مىفرمود: «به دختران جوان، سلام نمىكنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند. (الكافى، ج 2 ، ص 648). البته این فرمایش امام علی ع كه در اوج عصمت هستند همچون معصومان دیگر نه برای خود بلكه برای آموزش به شیعیان و مسلمانان و مومنان است كه در روابط با دختران چگونه باشند.
رفتار
احتیاطها و توصیههاى دین مبین اسلام، مبنى بر دور نگهداشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از یكدیگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحى خود آنان و سلامت اجتماع و پاكى خانواده و عزت و شرف و تعالى آنان است . روح جوان، فوقالعاده تحریكپذیر است. اشتباه است كه گمان كنیم تحریكپذیرى روح انسان، محدود به حدّ خاصى است و پس از آن، آرام مىگیرد. همان قدر كه انسان از رسیدن به جاه و مقام و ثروتْ سیر نمىشود، در میل جنسى نیز چنین است. در محیطهاى آزاد و باز، هیچ پسرى از تصاحب زیبارویان و هیچ دخترى از متوجّه كردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سیر نمىشود. از طرفى، هوس، در هیچ نقطهاى توقف نمىكند و تقاضاى نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنى است و امكان برآوردن همه خواستهها هیچگاه براى بشر، میسّر نیست.
دست نیافتن به آرزوها و هوسها، در جاى خود، منجر به اختلالات روحى و بیمارىهاى روانى مىگردد. به محیطهایى كه بىبند و بارى در آنها زیاد است، بنگرید. خواهید دید كه در آن محیطها، آمار بیمارىهاى روانى و مشكلات روحى، بالاست. شاید مهمترین علت، همین آزادى جنسى و تحریكات فراوان روانى است كه به وسیله عكسها، مجلّات، فیلمها و سىدىها و محافل مختلِط تفریحى و حتّى در كوچه و خیابان و تبلیغات كالاها و مُدها و... دامن زده مىشود و غالباً بىپاسخ مىمانَد ؛ چرا كه تخلیه جسم و روان از این هیجانات فزاینده، عملاً ممكن نیست و بدین ترتیب، پیرى زودرس و روانپریشى و اختلالات روحى دیگر، پیامدهاى طبیعى آن فضا هستند.
اوّلین فایده رفتار طبق مقتضای اسلام ، امنیت فضاى خانواده و اجتماع، ارتقاى موقعیّت زنان و دختران، شكوفایى استعدادهاى مختلف جوانان، و... می باشد كه مهمترین نشانههاى «بهداشت روانى» یك جامعه محسوب مىشوند كه زمینه لازم براى تولیدات فكرى و صنعتى و توسعه ابعاد مادّى و معنوى جامعه است.
در نهایت می توان گفت آنچه حقیقتا امروز معضل است و مسئولین و روانشناسان و جوانان را سردرگم كرده مسئله كنار آمدن با امیال و كنترل غرائض در این ارتباط است كه به خاطر نا آگاهی ها در روابط و تربیت ها مشكلات روحی شدید و حدیدی برای دخترو پسر بوجود می آید كه راه خلاصی از آن را سخت می كند . و گرنه در حیطه روابط دختر و پسر هیچ ابهامی وجود ندارد وشرع مقدس تمام آنچه را كه این ارتباط را توضیح و تبیین میكند بیان كرده همچنانكه گوشه ای از آن را مشاهده كردید. البته می دانیم كه برای نجات از سردرگمی و خلاصی از بند هواهای نفس و غرور جوانی و فشارهای جنسی و حس گرایش به جنس مخالف دین اسلام راه كارهای زیبا و ظریفی ارائه داده است كه این مقال را جای آن بحث نیست.
مهدی مهدوی (با اخذ كلیاتی از مقالات مشابه
نظر اسلام و قرآن درباره رابطه دختر و پسر چیست؟
به نام خدا
نظر اسلام و قرآن درباره رابطه دختر و پسر چیست؟
در آیه 23 سوره قصص خداوند داستان حضرت موسی (ع) و دختران حضرت شعیب را اینگونه ذکر می فرماید:« آنگاه که موسی بر سر آب مدین رسید، گروهی ازمردم را دید که گوسفندان خود را آب می دهند و درنزدیکی آنان، دو زن را دید که دور ایستاده اند و جلونمی آیند. به آن دو گفت: کارتان چیست و چه می کنید؟ گفتند روش ما این است که گوسفندان را آب نمی دهیم؛تا چوپانان ازآبشخور درآیند و گوسفندان خود را از آن خارج سازند. پدرمان پیری سالخورده است و خود نمی تواند گوسفندانمان را به اینجا بیاورد.آنگاه موسی،گوسفندانشان را آب داد،سپس از آبشخور به سوی سایه رفت و گفت: پروردگارا، من به هرخیری که به سویم بفرستی، سخت نیازمندم؛سپس یکی از آن دو زن، درحالیکه با نهایت حیا و عفت گام برمی داشت،نزد موسی آمد و به وی گفت:پدرم تو را فرا می خواند تا مزد آب دادنت به گوسفندان را به تو بپردازد».
در این آیه، راههای روابط سالم، بیان شده که عبارتند از:
1- رابطه نباید صرفاً رابطه و لذت غریزی باشد؛ بلکه اگر به اقتضای یک فعالیت اجتماعی و عملی جایز باشد، اشکالی ندارد.
2- نگاه به نامحرم، باید به دور از هوا و هوس باشد. نگاه حضرت موسی برخورد نمودن بود یعنی همانطور که مردم را دید،آنها را نیز دید و دیدن آنها چشم چرانی نبود.
3- زنان در فعالیت اجتماعی،نباید با مردان مختلط شوند.
4- سخن گفتن با نامحرم، اشکال ندارد؛ ولی در سخن گفتن، دو طرف باید مراعات اختصار و متانت را بنمایند.پس سخن گفتن زن و مرد با یکدیگر، تا وقتی که مفسده ای برای دو طرف نداشته باشد،آزاد است و مفسده، همانطور که ممکن است از محتوای سخن دو طرف حاصل بشود(مثل اینکه سخنان آنان وسوسه انگیز باشد) ممکن است از طرز حرف زدن نیز حاصل بشود؛ یعنی با کرشمه و ناز سخن بگویند.
5- فعالیت اجتماعی زنان، اشکالی ندارد،اما تا حد امکان باید کارهای مردانه و زنانه از یکدیگر تفکیک شوند،مگر در موارد ضرورت.
6- مکان ارتباط، نباید خلوت و خصوصی باشد.
7- زنان درهنگام حضور درمنظر نامحرم، باید با کمال حیا، حاضر شوند و پوشش و نوع راه رفتن و برخوردها،نباید جلب توجه کند.
8- دو طرف، ارتباط را ازخانواده خویش مخفی نکنند و سعی کنند آنها از اینگونه مسائل، مطلع شوند و حتی پدر می تواند محرم اینگونه امور باشد.
9- اگر جوانی نیازمند تشکیل خانواده و ازدواج است، به جای روابط ناسالم و گناه، بر خدا توکل کند و رابطه خویش را با او نزدیک کند.
10- انسان از رابطه ای که هیچگونه امکان ازدواج درآن نیست، باید پرهیز کند؛ زیرا نمی تواند آن را تحت چارچوب های ارزشی شرع و عرف درآورد.
رابطه مجهول2
مسئله دوستی دختر و پسر، برخلاف تصور برخی افراد که گمان می کنند محصول شرایط زمان فعلی ماست، از دیرزمان با همین عنوان،مطرح بوده است.
مسئله دوستی دختر و پسر، برخلاف تصور برخی افراد که گمان می کنند محصول شرایط زمان فعلی ماست، از دیرزمان با همین عنوان،مطرح بوده است. قرآن شریف در وصف مردان شایسته،به بانوان چنین سفارش می کند: مردانی مناسب همسری اند که پنهانی و به صورت نامشروع، با زنان، دوستی و رابطه نداشته باشند؛(و لا متَّخِذی أخدانٍ)سوره مائده آیه 5 کسانی که دوست دختر، اختیار نکرده باشند.
همچنین به مردان،چنین سفارش می کند:زنانی شایسته همسری هستند که به صورت پنهانی، با مردان رابطه دوستی نداشته باشند؛(و لا متّخِذاتِ أخدانٍ)سوره نساء آیه 25 کسانی که دوست پسر اختیار نکرده باشند.
دراینجا این سؤال پیش می آید که کسی که قصد انتخاب همسر دارد از کجا بفهمد که قبلا آن شخص ارتباط نامشروع داشته یا نه؟ یا شایسته همسری هست یا نه؟
قرآن در جواب می گوید:(ألخبیثاتُ للخبیثین والخبیثونَ للخبیثات والطّیباتُ للطیبین والطیبونَ للطیبات)سوره نور آیه 26
زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشت کار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصفند و بالعکس زنان پاکیزه لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه اند.
پس آدمی باید به خودش بنگرد که گذشته و جوانی خود را چگونه سپری کرده؛ آیا مصداق پاکان برای پاکان است یا خدای نکرده...
رابطه مجهول3
برخی از پیامدهای رابطه با جنس مخالف
۱- عاشق شدن؛ نوع خلقت انسان، به ویژه در سن جوانی به گونه ای است که جنس مخالف، برای او جاذبه دارد و اگر ارتباط پیوسته بین دختر و پسری برقرار باشد، بعد ازمدتی به یکدیگرعلاقه مند می شوند و اگر این ارتباط دوستی ادامه یابد، از حد علاقه نیز گذشته، شیفته و عاشق یکدیگر می شوند؛ تا حدی که عیب های یکدیگر را نمی بینند. این عشق و علاقه، فقط به جهت ارتباط حاصل می شود و منشأ آن، غریزه جنسی است و به دور از ملاک ها و معیارهای منطقی، عقلایی و عرفی می باشد.
بیشتر جوانانی که این گونه عاشق می شوند، علاوه بر اینکه ازجهت سن، شغل و موقعیت خانوادگی، دارای شرایط ازدواج نیستند، شناخت کاملی از طرف مقابل و خانواده او نیز ندارند.
عقل می گوید:این وابستگی، به صلاح تو نیست و تمام انرژی و نشاط جوان را می گیرد؛ به طوری که جوان ازفعالیت های درسی و اجتماعی، باز می ماند و مبتلا به نوعی افسردگی و کسالت می شود.
درعین حال، دل، راضی به حکم عقل نیست و روز به روز، مایل به روابط بیشتر و نزدیکتر است و به جای اینکه به عواقب آن توجه کند، در پی رسیدن به خواسته های نفسانی است و دراینجاست که تعارض عقل و دل یا به عبارتی عقل و عشق رخ می دهد.
این ناهنجاری که بیشتر ازطریق دیدارها و تلفن های مخفیانه صورت می پذیرد و باضعف اراده، تشویش خاطر، نگرانی، افسردگی و غصه های طولانی مدت، همراه است و جوان را ازواقعیات زندگی دور کرده و به عالم تخیل و مستی فرو می برد.جالب اینجاست این همه علاقه و خماری پی در پی جوان، به خاطر ارتباط با شخصی است که نه خانواده اش را به خوبی می شناسد و نه حتی خود او را و نه پسر و دختر با فرهنگ یکدیگر آشنا هستند؛ نه شرایط هم کفو بودن و هم شأنی لحاظ شده و خانواده ها از این مسأله خبر دارند.
۲- تقویت حرص و خواسته های جنسی؛ دراینگونه ارتباط ها هریک از دوطرف، ابتدا به حداقل ها راضی و خشنود هستند و شاید هدفی جز نگاه کردن و سخن گفتن با یکدیگر ندارند؛ ولی هنگامی که رفاقت و معاشرت حاصل شد،دیگربه این حد قانع نیستند و خواهان ارتباط بیشتر می شوند به شکلی که قدم به قدم و مرحله به مرحله خواسته های طرفین بیشتر شده،ارتباط پیشین را به هیچ وجه کافی و ارضا کننده به حساب نمی آورند.خواسته های انسان،تمام شدنی ومحدود نمی باشند و شخص، هیچ گاه به ارتباط با یک فرد، قناعت نمی کند و مایل به گسترش این گونه روابط با افراد گوناگون است و اگر کسی تصور کند که در این مسأله، سیر و اشباع می شود سخت در اشتباه است.
۳- عدم رضایت نسبت به همسر خود در آینده؛ارتباط های غیرمتعارفی که در چارچوب فرهنگ دینی و اجتماعی ما نباشند، از آنجا که در طول زمان با افراد مختلف، متعدد و متنوع صورت می پذیرند موجب می شوند که چنین شخصی در زندگی آینده خود، دچار مشکل شده، زندگی اش سرد و عاری از نشاط گردد.
زندگی کسانی که به اقتضای شغل خود ارتباط های وسیع و صمیمی با جنس مخالف دارند، مانند بازیگران و هنرپیشگان، شاهد این مدعاست.
دلیل این رویداد تلخ چند چیز است: اول این که جوّ بدبینی نسبت به همسر و به طور کلی جنس مخالف، در ذهن هریک از طرفین شکل گرفته است.
دلیل دوم، عدم توانایی در ابراز محبت خالص و صمیمی نسبت به همسر، در اینگونه افراد است. کسی که تا به حال به جهت ارتباط های خود با جنس مخالف مجبور به انواع ابراز محبت به افراد مختلف بوده، درقبال همسرآینده خود، آنچنان عاجز خواهد بود که همسرش به راحتی، تصنعی بودن(ساختگی بودن) ابراز محبت او را درک می کند.
۴- خطر به دام افتادگی؛ یکی دیگر از ضررهای روابط دختر و پسر، خطر به دام افتادن در نقشه های شوم شیّادان و بی رحمان نسبت به آبرو و عفت افراد است.
۵- افزایش هزینه زندگی؛برای پسر و دختر که دانشجو و محصل هستند و درآمد خاصی ندارند، خریدن هدیه جشن تولد و رفتن به بعضی تفریحگاه ها، پرداخت قبض های تلفن همراه و دیگر هزینه ها نوعی فشار روحی است که رفته رفته موجب ازبین رفتن عزت نفس، خودباوری و نشاط روحی آنان می شود.
گردآورنده :مهدی مسلم زاده